حكمراني «اهم و مهم»
اكبر منفرد
فصلالخطاب در حكمراني ديني، عقلانيت مصلحتانديش و كارآمد است. در آموزههاي اسلامي، دو اصل كليدي راهنماي عمل پيامبران و پيشوايان بوده است؛ نخست، قاعده ارتباطي «إنا معاشر الأنبياء نكلم الناس بقدر عقولهم» (سخن گفتن به اندازه درك و نياز مخاطب) و دوم، تفكيك امور نافع از غيرنافِع با معيار «ذاك علم لايضر من جهله و لاينفعه من علمه». اين دو گزاره، ريشه در يك ضرورت بنيادين در حكمراني دارد: «اولويتسنجي بر مبناي اهم و مهم». اما امروز در نحوه اداره كشور و بهويژه در محتواي تريبونهاي عمومي و خطبههاي نماز جمعه، فاصله عميقي با اين اصول مبنايي ايجاد شده است. بررسي اين آسيب، ابعاد مختلفي دارد:
۱. غفلت از دردها و مسائل روز جامعه- حكمراني كارآمد، بيش از هر چيز نيازمند اتصال مستمر به نبض ملموس جامعه است. وقتي تريبونهاي رسمي و ملي به جاي پرداختن به بحرانهاي اقتصادي، ريشههاي فساد، شكافهاي طبقاتي، تورم و دغدغههاي معيشتي روزمره مردم، به مباحث انتزاعي، تكراري يا شعاري ميپردازند، طبيعي است كه مخاطب خود را از دست بدهند. جامعهاي كه با تنگناهاي عيني دستوپنجه نرم ميكند، از تريبوني كه صداي مطالبات بحق او نيست، روي برميگرداند.
۲. بحران مخاطبشناسي و ريزش مرجعيت فكري- نسل امروز با منطقِ كارآمدي، صراحت و عقلانيتِ معطوف به نتيجه سخن ميگويد. اصرار بر حفظ قالبهاي سنتي، كليشهگويي و بيتوجهي به زبان و مسائل روز، به معناي ناديده گرفتن قاعده «بقدر عقولهم» است. وقتي سخنرانانِ تريبونهاي عمومي زبانِ زمانه خود را نشناسند و مسالهشناس دقيقي نباشند، پيامشان به دل و جان مخاطب نمينشيند و حاصل آن، افتِ شديد اقبال عمومي به اين پايگاههاي مهم است.
۳. جابهجايي اولويتها (اهم و مهم) - در فقه سياسي اسلام، حفظ كرامت انسان، عدالت اجتماعي و تامين حيات طيبه در گروي حل مشكلات واقعي مردم است. پرداختن به فرعيات و غفلت از اولويتهاي حياتي حكمراني، مصداق بارز جابهجايي «اهم و مهم» است. حكمراني ديني نيامده است تا از مسائل بياثر سخن بگويد؛ آمده است تا گرهي از زندگي عيني مردم باز كند.
راهكار: بازگشت به عقلانيت حكمراني اسلامي- براي ترميم شكاف ميان تريبونهاي رسمي و بدنه جامعه، نيازمند يك تحول جدي هستيم:
مسالهمحوري: تريبونهاي عمومي بايد بازتابدهنده دردها، مطالبات و دغدغههاي واقعي مردم باشند، نه تريبوني براي سخنان مألوف و بيتناسب با ميدان.
تغيير رويكرد از فرمگرايي به كارآمدي: احياي مرجعيت تريبونهاي ديني در گرو شجاعت در پرداختن به مسائل كلان كشور با رويكردي گرهگشا و واقعبينانه است. تريبون ديني اگر نتواند ملجأ و پناهگاه اميد، عدالت و حل مسائل روز مردم باشد، به تدريج كاركرد اصلي خود را از دست خواهد داد. بازگشت به عقلانيتِ سنت نبوي، تنها راه احياي اثرگذاري اين نهادهاست.
حقوقدان