سرنوشت جنگ ايران و امريكا
سپس در خصوص مسائل مهم ديگر مانند هستهاي به مذاكره ميپردازند.
اما انجام هر كدام از اين 3 عامل، آسان و ممكن نيست و كاخ سفيد نميتواند به راحتي آن را به اجرا گذارد، زيرا اولا، ادامه جنگ و حمله شديد به ايران با عكسالعمل و حمله كشورمان به مراكز نظامي و اقتصادي امريكا و كشورهاي همپيمان با آن مواجه خواهد شد و علاوه بر آنكه جغرافياي جنگ گسترش مييابد، امكان ورود ديگر كشورها و جنگ جهاني سوم نيز دور از انتظار نخواهد بود. با توجه به افزايش قيمت نفت و كالا و مخالفت مردم امريكا با جنگ (كه در انتخابات به نمايش گذاشتند)، هرگونه ادامه آن، (اگر به پيروزي سريع منجر نشود) ميتواند به محاكمه و استيضاح ترامپ توسط دموكراتها بينجامد يا به اتفاقاتي مانند آنچه اكنون در كشورهاي اروپايي در جريان است مانند حمله به مغازهها و مراكز اقتصادي و تجاري منجر شود.
ثانيا، تشديد محاصره اقتصادي ايران با توجه به راههاي مختلف دور زدن تحريمها (نه به صورت كامل بلكه محدود) ممكن است با چالش روبهرو شود، به خصوص اينكه برخي كشورها از جمله چين و روسيه از جنگ ايران و امريكا منتفع ميشوند و همين به آنها انگيزه ميدهد كه بهتر است تهران در برابر واشنگتن شكست نخورد و به طريقي از آن حمايت كنند.
ثالثا، مذاكره با ايران آسان نيست، زيرا مقامات جمهوري اسلامي با فشارهاي داخلي مواجه بوده و حاضر به عقبنشيني يا دادن امتياز به ترامپ نيستند. همين موضوع موجب شده كه مذاكره كردن با ايران را سخت كند. از سوي ديگر به دليل اقدامات گذشته امريكا در برهم زدن ميز مذاكره، اعتمادي نيز بين دو كشور وجود نداشته و هر توافقي احتمال شكسته شدن دارد. حتي در صورت توافق كامل با توجه به شرايط درخواستي ايران، ترامپ با هجمهاي از طعنه و نيشهاي مخالفانش مواجه خواهد شد، زيرا وي قبلا دادن امتياز از سوي اوباما را به تمسخر گرفته و اكنون نوبت خود او است كه مورد تمسخر قرار گيرد. در هر صورت آنچه سرنوشت جنگ را تعيين ميكند، مقاومت مردم ايران است. آنچه در ميدان جنگ (چه نظامي و چه اقتصادي) يا در پشت ميز مذاكره، به رزمندگان ما دلگرمي ميدهد و ميتواند از حق مردم دفاع كند، تابآوري ملت ايران است كه براي مقابله با دشمنانش سر خم نميكند.