جنايت سازمان يافته ضايعاتيها
نيوشا طبيبي
«لوازم منزل داري، ضايعات آهني، شيرآلات داري، چراغ سماور داري، خريداااارم، خردهريز شركت داري، خردهريز انبار داري خريداااارم…» اين كلمات كه با آهنگي يكنواخت و صدايي بد ادا ميشوند، پسزمينه صوتي تمام ساعات زندگي ماست.
وانتها بيوقفه در تمام روزهاي هفته در محلههاي اين شهر ميچرخند و با صدايي هماهنگ از ساكنين ميخواهند كه ضايعات و وسايل اضافيشان را به آنها بفروشند. در محله ما كار اين وانتها از ساعت هفت و نيم صبح آغاز ميشود. به طور متوسط در هر ساعت چهار وانت وارد كوچه ميشوند و با همان صداي يكنواخت آزاردهنده، تبليغات خود را با صداي بلند پخش ميكنند. حدود ظهر يكي دو ساعت حجم كمتري از اين وانتها وارد محله ميشوند. غروب كه ميشود ديگر خبري از آنها نيست تا فردا صبح. روزهاي تعطيل آمد و رفت اين وانتها شدت بيشتري ميگيرد. صدايي ضبط شده و يكسان از تمام اين وانتها پخش ميشود. پس به احتمال زياد همه آنها به يك سازمان و شبكه وابستگي دارند. قاعدتا اين شبكه توسط فرد يا افرادي مديريت ميشود و ضايعاتي كه آنها خريداري ميكنند، به مركزي حمل و بعد از جداسازي و تعمير دوباره فروخته ميشوند. ميتوان حدس زد كه اين كار، تجارت بسيار پرسودي است و احتمالا به همين دليل متصديان امر در حاشيهاي امن و تاريك نشستهاند و دستگاههاي ذيربط هيچ اقدامي براي حل اين مشكل نميكنند. جمعآوري ضايعات و بازيابي آنها و تعمير لوازم منزل و بازگرداندن آنها به چرخه مصرف، كارهايي مفيد به حال اقتصاد ملي هستند اما هزينه اين كار نبايد ايجاد عصبانيت در شهروندان و سلب آسايش از آنها در تمام ساعات
روز باشد. اين وانتها و البته صاحبان اين شبكه مرموز با ايجاد سر و صداي نابهنجار در تمام اوقات سلامت رواني شهروندان را به مخاطره افكنده، در حال انجام جنايتي سازمانيافته عليه تهرانيها هستند.