ايران و امريكا: بازگشت به عهد مودت
علي آهنگر
رويارويي مستقيم امريكا با ايران اكنون به نقطه اوج خود رسيده است؛ نقطهاي كه شايد هيچ كس آن را پيشبيني نميكرد. تجمع بيسابقه تجهيزات نظامي امريكا در منطقه، فراتر از يك نمايش قدرت يا تلاش براي جلب رضايت اسراييل و نتانياهو است. چرايي اين وضعيت زماني روشنتر شد كه دونالد ترامپ در ۱۴ فروردين از سياست «جنگ جهاني تعرفهها» عليه كشورهاي جهان پرده برداشت. «چو پردهدار به شمشير ميزند همه را / كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند...» اين پردهدري نشاندهنده اولويت استراتژيك اقتصاد و جريان سرمايه براي دولت ترامپ است؛ اولويتي كه او را آماده نبرد با جهان، چه در قالب جنگ تعرفهاي و چه اقدام نظامي كرده است. او در حال بازنويسي راديكال اقتصاد جهاني است. قلب اقتصاد و جريان سرمايهاي كه او در نظر دارد، خاورميانه و خليجفارس است. در برنامه او، امنيت تنگهها و آبراهههاي مهم بينالمللي و كشتيراني تجارتي از اهميت غيرقابل چشمپوشي برخوردار است. با درك چنين شرايطي، دكتر علي لاريجاني شامگاه ۱۲ فروردين ۱۴۰۴ به تلويزيون آمد و با هوشمندي از امكان تعريف منافع اقتصادي امريكا در ايران سخن گفت. اما تحقق اين پيشنهاد نيازمند بسترهايي است كه مهمترين آن ايجاد اعتمادي فراگير ميان دو كشور است كه عهدنامه مودت بهترين زمينهساز آن است.
عهدنامه مودت چيست؟ عهدنامه مودت ميان ايران و امريكا در ۲۳ مرداد ۱۳۳۴در زمان نخست وزيري حسين علا در تهران به امضا رسيد. اين سند با هدف حفاظت از حقوق و منافع دو ملت در زمينههايي چون توسعه تجارت، امنيت سرمايهگذاري و بهرهمنديهاي اقتصادي تدوين شد. از اواخر دهه ۱۳۲۰، دولتهاي ايران به جذب سرمايه خارجي براي توسعه اقتصادي كشور چشم دوخته بودند. اين هدف پس از تصويب قانون جلب و حمايت از سرمايهگذاري خارجي در آذر ۱۳۳۴ و انعقاد عهدنامههاي مودت دوجانبه با كشورهاي مختلف از جمله امريكا، فرانسه، يونان، اسپانيا، ايتاليا، دانمارك، مكزيك، عربستان و چند كشور ديگر امكانپذير شد.
پس از ۶۳ سال و در پي خروج امريكا از برجام، مايك پمپئو در ۱۱ مهر ۱۳۹۷ خروج رسمي امريكا از اين عهدنامه را اعلام كرد.
شرايط كنوني و اولويتهاي ترامپ- اكنون دونالد ترامپ در دور دوم رياستجمهوري خود بار ديگر نشان داد كه اقتصاد امريكا با ۳۶ تريليون دلار بدهي و رقابت فزاينده با چين، براي او در اولويت حياتي است. اينكه با اين وضعيت چگونه ميخواهد وارد جنگي پرهزينه شود، جاي پرسش است. با اين همه، تجمع بيسابقه تجهيزات نظامي در خاورميانه، نشانهاي از عزم جدي امريكا براي تقابل با ايران است. اين جديت به حدي است كه كابينه امنيتي فرانسه در ۱۳ فروردين جلسهاي اضطراري برگزار كرد و وزير خارجه اين كشور هشدار داد كه «بدون توافق ميان ايران و امريكا، وقوع جنگ تقريبا حتمي خواهد بود». با اين حال شواهد نشان ميدهد كه خود ترامپ مذاكره و توافق با ايران را به جنگ ترجيح ميدهد.
جنگ يا صلح؟ جنگ ميان ايران و امريكا براي منطقه خاورميانه كه همچون بشكه باروت آماده انفجار است، گزينهاي ويرانگر است. جنگي كه آغازش با يك جرقه ممكن است، اما پايانش نامعلوم و احتمالا فاجعهبار خواهد بود. چنانكه سردبير ميدلايستآي گفت: «حمله به ايران جرقه آغاز جنگ سوم خليجفارس است كه ويرانگرترين جنگ پس از جنگ جهاني دوم خواهد بود». بديهي است كه هرگونه آتشافروزي در خليجفارس، اين دريا را به جهنمي از آتش بدل ميكند. جهنمي از آتش كه سرانجام و فرجامي نامعلوم دارد. پرهيز از اين جنگ، به نفع امريكا، ايران، خاورميانه و اقتصاد جهان است. اما چگونه ميتوان از اين فاجعه جلوگيري كرد؟ پاسخ شايد در يك «شگفتانه ديپلماتيك» نهفته باشد: «بازگشت به عهدنامه مودت».
چرا بازگشت به عهد مودت؟ بازگشت به عهدنامه مودت ميتواند با كاهش تنشها و ايجاد بستري براي گفتوگو، آتش جنگ را خاموش كند. اعتمادسازي ميان دو كشور را افزايش دهد و دشمني ديرينه را كمرنگ كند. وقتي مودت، احترام و اعتماد ميان دو طرف برقرار شد، آنگاه حفظ وضعيت موجود، هويت و چيستي هر دو طرف با قدري تعديل و تعامل پذيرفتني است. به علاوه، زمينهساز همكاريهاي اقتصادي و جذب سرمايهگذاري خارجي ميشود. پيشنهاد دكتر لاريجاني براي تعريف منافع اقتصادي مشترك، با بازگشت به اين عهدنامه تكميل ميشود. اين بازگشت ميتواند از طريق احياي سند پيشين يا تدوين عهدنامهاي جديد با همان روحيه همكاري انجام شود. در شرايطي كه جهان نظارهگر و در التهاب رويارويي ايران و امريكاست، بازگشت به عهدنامه مودت نهتنها راهي براي پرهيز از جنگ، بلكه فرصتي براي بازسازي روابط و توسعه اقتصادي با جهان است. اين پيشنهاد، پاسخي هوشمندانه به تهديدهاي كنوني و تقويتكننده ارزشهايي است كه «صلح» و همكاري را بر «جنگ» و تخريب ترجيح ميدهند.