يك رييس جنجالي؛ ترامپ و زمزمههاي رياستجمهوري سوم
هادي آخوندي نعمت آباد
دونالد ترامپ، رييسجمهوري ايالات متحده امريكا، اخيرا در مصاحبهاي با شبكه انبيسي نيوز از احتمال كانديداتوري در دوره سوم رياستجمهوري گفته و تأكيد كرده است كه در اين مورد شوخي هم نميكند! اظهارات ترامپ تاكنون واكنشهاي متفاوتي را در پي داشته؛ هوادارانش يا آن را شوخي سياسي ميدانند يا بهنوعي از محدوديت قانوني دو دورهاي انتقاد ميكنند و آن را مانع از ادامه خدمت يك رهبر محبوب ميدانند. در مقابل، منتقدان از جمله دموكراتها و حتي برخي جمهوريخواهان سنتي هشدار دادهاند كه اين حرفها نشانهاي از گرايشهاي ديكتاتوري و تلاش براي بياعتبار كردن نهادهاي دموكراتيك است. به هر حال سوال اينجاست كه آيا اين تاجر سياستمدار واقعا ميتواند براي سومين بار ساكن كاخ سفيد شود يا صرفا يك ترفند سياسي براي پيشبرد برنامههايش است؟ در اين يادداشت، به بررسي اين پرسش و همچنين تجربه ديگر روسايجمهور و رهبران جهان در اين زمينه پرداختم.
با رجوع به قانون اساسي ايالات متحده كه يكي از قديميترين قانونهاي اساسي مكتوب جهان و سند بنيانگذاري نظام دموكراتيك امريكا هست، متمم بيست و دوم اين قانون را خواهيم ديد كه در سال 1951 به تصويب رسيده است و صراحتا تصدي بيش از دو دوره رياستجمهوري را ممنوع ميكند. اين متمم واكنشي بود به چهار دوره رياستجمهوري فرانكلين روزولت در دوران ركود بزرگ و جنگ جهاني دوم. پيش از آن، روسايجمهور معمولا از سنت جورج واشنگتن پيروي كرده و تنها دو دوره در قدرت ميماندند. اما پس از روزولت، اين سنت به قانون تبديل شد و در نتيجه آن هيچ فردي نميتواند بيش از دو بار انتخاب شود، خواه اين دورهها متوالي باشد يا نباشد. بر اين اساس، ترامپ پس از پايان دوره دوم، حتي براي پست معاون رييسجمهوري هم واجد شرايط نخواهد بود.
- پس چرا ترامپ از دوره سوم صحبت ميكند؟
دلايل زيادي براي مطرح كردن چنين موضوعي از سوي چهل و هفتمين رييسجمهور امريكا وجود دارد از جمله: اطمينان خاطر و دلگرمي براي پايگاه سياسي خود: ترامپ خود را قهرمان مبارزه با سيستم معرفي كرده و
با مطرحكردن ايده سومين دوره، در واقع به هوادارانش القا ميكند هنوز پرونده او در سياست امريكا بسته نشده است. جلبتوجه رسانهها: او كه در تحريك رسانهها و انحصار فضاي خبري تبحر و تجربه دارد، از اين اظهارات جنجالبرانگيز به عنوان بخشي از استراتژي دايمي ديدهشدن بهره ميبرد.
ابهام به عنوان اهرم قدرت: سخنگفتن از سناريوهاي ممنوعه، گاه در سياست نوعي نمايش قدرت و تهديد نرم تلقي ميشود.
تكرار ادعاي تقلب: او با اشاره به انتخابات رياستجمهوري دوره قبل و تكرار اينكه «دورهاش را دزديدهاند»، به دنبال مشروعيتبخشي به بازگشت دوبارهاش است.
سوال ديگري كه مطرح ميشود، اگر ترامپ بخواهد تلاش كند، چه خواهد شد؟
از منظر قانوني، اگر فردي كه دو بار به عنوان رييسجمهوري انتخاب شده، بار ديگر بخواهد در انتخابات شركت كند، ديوان عالي امريكا به سرعت مداخله خواهد كرد. قانون واضح است و تلاش براي نقض آن به بحران قانون اساسي منجر خواهد شد؛ اين در حالي است كه برخي از حقوقدانان مطرح كردهاند شايد چنين فردي بتواند به عنوان معاون رييسجمهوري انتخاب شود و در صورت كنارهگيري رييسجمهوري، دوباره به قدرت برسد. اما همانطور كه گفته شد اين فرضيه نيز با تفسير متمم بيستودوم و ساير قوانين مربوط به جانشيني در تضاد است و مردود خواهد شد.
آيا قانون اساسي ميتواند تغيير كند؟
از نظر فني جواب مثبت است، قانون اساسي امريكا قابل اصلاح است، اما اين كار بسيار دشوار است. براي اصلاح دو سوم اعضاي مجلس نمايندگان و سنا بايد موافق و سه چهارم ايالتها آن را تصويب كنند. در گذشته نيز پيشنهادهايي براي لغو متمم بيستودوم مطرح شده است كه هيچكدام حمايت كافي دريافت نكردهاند و با توجه به فضاي سياسي دوقطبي فعلي، احتمال اين اصلاح بسيار كم است بهويژه براي منفعت يك فرد خاص. مهمتر اينكه عاملي براي تهديد اصول دموكراسي امريكايي به شمار ميرود، اصولي همچون: چرخش قدرت، انتخابات آزاد، حاكميت قانون و تفكيك قوا. تلاش براي دور زدن محدوديتهاي قانوني رياستجمهوري، حتي در قالب شوخي يا ايدهپردازي سياسي، در تضاد با اصل چرخش قدرت و تهديدي براي دموكراسي ليبرال تلقي ميشود. موضوعي كه اكثريت مردم امريكا حتي برخي از جمهوريخواهان ميانهرو نيز از آن حمايت ميكنند و اين قانون را به عنوان سدي در برابر تمركز قدرت و ديكتاتوري ميدانند. از نظر سياستمداران، دولتمردان و مردم امريكا، اين اصول محكم و خدشهناپذير قانوني است كه باعث قدرت نظام سياسي حاكم بر اين كشور در مقايسه با ساير كشورها و دموكراسي جهان است. در بسياري از كشورهاي جهان، اين محدوديت يا وجود ندارد يا توسط قانونگذاران با تغييرات عمدي دور زده شده است؛ ولاديمير پوتين در روسيه با اصلاح قانون اساسي، دوران رياستش را تا ۲۰۳۶ تمديد كرد؛ شي جينپينگ در چين، محدوديت دوره رياستجمهورياش را حذف كرد و ميتواند مادامالعمر در قدرت بماند؛ رجب طيب اردوغان در تركيه با تغيير ساختار سياسي كشور، شمارش دورههايش را از ابتدا آغاز كرد؛ آنگلا مركل در آلمان چهار دوره صدر اعظم بود و محدوديتي براي تعداد دورهها وجود نداشت؛ در انگلستان، نخستوزير محدوديت زماني ندارد و تا زماني كه حمايت پارلمان را دارد، در قدرت باقي ميماند. اما در امريكا ماجرا به شكلي ديگر است و با توجه به مواردي كه گفته شد، سخنان ترامپ در خصوص تمديد دوره سوم رياستجمهورياش، بيشتر از آنكه يك برنامه حقوقي باشد، يك پيام سياسي است و جنبه استراتژيك و تحريكآميز دارد.
كارشناس بينالملل