برخيز و اول بكش (117)
فصل دوازدهم
غرور- عمليات تميز
نويسنده: رونن برگمن / ترجمه: منصور بيطرف
سه نفر از افراد جبهه خلق براي آزادي فلسطين دستور داشتند تا در خارج از فرودگاه نايروبي، پايتخت كنيا منتظر ورود يك هوايپماي خط ال عال باشند. اين در حالي بود كه دو آلماني مراقب پيشخوان اين خط هوايي در ترمينال فرودگاه بودند تا از آخرين ساعت ورود پرواز مطمئن شوند تا افرادي كه در بيرون منتظر هستند را خبردار كنند.
بعد از پرواز هواپيما بر سر آنها، افراد عضو جبهه وظيفه داشتند كه آن را با پرتابكننده موشك استرلا سام 7 كه بر شانه قرار ميگرفت به آن شليك كنند.
اين افراد دو ماه پيش از عمليات شليك كردن استرلا را تمرين كرده بودند و طرح فرودگاه نايروبي كه توسط عوامل جبهه تهيه و شناسايي مقدماتي با آن داشتند را مطالعه كرده بودند. آنها يك ناحيهاي در خارج از فرودگاه و در غرب آن مابين جاده مومباسا و فنسهاي پارك ملي نايروبي قرار داشت و با درختهاي بلند و كاكتوس پوشيده شده بود را شناسايي كردند. از اين نقطه به وضوح ميشد باند فرودگاه را ديد.
يك هفته قبل از عمليات دو موشك استرلا كه توسط كا گ ب تهيه شده و به نايروبي قاچاق شده بود، تحويل حداد شد. 9 روز قبل از عمليات، هشت عضو گروه به طور جداگانه و با پاسپورتهاي جعلي وارد نايروبي شدند و در هتلي در مركز شهر مستقر شدند.
همه چيز براي حمله آماده بود اما موساد از طريق «غمگين» عامل نفوذي خود از توطئه خبردار شده بود.
يك بحثي در داخل آژانس با سرپرست بخش نفوذيها - شاموئل گورن - پيش آمد . گورن بيش از هرچيزي ميخواست تا از «غمگين» حفاظت كند و ميترسيد كه اگر موساد جزييات حمله برنامهريزي شده را به مقامات كنيايي افشا سازد و آنها را در به تور انداختن (تروريستها) كمك كند، گروه حداد متوجه خواهد شد كه موساد يك عامل در درون سازمان دارد كه به آنها اسرارشان را لو ميدهد. اين امر ميتوانست پايان «غمگين» را رقم بزند. گورن پيشنهاد داد كه با استفاده از «كارگر عبري» – به عبارت ديگر، كشتنهاي هدفمند مجرمان توسط تيم سرنيزه- «بدون آنكه با مقامات داخلي كنيايي شريك شوند» توطئه را خنثي سازند.
از طرف ديگر، سرپرست بخش روابط خارجي موساد، ناهام آدموني كه مسوول عمليات آفريقايي آژانس براي مدتهاي مديد بود جومو كنياتا، رييسجمهور كنيا، و سرپرست اطلاعاتياش را به خوبي ميشناخت، جسورانه پيشنهاد داد كه اين عمليات را زير بيني «داخليها» انجام دهد.
موضوعات عملياتي ديگري هم وجود داشت؛ تيم سرنيزه تازه بعد از افتضاح ليلهامر بازسازي خود را شروع كرده بود. اليعزر سفرير يكي از مقامات سابق موساد گفته بود: «ما احساس كرديم كه مديريت كردن همزمان چندين نفر در حالي كه در دستان آنها موشك است چقدر ميتواند پيچيده باشد.»
اسحاق هوفي يك ژنرال سابق كه رياست موساد را از زامير در سال 1974 تحويل گرفته بود در ملاقات با همتاي خود در سيا در لانگلي بود كه از روند موجود مطلع شده بود. او يك پيام رمزدار با توصيههايش براي اسحاق رابين فرستاد: با مقامات كنيايي همكاري كنيد و از تيم سرنيزه استفاده نكنيد.
اسحاق هوفي گفته بود: «اصول تغيير نكرده بود- اگر كسي يك يهودي را بكشد خونش به پاي خودش است. اما اين غيرممكن است كه مردم را هر روز سردرگم كنيد. كشتنهاي هدفمند براي مردم خودت مستلزم ريسك بالايي است و در اين مورد خطر تضعيف روابط با كشوري كه در آنجا عمليات ميكنيد – كه در اين حالت كنيا است. در عمليات، قاعده اين است كه كار غيرضروري صورت نگيرد. شما يك هدف داريد؛ عمليات را تميز انجام دهيد . هر چيز ديگر را فراموش كنيد. هدف عالي ما اين بود كه مطمئن شويم هيچ اتفاقي براي هواپيماي «العال» نميافتد و در همان زمان تا آنجا كه امكان پذير است از منبع خودمان محافظت كنيم.»
توضيح: استفاده از واژه تروريستهاي فلسطيني براي حفظ امانت در ترجمه است، نه اعتقاد مترجم و روزنامه .