كتابخانه
هگل به روايت آدورنو
تئودور آدورنو در ١٤ نوامبر ١٩٥٦، به مناسبت صدوبيستوپنجمين سالمرگ هگل، در دانشگاه آزاد برلين سخنرانياي ايراد كرد كه بنا بود به ابعاد و سويههاي فكري هگل اختصاص داشته باشد. در همان ايام همين مباحث و ديگر مسائل و موضوعات را به نحوي مبسوطتر در قالب درسگفتاري راديويي مطرح كرد. از آنجا كه مباحث سخنراني دانشگاهي و درسگفتار راديويي عميقا به هم ارتباط داشتند، آدورنو مضامين اين دو را، به علاوه «اضافاتي مهم» در قالب تكنگارياي با عنوان «سويههاي فلسفه هگل» گرد هم آورد.
تئودور آدورنو در اين كتاب، برحسب قرائت خاص خودش از ايدئاليسم آلماني به طور كلي و فلسفه هگل به طور خاص، آن هم قرائتي كه به اقتضاي فشردگي فضاي نوشتار هيچگاه آنقدرها بسط نمييابد و صرفا به اشاره برگزار ميشود، پارهاي از تعيينكنندهترين پروبلماتيكهاي فلسفه هگل- و نيز ديگر فلسفههاي ايدئاليسم آلماني: كانت، فيشته و شلينگ- را برجسته ميكند، و البته به سرعت از روي آنها ميپرد، تا در نهايت گرهگاههاي اين فلسفه را به يكديگر وصل كند و انسجام منطقي آن و در عين حال تنش درونياش را نشان دهد.
«سويهها» اثر تئودور آدورنو با ترجمه محمدمهدي اردبيلي، حسام سلامت و يگانه خوبي به تازگي توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است.
زبان هايدگر
ژانماري ويس در «واژهنامه هايدگر» ميكوشد به زبان هايدگر نزديك شود و واژهها يا به بيان خود هايدگر، «مفاهيم بنيادين» اين زبان را تبيين كند. البته نه با ترجمه صرف كه از عهده چنين كاري برنميآيد بلكه از طريق برقراري ديالوگي ميان زبان فرانسه و زبان آلماني، ديالوگي كه از محدودههاي يك زبان فراتر ميرود و واژهها را به روشنايي سرآغازينشان در «سرآغاز نخست» انديشه در يونان بازميگرداند. اين ديالوگ زبان فرانسه را به «پاسدادن» ميان زبان يوناني و زبان آلماني وارد ميكند و از اين راه تلاش ميكند واژهها و مفاهيمي را روشن كند كه هايدگر براي اشاره به «فراگذار» از سرآغاز نخست انديشه غربي به «سرآغاز ديگر» به كار ميبرد.
اين واژهنامه مفاهيم دورههاي متفاوت كار فكري هايدگر را دربرميگيرد و ميكوشد اين مفاهيم را تا حد امكان با زباني روشن اما دقيق به بيان آورد. زبان هايدگر، اگرچه باطنا نوعي ديالوگ است، واژگاني را نيز در بر دارد كه در كتاب حاضر سعي شده با فهميدن آنچه خود او دوست داشت «مفاهيم بنيادين» بنامد، حدود آنها مشخص شود.
درباره كييركگور
آثار كييركگور تعمدا بينظام است و مشتمل بر مقالات، سخنان كوتاه، گفتارهاي حكيمانه، نامههاي ساختگي، روزنامهها و ديگر اشكال ادبي است. بيشتر آثار او اصلا تحت نام مستعار منتشر شدند. او اصطلاح وجودي (اگزيستانس) را براي فلسفهاش برگزيد زيرا او فلسفه را به عنوان بياني از يك زندگي فردي شديدا آزمون شده ملاحظه كرده بود، نه به عنوان ساختاري از يك نظام يكپارچه در روش فيلسوف آلماني قرن نوزدهمي يعني گئورگ ويلهلم فريدريش هگل كه كييركگور در اثر پينوشت ناعلمي پاياني (۱۸۴۶: ترجمه ۱۹۴۱) به او تاخته است. هگل ادعا كرده بود كه به يك فهم كامل عقلاني از زندگي آدمي و تاريخ نايل شده است: كييركگور، از طرف ديگر، به طبيعت مبهم و متناقض موقعيت آدمي اشاره كرده است. او با بيان برون ذهني و عقلاني از مسائل اساسي زندگي به مبارزه برخاسته است. در نظر او عاليترين حقيقت، حقيقتي درونذهني يا فردي است.
«فلسفه كييركگور» نوشته سوزان لي اندرسون با ترجمه خشايار ديهيمي توسط انتشارات «نشر نو» منتشر شد.
از جمله مهمترين سرفصلهاي اين كتاب ميتوان به زندگي كييركگور، فلسفه كييركگور و اهميت فلسفه كييركگور اشاره كرد.