60درصد درآمد نفتي
را دور ميريزيم
نيوشا طبيبي
۱- به جز شرايط جوي ايستا و وارونگي و از اين قبيل پديدهها، مسببين آلودگي هوا در تهران دو گروه هستند؛ اول، دستگاههاي ذيربط -كه به روايتي ۱۸ سازمان و نهاد و اداره را شامل ميشود- دوم، مردم. بدون شك نداشتن الگويي صحيح و درست براي استفاده از خودروهاي شخصي و موتوسيكلت نقشي مهم در افزايش آلودگي هواي تهران و شهرهاي بزرگ دارد. با تأسف بايد گفت كه ما شيوه صحيح استفاده يا همان الگوي مصرف بسياري از چيزهاي حياتي مرتبط با زندگي روزمره خود را نياموختهايم. با گسترش مسيرهاي كسب آگاهي و اطلاعرساني بسياري از ما همچنان بر تداوم شيوههاي غلط گذشته اصرار داريم و حاضر نيستيم اندكي و ذرهاي از سبك و سياق زندگي خودمان را به نفع سلامتي و صحت زندگي جمعي و فردي تغيير دهيم.
راهحل معضل آلودگي و مشكلات ديگر شبيه به اين در سطح كلان مديريت شهري، بسيار پيچيدهتر از راهكارهايي است كه توسط افراد عادي و غيرمطلع در اتوبوس و تاكسي و مجامع خانوادگي طرح ميشود. اما اگر هر فرد فقط در حيطه شخصي به مسووليت شهروندي خود عمل كند، الگوي مصرف صحيح را درنظر گيرد و كمي و فقط كمي از راحتي خود در استفاده از خودروي شخصي چشمپوشي كند، بار سنگيني از آلودگي هواي تهران برداشته ميشود.
۲- به آمارها نگاه كنيد كه موضوع الگوي مصرف، چه ضربه مهلكي به اقتصاد ملي وارد ميآورد. اين خسارت و ضرر چيزي در حد و اندازه همين تحريمهاي غيرانساني دشمنان خارجي است. اعتماد آنلاين از منبع فائو (سازمان خواروبار ملل متحد) گزارش داده، دورريز مواد غذايي در ايران چيزي معادل ۶۰درصد درآمد نفتي كشور است! ببينيد چه فاجعهاي در پيش چشم ما به وقوع ميپيوندد! پول و سرمايهاي كه سوخت شده و تبديل به زباله ميشود و شيرابهها و پسماندهايش خود جداگانه هزينههاي عظيم زيستمحيطي و اقتصادي را به ما تحميل ميكنند به كنار، چه حجمي از آب براي تهيه اين غذاها به كار رفته است؟
به خدا قسم كه افتخار نيست بگوييم از دورريز غذاهاي ملت ايران ۱۸ ميليون نفر سير ميشوند. اين نشان از نقصان بزرگي در تربيت اجتماعي ماست. اين آمار نشان از بيمسووليتي ما در قبال نسلهاي آينده دارد. اين غفلت و اين خطا، نهتنها اقتصاد امروز ايران را به گرفتاري انداخته، بلكه فرصتهاي شغلي را از فرزندانمان دريغ كرده، روند توسعه كشور را به تعويق انداخته و هزار زخم جبران ناشدني بر پيكر ايران بر جا گذاشته.
۳- در سنت ايراني، دور ريختن غذا و حرام كردن مواد غذايي و كالاهاي مختلف گناه بزرگ و نابخشودني بود. تا چهل، پنجاه سال پيش،
خرده نانهاي ته سفره هم به مصرف ميرسيد، غذا لزوما به اندازه پخته ميشد. در جشن و مناسبتها، يكي، دو نوع غذا بيشتر نبود و براي هر كس در بشقابي كشيده و جلويش گذاشته ميشد. عروسيها با شيرينپلو و حداكثر چلوكباب راه ميافتادند و معمولا دورريزي باقي نميماند. صد حيف كه تبليغات سرمايهداري و البته سرازير شدن ناگهاني ثروت به كشور، الگوي پيشين ما را مخدوش و عقبافتاده و قديمي جلوه داد. مردم از پوشيدن لباس نيمدار و از پوشيدن يك لباس در دو مهماني خجل و شرمنده شدند. تابوي دور ريختن غذا شكسته شد. حرمت نان از بين رفت و رسيديم به امروز كه نفت را با مصيبت ميفروشيم و به جاي توسعه زيرساختها و برپا ساختن كشوري پاكيزه و مرفه و پيشرفته، خرج غذايي ميكنيم كه روانه سطل زباله ميشود يا صرف بنزيني ميكنيم كه بيهوده در باك خودروهايمان ميريزم تا براي خريد از بقالي سركوچه هم پياده راه نرويم. عجيب است كه دولت و دستگاههاي حاكميتي به جاي ناليدن از تحريمها اندك نظري به اصلاح الگوي مصرف و فرهنگسازي در اين موضوع ندارند.