روايت يك خبرنگار از همراهي با كولبران
يك زمستان با كولبرها
گروه اجتماعي| «يك زمستان با كولبرها» عنوان كتابي است به قلم صادق امامي؛ خبرنگار روزنامه فرهيختگان و شرح همراهي او با كولبران غرب و شمالغرب كشور. در اين كتاب، خبرنگار تعريف ميكند كه اولينبار در دي ماه سال 98 و چند روز پس از درگذشت آزاد و فرهاد خسروي؛ دو نوجوان كولبر در مرز مريوان به اين منطقه سفر كرد و پس از دو روز حضور در مرز، گزارشي با عنوان «13 كيلومتر با كولبرها» نوشت. دو فصل ابتدايي اين كتاب، روايت همين گزارش است كه به صورت جزييتر و در قالب سفرنامه تنظيم شده است. نويسنده كه در مقدمه كتاب قصد خود را بررسي پديده كولبري فارغ از مسائل سياسي و احساسي عنوان كرده، يك ماه و نيم بعد از گزارش نخست، در بهمن 98 براي دومين بار و با همراهي «وحيد سرابي»، عكاس روزنامه فرهيختگان راهي مرز ميشود و براي تجربه تازهاي از كولبري، به شهرستان «سردشت» در استان آذربايجان غربي ميرود. نويسنده تلاش خود را معطوف به همراهي با كولبران در مرز كرده و بر همين اساس نيز با پرس و جو از مردم محلي متوجه ميشود كه بايد راهي روستاي مرزي «درمانآباد» شود. در اين كتاب ميخوانيم كه خبرنگار و عكاس، در اين روستا، ميهمان خانواده يوسفي ميشوند كه چند هفته قبل يكي از اعضاي خانوادهشان در مرز كشته شده است. طبق روايت خبرنگار، به دليل بارش سنگين برف و خطر سقوط بهمن، هيچ كولبري راهي مرز نميشود. بنابراين، امامي شانسش را براي همراهي با كولبرها در پيرانشهر - 90 كيلومتري سردشت - امتحان ميكند. اوضاع پيرانشهر هم چندان متفاوت نيست. كولبراني كه يك روز قبل به دل كوهستان زده بودند، در ميانه راه بر اثر سرماي هوا، ناچار به بازگشت شده بودند. امامي به پايانه مرزي تمرچين در چند كيلومتري پيرانشهر ميرود و از برخي بيعدالتيها در اين پايانه مينويسد، با يك مقام مرزباني و برخي كساني كه درباره كولبري اطلاعات دارند، گفتوگو كرده و مشاهداتش را نيز از مناطق مرزي در اين كتاب گنجانده است.در نهايت، براي آخرين بار شانسش را امتحان ميكند و خود را به اروميه و سپس مريوان ميرساند و راهي مرز ميشود تا بعد از سفري 6 روزه بتواند با كولبران همراه شود. خبرنگار و عكاس، از مسير صعبالعبوري كه كولبران براي تردد در ميان برف ايجاد كردهاند، به ارتفاعات كوه تته در مرز مريوان ميروند تا امامي بتواند با كولبران گفتوگو كند. يكي از بخشهاي جذاب اين كتاب، گزارش تصويري عكاس است كه 15 صفحه را به خود اختصاص داده است. اگرچه تصاوير بيشماري از كولبري در رسانهها موجود است، اما تمايز تصاوير كتاب در اين است كه عكاس پا به پاي كولبرها كوهنوردي كرده تا بتواند تصاوير بينظيري را ثبت كند. امامي در اين كتاب تلاش كرده تا روايت همهجانبهاي درباره پديده كولبري داشته باشد. بر همين مبنا علاوه بر گفتوگو با كولبران، به مساله كولبراني كه بر اثر تيراندازي مرزباني كشته ميشوند نيز پرداخته، با عثمان مزين؛ وكيل خانواده كولبران كشته شده نيز گفتوگو كرده و ضمن آسيبشناسي دادگاههاي نظامي، نظر منابع محلي، مقامات دولتي و صاحبنظران را نيز جويا شده است. در اين كتاب، نويسنده علاوه بر توجه به سختيهاي كولبري و رنج و محنت كولبران، سعي كرده نگاهي منطقي نسبت به اين پديده داشته باشد و بنابراين، طرحهاي ناپختهاي همچون بيمه كولبري را نيز مورد نقد قرار ميدهد. بررسي تبعات كولبري براي نسل جوان و آسيبشناسي بيتوجهي دولتها به پديده كولبري و متعاقب آن؛ قدرت گرفتن باندهاي قاچاق در مرزها - همچون باند قاچاقي كه به دنبال يك درگيري مسلحانه، درصدد تصاحب يك گذر مرزي بودند - از ديگر بخشهاي كتاب «يك زمستان با كولبرها» است. اين كتاب در 13 فصل و 218 صفحه توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است .