• 1405 پنج‌شنبه 26 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 5273 -
  • 1401 سه‌شنبه 18 مرداد

كلاس ما (10)

پوريا ترابي

سال پيش همين موقع‌ها فكر مي‌كردم براي روز اول اگر پيراهن مشكي تنم باشد چه تاثيري براي دانش‌آموزانم دارد؟ چند روز به همين موضوع فكر مي‌كردم تا ديدم براي مهرماه ديگر ماه صفر تمام شده و رخت سياه را از تن درمي‌آوريم. پس همين شد كه بعد‌ها، من در مواجهه با دانش‌آموزانم از موضوع محرم و امام حسين عبور كرده بوديم و ديگر فضا برايم نبود كه مفصل بنشينم و از كربلا و سيد‌الشهدا براي‌شان بگويم. راستش حتي تصوري هم نداشتم كه اين جوجه‌هاي من در ماه محرم چگونه هستند. تا اينكه دو روز پيش يك پيام در «شاد» از طرف كيان برايم ارسال شد. يك فريم عكس و چهار ويس به شرح زير. 
ويس اول: 
   سلام آقاي ترابي، حالتون خوبهههه؟ عههه دوستتون دارم، چي كار مي‌كنيد؟
ويس دوم: 
   آقاااي ترابيييي من و دوستام تكيه زديم، شربت پخش عههه مي‌كنييييم. از صبح، ساعت، تا ساعت، عههه ۲ (گنگ صحبت مي‌كند) بغل جاده پخش مي‌كنيم و عصرم تا ساعت ۳ بغل جاده‌ايم، بقيه‌شم جلو درمون زديم، جلوي درمون هيم هيم ميديم. الان رفتم يهههه قوطي شربت خريدم براي تكه (تكيه). خداحافظ
ويس سوم: 
   آهاااان راستيييي، يه بلوز محرمي خريدم. خداحافظ
ويس چهارم: 
   خيلي دوستتون دارم، خداحافظ
    
همين چند ثانيه صداي زير و سريع كيان باعث شد كه باب جديدي از زندگي دانش‌آموزانم را ببينم. از سياه پوشيدن‌شان، از حسين حسين گفتن‌هاي‌شان، از شربت دادن‌هاي‌شان به رهگذران و پرچم‌هاي ۵۰ سانتي چرخاندن‌هاي‌شان جلوي هيات و دسته و ايستگاه صلواتي، حتي از تلاش‌شان براي روشن كردن آتش جهت اسپند دود كردن.
همه اينها براي من حسرت بود، زيرا كه فكر مي‌كردم شايد هيچ‌وقت نتوانم ببينم و الان با ذوق دارم به عكس‌ها و فيلم‌هاي‌شان نگاه مي‌كنم. كاش مي‌شد بيشتر از محرم براي‌شان مي‌گفتم؛ اما قربان امام حسين بروم خودش دانشگاه است و درس زندگي به پير و جوان مي‌دهد و رخنه كرده در كودكي‌هاي همه ما.
اين عكس‌ها، عكس‌هاي برخي دانش‌آموزانم است از اين روز‌هاي عزاداري‌شان. 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون