ادامه از صفحه اول
نگرانِ جامعه ميانتهي
كاستن از ظرفيتهاي مرتبط با ميانجيها مشاهده ميشود. به طور كلي و در شرايطي كه جامعه بايد از گذارهاي سخت عبور كند، گفتوگوهاي ميان جامعه و دولتها به سختي صورت خواهد گرفت. تلاش براي كوچك كردن و اضمحلال ميانجيها و گروههاي ميانهاي كه بتوانند منطق گفتوگو را دنبال كرده و در مسير منطقي كردن مطالبات جامعه حركت كنند، نتيجهاي جز عميقتر شدن تضادهاي سياسي و اجتماعي، رودر روييهاي بيثمر و فرسايش ذهني عمومي برجاي نخواهد گذاشت. شواهد زيادي از محدودسازي فعاليت نهادهاي علمي در دانشگاهها، انجمنها و گروههاي علمي، سازمانهاي مردمنهاد قابل مشاهده است كه با ديدگاه سختگيرانه و تنگنظرانه و توجيهات امنيتي، تعداد زيادي را نه تنها از اين فرآيند بلكه از حقوق شهرونديشان هم محروم ميسازد. طي روزهاي اخير نيز قانون مرتبط با «تشكلها» در مجلس شوراي اسلامي در حال پيگيري است كه اين قانون موجب نگراني وسيع سمنها شده است. با بسياري از فعالان مدني و تشكلها گفتوگو كردم، اغلب نگرانيهاي جدي دارند. خروجي نهايي اين قانون در صورت تصويب، فضاي ميانجيگري در جامعه را محدودتر ميسازد و سمنهايي كه باقي ميمانند، صرفا به يك دسته گروههاي همساز و يك دست تبديل شوند و در اين صورت كاركرد خود را از دست خواهند داد. تركيب هيات نظارت در اين قانون، كارشناسي نيست، از سوي ديگر، حضور مراجع امنيتي به تعداد زياد در اين شورا (نه فقط در بخش استعلامها) باعث گسترش نگاه امنيتي بر فعاليتهاي مدني و تداخل ساحت امنيتي و ساحت اجتماعي خواهد شد. در تركيب شورا، عناصر دولتي، پرتعداد و بعضا بدون دليل عضو شدهاند و تشكلها تنها ۴ نماينده دارند، اين امر نيز باعث گسترش نگرانيها شده است. به نظر ميرسد همراهسازي جامعه براي گذار از شرايط پيچيده و سخت فعلي، سياستگذاريهايي مبتني بر كاستن از مداخله در حوزه خصوصي و عدم مداخله در حوزه عمومي، ضرورتي براي گذار همراه با ثبات در شرايط فعلي است. بنابراين سياستهايي نياز داريم تا زمينه براي افزايش مشاركتهاي عمومي و ايجاد نشاط افزونتر در جامعه را فراهم سازد.
رسانه و مثلث «توليد، تدوين، توزيع»
مخاطبان فعال به خوبي آن را انجام ميدهند و در واقع ياريكنندگان مدني توليدكنندگان و تدوينكنندگان هستند و چه بسياري از محتواهاي رسانهاي كه به دليل توزيع گسترده در شبكههاي اجتماعي در سطح وسيعي تاثيرگذار بودهاند و مشاهده اين تاثيرگذاري انرژي مضاعفي را به دستاندركاران آن رسانه ميدهد تا با انگيزه و اميد نقش رسانهاي خود را ايفا كنند.
لذا به نظر ميرسد براي تقويت جامعه مدني و تقويت فعالان عرصه رسانه، شهروندان به عنوان مخاطبان فعالان رسانهاي ميتوانند مخاطب منفعل نباشند و نه تنها با افزايش سوادرسانهاي خود، تبديل به مخاطب فعال بلكه تبديل به مخاطب هوشمند شده و نه تنها در توزيع بلكه با تعامل با رسانهها در توليد محتواي رسانهها نقشآفريني كنند تا نقش رسانهها در تقويت جامعه مدني و به تبع آن در تحقق توسعه پايدار و همهجانبه و استقرار آزادي و دموكراسي و جلوگيري از ظلم و فساد ارتقا يابد.