• 1405 شنبه 2 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 5392 -
  • 1401 سه‌شنبه 13 دي

از رنجي كه مي‌بريم

نازنين متين‌نيا

پيشنهادي از سمت دوستان روزنامه‌نگارم مطرح شد كه برويم تحريريه دوستان و همكاران دربند و دلجويي كنيم از اهالي تحريريه و ساعتي دور هم باشيم و ببينيم چه كاري از دست‌مان برمي‌آيد. تا بياييم جمع شويم، خبر به گوش مديرمسوول رسيد و پيام فرستادند كه نياييد، داريم همه تلاش‌مان را مي‌كنيم و آمدن شما ممكن است اختلال ايجاد كند. راه دلجويي هم بسته شد. حق هم دارند؛ تحريريه‌اي كه در استرس و اضطراب صد و چند روزه دستگيري همكارشان است و بازداشت تازه همكار ديگر، شبيه بيمار خسته و ترسيده، مزاحم اضافه نمي‌خواهد. اين ‌را شايد مخاطب عادي درك نكند، اما وقتي حداقل يك‌بار توي چنين تحريريه‌اي باشي، مي‌داني شرايط چطور است و ماجرا چطور ممكن است پيش برود و خب، خداي نكرده كسي زحمت اضافه نمي‌خواهد گردن كسي بيندازد و غرض تسهيل است و نه سختي بيشتر. 
نرفتيم. گفتيم چشم و مانديم. مثل خيلي از ماجراهاي ديگري كه تا امروز پذيرفتيم و گفتيم باشد اين‌ هم جريان خودش را ادامه دهد و مسير خودش را برود و ببينيم چه مي‌شود. مثل چي؟! مثل انجمن صنفي كه تعطيل كردند و سال‌ها بعدش در دوره حسن روحاني، قفل تعطيلي‌اش را برداشتند و انداختند در چاه طويل انجمني كه هر انتخابات دعواي كي رييس شود و كي نشود، دارد و بزرگ‌ترين پروژه‌ موفقش تا امروز قرارهاي دورهمي افطاري در روزهاي خلوت و بدون دردسر است. مثل اينكه بپذيريم بزرگ‌ترهايي كه سال‌هاست ذره‌اي از احترام‌شان كم نكرديم، حاضر نباشند براي يك‌بار هم كه شده تصميم به ريش‌سفيدي بگيرند و جمع شوند و ما كوچك‌ترها را جمع كنند تا دور هم بگوييم و بشنويم كه چرا به اين روزگار بي‌پناهي روزنامه‌نگاري در ايران رسيده‌ايم و چاره چيست. پذيرفته‌ايم همين است كه هست. دست‌مان كوتاه است و همكاران‌مان در زندان. با شرمندگي استوري‌هاي «بياييد به كمك روزنامه‌نگاراني كه توان پرداخت وثيقه ندارند» را همخوان مي‌كنيم و در شرمندگي و سكوت، جاي صنفي كه مي‌توانست پرقدرت باشد و حداقل از پس وثيقه روزنامه‌نگاران دربند بربيايد را خالي مي‌كنيم.  اين است روزگار ما. كوتاه و مختصر و مفيد بخواهم بگويم اسمش مي‌شود: «بي‌پناهي». نه مثل اهالي سينما بزرگ‌تري داريم كه بروند دم در اوين بپرسند بچه‌هاي‌مان كجا هستند و تشكلي و نه حتي دل‌نگراني و دلسوزي بين خودمان كه چطور بايد از پس اين روزها بربياييم. تا بوده، جزيره‌هاي جدا افتاده‌اي بوديم كه ميانه هزار توفان ايستاديم و از پسش فقط مقاديري جبران هزينه كرديم و مانديم كه فقط بمانيم.  اما خالي شدن جزيره‌ها، از نفس افتادن و روزبه‌روز كوچك‌تر شدن و كمتر شدن را كسي نديده. يا برايش مهم نبوده. يا حتي مثل بعضي‌ها خوشحال هم شده كه كمتر شديم و دست به دعا برداشته كه تمام شوند و خلاص شويم.  البته ما كه تمام نمي‌شويم، مي‌مانيم و مثل هميشه اميدوار به تمام شدن توفان‌ها، صبر مي‌كنيم و طاقت مي‌آوريم. اما بالاخره يك‌ نفر بايد بپرسد كه خانه اصلي روزنامه‌نگارهاي ايراني كجاست، بزرگ‌ترهايش كجا هستند و بالاخره تا به كي قرار است اين‌طور محو و پرپر، فقط به تماشاي مصيبت‌هايي كه بر سرمان مي‌رود، بنشينيم و بعد دوباره برگرديم پشت كيبورد و درباره همه‌ چيز و همه‌ كس بنويسيم، اطلاع‌رساني كنيم و فقط يادمان برود كه هستيم و چه بر سرمان آمده؟ 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
وب گردی
سرویس «چک الکترونیک» در بانک دی راه‌اندازی شد اولین پردیس هوش مصنوعی و فناوری های مالی كشور با سرمایه گذاری بانك ملت در دانشگاه تهران تاسیس می شود ارائه خدمت حساب وكالتی در بانك ملت برای خرید خودروهای وارداتی از طریق سامانه اتونوین توسعه آموزش دیجیتال و مسئولیت اجتماعی همراه اول؛ از توزیع سیم‌کارت نوجوان تا بورسیه ۱۰ هزار دانش‌آموز محروم از تحصیل در «آی‌نو» سرگذشت دومان سهند؛ از تالیف کتاب‌های اقتصادی تا مشاوره سرمایه‌گذاری علائم سرطان مغز استخوان در آزمایش خون چیست؟ بانک ملت بیشترین تسهیلات ازدواج و فرزندآوری را در بین بانک های کشور پرداخت کرد/ اعطای ۳۵.۴ همت تسهیلات طی ۶ ماه به ۱۵۶ هزار متقاضی هزارمین کارآموز؛ نقطه عطف پنج سال فعالیت آکادمی همراه اول انتصاب مدیران جدید چهار منطقه امور شعب / اکبری: چابک‌سازی و بهره‌وری، اولویت بانک ملی ایران است پذیره‌نویسی صندوق سرمایه‌گذاری ارزی «ملی کیمیا» از طریق شعب بانک ملی ایران