• 1405 يکشنبه 29 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6280 -
  • 1404 يکشنبه 17 اسفند

جنگ و ديگر هيچ...!

لیلا جعفری

شهر در سكوتي عميق فرورفته، مردمانش مات و مبهوت و سردرگم كه چه مي‌شود، رفت و آمدها كم شده و از ترافيك و جنب و جوش و هياهوي مردم در اين شب عيدي خبري نيست، مغازه‌هاي بسته يا نيمه باز... . 

هواپيماهاي جنگي امريكايي و اسراييلي بالاي سرمان رژه مي‌روند، صداي انفجار در هر لحظه‌اي از شبانه‌روز به گوش مي‌رسد، زندگي‌ها نيمه جريان است. ماه رمضان است، صداي اذان و ربناي سحر و افطار با صداي انفجارهاي پي‌درپي درهم آميخته، دل‌مان براي مردم فلسطيني مي‌سوخت كه رمضان‌هايشان را در جنگ و تجاوز و انسان‌كشي مي‌گذراندند. هميشه برايم جاي سوال بود كه چطور اسراييلي كه مدام غزه و لبنان و شهرها و روستاهاي ديگر اطرافش را مي‌زند همچنان برخي در آنجاها زنده‌اند و زندگي مي‌كنند و بمباران جزيي از زندگي روزمره‌شان است، مگر مي‌شود با بمباران و تخريب و جنگ زندگي هم ادامه داشته باشد و اينك اين ماييم كه...
حال و روزمان شده مثل مردمان لبنان و غزه و سوريه كه بمباران و انفجار چندين و چند روز است مهمان ناخوانده شهر و خانه‌هاي‌مان شده است. اعتدال زندگي روزمره به‌هم خورده، حتي پرنده‌ها هم خبري ازشان نيست، گويي آنها هم به شهري يا روستايي ديگر رفته‌اند. مردم بيشتر از آنكه با هم حرف بزنند، سكوت مي‌كنند و به فكر فرو مي‌روند، نگاه‌هاي‌شان پر از سوال و تعجب و ابهام و شايد ترس باشد...
تلفن‌ها مدام زنگ مي‌خورد، آنقدر كه ديگر كلافه‌ات مي‌كند خاموش كني يا بي‌صدا تا جواب ندهي مدام.
اما مجبوري جواب بدهي چون همه نگرانت هستند و تو هم نگران بقيه، اين شرايط جنگي و بي‌تكليفي چقدر طول مي‌كشد؛ مانند 8 سال دفاع مقدس، 12 روز جنگ تحميلي قبلي يا...
سايه شوم جنگ باز هم و دوباره بر سر كشورمان خراب شده و زنان و مردان و كودكان‌مان را به كام مرگ مي‌كشاند. هواپيماهاي جنگنده امريكايي و اسراييلي بدون هيچ مزاحمتي و در هر ساعتي از شبانه‌روز بر فراز آسمان آبي‌مان كه چند روزي پاك شده بود را غبارآلود كرده و بي‌وقفه مي‌زنند؛ ميدان پاستور، ميدان حر، بوستان ولايت، ورزشگاه آزادي، كلانتري‌ها، فرمانداري‌ها، مجموعه‌هاي ورزشي ديگر وووو...
از شرق تا غرب شهر از مركز تا جنوب و شمال شهر و كشور ديگر براي متجاوزان امريكايي صهيوني مهم نيست، نه جان‌مان، نه خاك‌مان، نه حرمت‌مان، نه خون‌مان و... ولي براي تك‌تك ما مهم است؛ جان هموطن‌مان چه كودك دبستاني مينابي باشد، چه نظامي كه جانش را بر كف دستش گذاشته تا از من و ما دفاع كند، چه ملوانان جوان ناو ايراني كه در حال بازگشت از يك ماموريت در هند بودند و... . جنگ، جنگ است نامش خوف دارد، چراكه فلسفه وجودي‌اش كشتن و تجاوز و غارت است و بدتر از آن اينكه آن سوي جنگ و تجاوز، دشمني قسي‌القلب چون بنيامين نتانياهويي باشد كه با هر كشتن و ريختن خون انساني، احساس غرور و پيروزي مي‌كند  و به ارتشش، به بمباران‌هايش، به كشتنش و به اينكه سال‌هاي سال كار و برنامه‌ريزي كرده تا ملت مسلمان ايران را نابود كند و خون هزاران نفر را در امتداد ريختن خون هزاران نفر در غزه و لبنان و سوريه و اينك در ايران بريزد. او به چه بهانه‌اي مي‌نازد غافل از اينكه مردماني بي‌دفاع را مي‌كشد كه حق حيات برايشان محفوظ است، اما او بي‌رحمانه شلاق مرگ را به دست گرفته و مي‌زند و مي‌زند و صداهاي نالان و گريان را خفه مي‌كند و كسي هم از او حسابي نمي‌خواهد، گويي انسانيت مرده و ‌همه حامي خون‌آشامان مرگ هستند يا شايد آنها هم از اين بلاي جنگ ترسيده‌اند و نمي‌خواهند خود را درگير جنگ و تجاوز و در نهايت مرگ كنند.
تجاوز و كشتن كودكان، زنان و مردان‌مان در حملات متجاوزانه صهيوني- امريكايي كه نه دين، نه انسانيت، نه ماه و روز و ساعت، نه دانش‌آموز و كارمند و كارگر و نه هيچ چيز ديگري مي‌شناسد و نمي‌فهمد و فقط يك چيز مي‌داند؛ حمله، بمباران، كشتن، خرابي به بهانه آزادي و... .
و اين تصويري از شهر و شهرهاي كشور عزيزمان است كه جنگ‌زده است؛ جنگي تحميلي با ويراني‌ها و كشتاري بي‌حد و مرز كه نمي‌دانيم تا كي و كجا پيش مي‌رود و خاكسترها و اجسادي از خود به جا خواهد گذاشت كه در تاريخ براي آيندگان ثبت خواهد شد. 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها