«اعتماد» در گفتوگو با
حسين ربيعي بررسي كرد
تير خلاص ايران
به استراتژي تهاجمي متجاوزان
ايران با ابتكارعملهاي خود از جمله بستن تنگه هرمز واشنگتن و تلآويو را غافلگير كرده و همصدايي ميدان و ديپلماسي موجب شده تا اين رويارويي براي متجاوزان چندلايه و پيچيدهتر شود. با اين حال با توجه به ادعاهاي اخير ترامپ مبني بر تجاوز به زيرساختهاي كشورمان نبايد نيت شوم رييسجمهوري امريكا را ناديده گرفت بلكه ميبايست هزينه اين تجاوز را براي متجاوزان افزايش داد. با گذشت بيش از يك ماه و شش روز از آغاز تهاجم آشكار رژيم صهيونيستي و ايالات متحده امريكا عليه جمهوري اسلامي ايران، صحنه نبرد به واسطه ابتكار عملهاي نيروهاي نظامي كشومان به نفع ايران تغيير كرده و براي متجاوزان چندلايه و پيچيدهتر شده است.به بياني بهتر ايران با اتخاذ راهبرد دفاع فعال و اقدام راهبردي در مسدودسازي «تنگه هرمز »، معادلات نظامي و امنيتي بازيگران متجاوز را بر هم زده است.
اين پاسخ كوبنده، واشنگتن را در وضعيتي بحراني قرار داده؛ تا جايي كه ناظران بينالمللي معتقدند دولت ترامپ تحت فشارهاي خردكننده ناشي از بحران انرژي و شكافهاي عميق داخلي ميان حزب دموكرات و جمهوريخواه (و حتي چندصدايي در حزب جمهوريخواه و نارضايتيهاي برخي از چهرههاي ماگا)، ترامپ را بياعتبار كرده و موجب گشته تا رييسجمهوري امريكا سراسيمه به دنبال راهي براي خروج و رهايي از اين تله خودساخته باشد.همزمان جبهه مقاومت وارد عمل شده است. گروههاي جبهه مقاومت از جمله حزبالله لبنان، انصارالله يمن و حشدالشعبي عراق و گروههايي كه در زيرمجموعهاش تعريف شدهاند، با حضور ميداني خود، مقرهاي نظامي امريكا و قلب تلآويو را با موشكهاي نقطهزن هدف قرار دادهاند.
حالا آنگونه كه رسانهها ميگويند انصارالله يمن ميتواند با مسدود كردن راهبردي «بابالمندب » و تغيير آرايش نظامي، امنيت دريايي متجاوزان را بهكلي سلب كند. در حالي كه دونالد ترامپ با لفاظيهاي سياسي از احتمال يك «توافق ادعايي » سخن ميگويد، سيد عباس عراقچي، وزير امور خارجه و سخنگوي وزارت خارجه كشورمان، با قاطعيت هرگونه آتشبس بدون در نظر گرفتن حقوق حقه ملت ايران را رد كردهاند. دستگاه ديپلماسي تأكيد كرده كه هرگونه توافق مشروط به پذيرش شرايط پنجگانه جمهوري اسلامي شامل: ۱. خروج كامل نيروهاي بيگانه از منطقه، ۲. شناسايي و تنبيه متجاوز، ۳. لغو بيقيد و شرط تمامي تحريمهاي اقتصادي، ۴. پرداخت غرامت كامل بابت خسارات جنگي، و ۵. تضمين كتبي براي عدم تكرار هرگونه تعرض به حريم هوايي و زميني ايران است. در همين راستا با توجه به شكست آرايش نظامي دشمن و همصدايي ميدان و ديپلماسي در ايران كه زمينهساز اشتباهات استراتژيك پي در پي دشمنان شده، «اعتماد» با هدف واكاوي آينده پيش روي اين رويارويي و سناريوهاي احتمالي با حسين ربيعي، استاد دانشگاه و كارشناس ارشد مسائل خاورميانه گفت گو كرده است. مشروح اين گفتوگو در ادامه آمده است:
حسين ربيعي در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره ادعاي ترامپ مبني بر توافق ادعايي با توجه به شرايط و خطوط قرمز ايران گفت از پيش از آغاز جنگ و حتي پيش از جنگ دوازدهروزه، فاصله ميان خواستههاي دوطرف و آنچه هر يك به عنوان خطوط قرمز خود مطرح ميكرد، بسيار زياد بود. از همين رو روشن بود كه براي دستيابي به توافق، هر دو طرف بايد بهطور قابلتوجهي از خطوط قرمز و مطالبات خود عقبنشيني كنند تا امكان رسيدن به يك توافق فراهم شود. ايران بر حق غنيسازي هستهاي تأكيد داشت و ايالات متحده اعلام ميكرد كه غنيسازي نبايد انجام شود و سطح آن در ايران بايد به صفر برسد. همين شرط اساسي موجب شد كه نه رايزنيهاي پيش از جنگ دوازدهروزه و نه در مذاكرات دور دوم، توافقي حاصل شود؛ زيرا اين دو موضع كاملا در تضاد با يكديگر قرار داشتند. به گفته ربيعي حال مطالباتي كه اكنون از سوي هر دو طرف مطرح ميشود چه پانزده خواسته اعلامشده از سوي ايالات متحده و چه درخواستهايي كه ايران پيگيري ميكند در امتداد همان مواضع پيشين است.
بنابراين به نظر ميرسد كه همچنان فاصله و شكاف عميقي ميان خواستههاي دو طرف وجود دارد و رسيدن به نقطه تفاهم نيازمند امتيازدهيهاي قابلتوجه است. اين كارشناس مسائل خاورميانه در ادامه خاطرنشان كرد، با توجه به رويدادهاي اخير و تجربههايي كه ايران طي يك سال گذشته در روند مذاكره با امريكا به دست آورده، چشمانداز دستيابي به نتيجه روشن بهويژه در كوتاهمدت چندان خوشبينانه نيست. در دو دور مذاكره گذشته، با وجود ادعاي نزديكشدن به نقاط تفاهم، ايالات متحده دوباره وارد جنگ با ايران شد و در درگيري اخير، خسارتهايي وارد شد كه جبران آنها امكانپذير نيست.
از اين رو، اگر ايران بخواهد از شروط اصلي خود عقبنشيني كند، اين اقدام نوعي پذيرش شكست بدون دريافت جبران خسارت تلقي ميشود. طرح مساله غرامت نيز در حقوق و عرف بينالملل موضوعي پذيرفتهشده است و به عنوان مطالبهاي غيرمتعارف شناخته نميشود؛ زيرا هر كشوري كه آغازگر تجاوز باشد، موظف به جبران خسارتهاست.هرچند به باور ربيعي ايالات متحده با توجه به توان و ساختار نظامي گسترده خود و شرايطي كه در خلال جنگ ايجاد شده، رويكردي حداكثري نسبت به مطالباتش از ايران دارد. بنابراين، دستيابي به توافق با وجود همه ادعاها در شرايط فعلي امري دشوار به نظر ميرسد.
اين كارشناس ارشد مسائل خاورميانه در ادامه و با توجه به مسدود كردن تنگه هرمز توسط ايران خاطرنشان كرد: اين كنش راهبردي، دستاوردي براي ايران در جنگ محسوب ميشود كه ممكن است در محاسبات اوليه رژيم صهيونيستي اسراييل و امريكا لحاظ نشده باشد يا حداقل، انتظار آن را به اين شدت نداشتهاند. اكنون كه مدت قابل توجهي از جنگ سپري شده و تبعات بستن تنگه هرمز آشكارتر شده، مشخص شده كه اروپا و آسيا آسيبپذيري بيشتري در اين زمينه دارند. از ابتدا نيز روشن بود كه ايالات متحده امريكا واردات نفتي زيادي از خليج فارس ندارد و بخش عمده نفت خود را از آفريقا و داخل امريكا تأمين ميكند. دونالد ترامپ حتي ادعا ميكند كه امريكا صادركننده نفت است. بنابراين، طبيعي است كه بسته شدن تنگه هرمز يا ايجاد محدوديت در عبور و مرور در آن، آسيب جدي به ايالات متحده امريكا و حتي رژيم صهيونيستي اسراييل وارد نكند. شايد هدف ايران از اين اقدام، ايجاد فشارهاي جهاني براي منصرف كردن ايالات متحده امريكا و رژيم صهيونيستي اسراييل از ادامه جنگ يا پايان دادن به آن بوده باشد. اين هدف تا حدي عملياتي شده است؛ زيرا بسياري از كشورهاي اروپايي، برخلاف انتظار ترامپ، اعلام كردند كه به دليل تنگه هرمز وارد اين معركه نخواهند شد.
اگرچه فشارهايي بر ايران وارد كردند يا ادعاهايي مبني بر لزوم بازگشايي تنگه هرمز توسط ايران مطرح ساختند، اما آنچه در عمل رخ داده، آسيب ديدن شديد اتحاديه اروپا و كشورهاي شرق آسيا است.به باور ربيعي، در يكي دو هفته اخير كه فشارها افزايش يافته، به نظر ميرسد شكافهايي ميان اروپا و امريكا پديدار شده است. ايالات متحده امريكا به نوعي اعلام كرده كه اروپا مطابق انتظارش عمل نكرده و اروپا نيز متقابلا بيان داشته كه امريكا وارد جنگي فاقد توجيه شده و اروپا تمايلي به ورود در اين جنگ ناموجه ندارد. بنابراين، تنشهايي وجود دارد. اخيرا ترامپ نيز اعلام كرده است كه هر كشوري به تنگه هرمز نياز دارد، بايد شخصا براي باز كردن آن اقدام كند. اين موضع، نوعي فاصله ميان اروپا و امريكاست، و همه ميدانند كه وابستگي امريكا به تنگه هرمز به اندازه اروپا و شرق آسيا نيست.
به باور اين كارشناس مسائل خاورميانه و در پاسخ به سوال «اعتماد» درباره چند صدايي فراآتلانتيكي و تاثير آن بر رويارويي كنوني خاطرنشان كرد: به نظر ميرسد اگر جنگ، آنگونه كه ترامپ اخيرا ادعا كرده، در آينده نزديك (اين هفته يا هفته آينده) خاتمه يابد. با اين حال، بستن تنگه هرمز در كوتاهمدت، مسائل فعلي تنشها را افزايش داده و باعث مشاجراتي ميان سران اروپا و امريكا شده است.اين كارشناس مسائل خاورميانه در بررسي تأثيرات جنگ و سياستهاي دونالد ترامپ بر فضاي داخلي ايالات متحده افزود: مساله تورم داخلي در ايالات متحده، بهويژه در بخش انرژي و سوخت مصرفي مردم، شكافي را در ميان سياستمداران اين كشور ايجاد كرده است. اين شكاف تا حدي ريشه در مسائل اقتصادي و تا حدي نيز به رويكردهاي متفاوت دو حزب اصلي امريكا بازميگردد؛ چرا كه دموكراتها بهطور سنتي رويكرد آرامتري در قبال مسائل بينالمللي اتخاذ كردهاند، در حالي كه جمهوريخواهان همواره طرفدار رويكردهاي قاطعانهتر و گاه نظامي بودهاند.در نتيجه به باور ربيعي دو دسته شكاف قابل مشاهده است: نخست، شكاف ميان مردم و دولت ترامپ؛ و دوم، شكاف ميان دو حزب اصلي ايالات متحده. شكاف ميان مردم و دولت ترامپ نمود بيشتري يافته است، زيرا هم نخبگان سياسي و هم عموم مردم، اشكال مختلفي از مخالفت با سياستهاي ترامپ، بهويژه در مورد جنگ ايران، را ابراز كردهاند. تظاهرات گستردهاي در شهرهاي مختلف امريكا، كانادا و حتي اروپا در مخالفت با جنگ و رويهاي كه دونالد ترامپ در پيش گرفته، برگزار شده است. اين كارشناس ارشد مسائل خاورميانه در ادامه گفت: سياستمداران امريكايي نگران وجهه بينالمللي كشورشان، احتمال بروز شكاف ميان امريكا و اروپا، و همچنين هزينههاي جنگ هستند كه بر اقتصاد و معيشت مردم امريكا تأثير منفي گذاشته است. بنابراين، به نظر ميرسد هرچه دامنه و مدت جنگ افزايش يابد، شكافهاي چندگانهاي در جامعه و ميان نخبگان امريكا تشديد خواهد شد. اين وضعيت ممكن است به نفع دموكراتها در انتخابات آتي (كه پاييز امسال برگزار خواهد شد) تمام شود و منجر به از دست دادن موقعيت فعلي حزب جمهوريخواه گردد. البته، تمامي اين پيشبينيها به مدت زمان ادامه جنگ و اقدامات آتي ترامپ در سطح منطقه و داخل امريكا بستگي دارد.
با اين حال، آنچه مسلم است، رفتار سياسي ترامپ در دوره اول رياستجمهورياش نيز تنشزا بود و در نهايت به اعتراضات داخلي كه به پيروزي بايدن منجر شد، كشيده شد. اينبار نيز قطعا شكافهاي داخلي امريكا، هم در بعد سياسي و هم در رابطه ميان ملت و دولت، تشديد خواهد شد.
ربيعي همچنين در خصوص گسترش و افزايش دامنه حملات گفت: واقعيت اين است كه به خصوص در هفته اخير، حملات از اهداف نظامي به زيرساختهاي انرژي و صنعتي شيفت پيدا كرده است و اين اقدام بسيار خطرناكي محسوب ميشود. تهديداتي كه اخيرا ترامپ مطرح كرده مبني بر اينكه ايران را به عقب بازميگرداند و تمامي زيرساختهاي اقتصادي و انرژي آن را نابود ميكند، بسيار خطرناك است.
اين كارشناس مسائل خاورميانه در ادامه تاكيد كرد: اين تصور وجود دارد كه در صورت ادامه اين وضعیت، ايران البته ميتواند به پايگاههاي امريكا در منطقه و شركتهايي كه سهام امريكايي دارند يا متعلق به امريكاييها هستند، آسيب و خسارت وارد كند.اما اينكه اعلام شده در صورتي كه به زيرساختها حمله شود يا اقدامي تروريستي صورت پذيرد، ايران شركتهاي امريكايي موجود در منطقه را از بين خواهد برد. به باور اين استاد دانشگاه، استراتژياي كه ايران ميتواند در پيش بگيرد، در مقابل حملات ايالات متحده امريكا و رژيم صهيونيستي اسراييل، كه تاكنون نيز ادامه داشته است، اين است كه جنگ را فرسايشي كند؛ يعني آن را به درازا بكشاند. اين امر، به همراه فشارهاي بينالمللي، در نهايت باعث خواهد شد كه امريكا و رژيم صهيونيستي اسراييل كوتاه بيايند و حداقل از گسترش دامنه جنگ به زيرساختها خودداري كنند.