در ايران
باز انقلاب است
بزرگتر از ۲۲ بهمن
احمد مازني
اين جمله را امامخميني درباره تسخير لانه جاسوسي امريكا گفته بودند كه «در ايران باز انقلاب است، انقلابي بزرگتر از انقلاب اول». معلوم بود كه مراد امام خنثي كردن دسيسههاي دولت امريكا در قالب فعاليت ديپلماتيك بود كه به وسيله مردم و جنبش دانشجويي انجام شده بود؛ بگذريم از اينكه اين روزها تخطئه آن اقدام و حمايت امام به نوعي پز روشنفكري تبديل شده و هر اتفاق پس از آن را به آن واقعه نسبت ميدهند چنانكه گاهي به شوخي گفته ميشود عامل اصلي طلاق، ازدواج است! بگذريم؛ اين يادداشت از اين جمله امام براي حضور موثر و مستمر مردم در صحنه استفاده كرده تا گوشهاي از عظمت اين حضور را بيان كند. شباهت زيادي بين وقايع سال ۱۳۵۷ و سالهاي دهه ۶۰ با آنچه اين روزها در ايران ميگذرد، وجود دارد. يكي از اين وقايع حضور مردم به عنوان عامل اصلي خنثيسازي توطئههاي بدخواهان ايران و اسلام است. با اين تفاوت كه در آن سالها هر ضربهاي به انقلاب و نظام برخاسته از اراده مردم وارد ميشد حضور رهبري مايه دلگرمي مردم بود؛ البته از ابتداي نهضت اسلامي ايران چند بار براي به قتل رساندن امامخميني اقدام شده بود اما هر بار با شكست مواجه شد؛ بار اول همان سالهاي ابتدايي نهضت بود كه رژيم پهلوي درصدد اعدام امام بود كه اقدام مراجع و فضلاي حوزه در مورد مرجعيت امام مانع آن شد، بار دوم اعلام حكومت نظامي روز ۲۱ بهمن بود كه برنامه رژيم، بمباران مدرسه علوي و شهادت امامخميني بود كه با اعلام شكستن حكومت نظامي از سوي امام و تصرف خيابان توسط مردم به نتيجه نرسيد و روز بعد انقلاب اسلامي پيروز شد و آخرين نخست وزير وابسته به رژيم دست نشانده پهلوي فرار را بر قرار ترجيح داد و بار ديگر ظاهرا تلاش كشميري و يك بار هم ماجراي كودتاي نوژه براي ترور امام بود كه تير دشمن به سنگ خورد. بنابراين در پي هر حادثهاي هرچند تلخ و ناگوار اين دم مسيحايي امام بود كه بر جسم زخم خورده مردم روحي تازه ميدميد و راه را براي تداوم مبارزه هموار ميساخت و مردم نيز پرشورتر از قبل و گوش به فرمان امام در صحنهها حضور مييافتند.
اما در تجاوز امريكايي - صهيوني اخير در اولين حمله ناجوانمردانه، رهبر انقلاب را به شهادت رساندند؛ تا آن روز انواع تصورات و احتمالات درباره رفتار دشمن مطرح شده بود، اينكه اينجا سوريه، ليبي، عراق، ونزوئلا يا افغانستان ميشود، چه با رهبر و چه بدون رهبر؛ البته ما ميگفتيم اينجا ايران است و با هر جاي ديگر متفاوت است، اما تجربه ادامه راه بدون راهبر را نداشتيم و اين تجربه با همه تلخيهايش ترجمان سخن بنيانگذار بود كه «دعا كنيد خدا بميرد؛» ما در آن چند روز تا اعلام شهادت رهبر شهيد و در پي آن تا انتخاب رهبر جديد يك بار ديگر به اين سخن امامخميني ايمان آوردهايم؛ امروز كه اين يادداشت نوشته ميشود بيش از يك ماه از شهادت رهبر نظام ميگذرد؛ امريكا و اسراييل نيز هم چنان به حملات ددمنشانه خود ادامه ميدهند. اما در اين سو ما شاهد پاسخ كوبنده رزمندگان اسلام و ايران به متجاوزان هستيم و شگفتي بزرگتر اينكه جمع كثيري از مردم در خيابانها و ميادين شهرها حضور موثر و مستمر دارند و اين حضور براي نسل من كه انقلاب اسلامي ايران در سال ۱۳۵۷ را درك كردهايم يادآور همان حضور مداوم و مومنانه است، شايد هم بزرگتر از انقلاب اول؛ با اين تفاوت كه در آن زمان نميدانستيم اگر امام به شهادت ميرسيد چه اتفاقي ميافتاد. اما امروز پاسخ اين سوال براي دوست و دشمن روشن شد كه ايمان به خدا و استقلال كشور و شهادتطلبي براي دين و وطن، بخشي از وجود مردم ايران است كه اين ملت بزرگ را به درجهاي از امامت رسانده كه دوست و دشمن در محاسباتشان نبايد از آن غافل شوند.