• 1405 سه‌شنبه 24 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6288 -
  • 1405 شنبه 15 فروردين

نگاهي به هژموني نفتي ايران

بحراني نو در كل نظام مالي جهان

فرشيد فرحناكيان

رابرت‌اي. پاپ؛ استاد علوم سياسي دانشگاه شيكاگو و كارشناس برجسته مسائل امنيتي و راهبردي، معتقد است كه برخلاف تصور رايج، ايران در جريان درگيري‌هاي اخير با امريكا و اسراييل نه‌تنها تضعيف نشده؛ بلكه در حال قدرتمندتر شدن است. پاپ كه سه دهه مطالعه درزمينه كارزارهاي هوايي و امنيت ملي داشته، معتقد است ايران از استراتژي «تشديد افقي» استفاده مي‌كند؛ همان راهبردي كه ويتنام شمالي عليه امريكا به‌كار برد. در اين استراتژي، طرف ضعيف‌تر به‌جاي رويارويي مستقيم، دامنه جغرافيايي و سياسي درگيري را گسترش مي‌دهد. حملات موشكي و پهپادي ايران به  سراسر خليج‌فارس، نشانه «تلاشي حساب ‌شده براي تغيير ماهيت درگيري از نبرد توانمندي‌هاي نظامي به رقابت استقامت سياسي» است. اين موضوع  ايران را تا آستانه تبديل‌شدن به يك «هژموني نفتي»  بالا برده  است.

هژموني نفتي ايران
هژموني نفتي با تسلط بر سه موضوع قابل ايجاد است: اول) تسلط بر منابع توليد نفت، دوم) تسلط بر كريدورهاي حمل‌ونقل نفت، سوم) تسلط بر تعيين ارز معاملات نفتي. پرواضح است كه اين هژموني تا پيش از جنگ رمضان به ايالات‌متحده بازمي‌گشته است. ايران با اين جنگ ابعاد اين هژموني را تا حد زيادي به چالش كشيده است. ايران در تلاش است كه در كنار منابع و ذخاير نفتي خود با تسلط بر تنگه هرمز و تقويت پترويوان در برابر پترودلار، هژموني نفتي خود  را  تثبيت كند.
از مهم‌ترين و واقع‌بينانه‌ترين گزينه‌ها براي جايگزيني نسبي پترودلار، ظهور «پترويوان» است كه بر پايه نقش فزاينده چين در بازار جهاني انرژي شكل‌گرفته است. چين به عنوان بزرگ‌ترين واردكننده نفت جهان، ظرفيت بالايي براي تأثيرگذاري بر ارز تسويه معاملات انرژي دارد. در سال‌هاي اخير، اين كشور با توسعه قراردادهاي آتي نفت مبتني بر يوان در بورس بين‌المللي انرژي شانگهاي، گامي مهم در جهت بين‌المللي‌سازي ارز خود برداشته است. از منظر نهادي، چين تلاش كرده است زيرساخت‌هاي مالي لازم براي پشتيباني از پترويوان را تقويت كند؛ ازجمله ايجاد سيستم‌هاي پرداخت جايگزين براي سویيفت، توسعه بازارهاي سرمايه داخلي و گسترش استفاده از يوان در تجارت دوجانبه. بااين‌حال، محدوديت‌هايي همچون كنترل سرمايه، شفافيت پايين بازارهاي مالي و سطح اعتماد بين‌المللي، مانع از تبديل كامل يوان به يك ارز هژمونيك شده‌اند. در نتيجه، پترويوان را بايد به عنوان يك جايگزين مكمل و نه لزوما جايگزين كامل دلار در كوتاه‌مدت تلقي كرد.
وابستگي پنهان واشنگتن به تنگه هرمز محرز است؛ زيرا ستون فقرات پنهان اقتصاد امريكا را چرخه پترودلار شكل مي‌دهد. ترامپ مي‌گويد ما به تنگه هرمز نياز نداريم؛ اما بدون چرخه پترودلار، اقتصاد امريكا با چه سازوكاري دوام خواهد آورد؟! فروش نفت خليج‌فارس فقط با دلار و بازگشت پترودلارها به اوراق خزانه‌داري امريكا موجب تأمين مالي كسري بودجه امريكا و تثبيت هژموني دلار مي‌شود. حلقه اتصال همه اينها تنگه هرمز با عبور حدودا ۳۰ درصد نفت دريايي جهان است. ازنظر مجمع جهاني اقتصاد، بحران تنگه هرمز فقط روي نفت تأثير ندارد، ۹ كالاي ديگر هم هستند؛ اين كالاها شامل متانول، آلومينيوم، گوگرد، گرافيت و ساير مواد صنعتي حياتي هستند كه زنجيره‌هاي تأمين جهاني و گذار به انرژي سبز را تحت تأثير قرار مي‌دهند. تأثير اين اختلال‌ها در زنجيره‌هاي تأمين جهاني سريعا مشهود است؛ از كودهاي كشاورزي براي برداشت‌هاي آينده تا مواد معدني موردنياز صنايع فناوري پيشرفته.
آنچه تنگه هرمز را به نقطه عطفي بي‌بديل تبديل كرده، صرفا موقعيت طبيعي آن نيست؛ بلكه اراده راهبردي ايران و توانمندي نيروهاي مسلح آن است كه جغرافيا را به ابزاري فعال براي مديريت هوشمندانه و اعمال فشار تبديل كرده‌اند. اگر جغرافياي ايران دستيابي به يك پيروزي سريع نظامي را دشوار مي‌كند، موقعيت آن در امتداد اين تنگه شكل ديگري از اهرم را فراهم مي‌كند و آن توانايي تحميل هزينه‌هاي اقتصادي جهاني است. اراده راهبردي ايران و توانمندي نيروهاي مسلح آن باعث شده كه اين صحنه را به  ابزاري فعال براي مديريت هوشمندانه تبديل كرده‌اند. در اين معادله، تنگه هرمز نه‌فقط يك گذرگاه باريك؛ بلكه عرصه‌اي براي اعمال قدرت نامتقارن، بازدارندگي و ابتكار عمل ايراني است. صرف ادراك خطر در اين تنگه مي‌تواند باعث جهش قيمت نفت، افزايش شديد حق بيمه حمل‌ونقل دريايي و اختلال در زنجيره‌هاي تأمين جهاني شود. لجستيك دريايي نه‌تنها توسط امنيت فيزيكي؛ بلكه توسط ادراك خطر نيز هدايت مي‌شود، اگر شركت‌هاي كشتيراني باور كنند كه تنگه ناامن است، ترافيك نفتكش‌ها كند مي‌شود يا تغيير مسير مي‌دهد. در عمل، ايران براي اعمال‌نفوذ بر تنگه نيازي به كنترل كامل خط ساحلي خود ندارد؛ تنها كافي است توانايي ايجاد عدم قطعيت و ريسك را حفظ كند. خنثي‌سازي اين مزيت مستلزم سلطه مستمر بر يك عرصه وسيع دريايي خواهد بود. در واقع، آنچه به عنوان كارزاري با هدف تغيير نظام و برچيدن توانمندي‌هاي هسته‌اي و موشكي ايران آغاز شد، به‌تدريج به سوي يك بن‌بست راهبردي متمركز بر تنگه هرمز در حال حركت است. تنگه هرمز تنها بخشي از يك نظام ژئوپليتيكي گسترده‌تر است. دومين گلوگاهي كه مسير جنگ را شكل مي‌دهد، غرب‌تر و در باب‌المندب قرار دارد، گذرگاهي باريك كه درياي سرخ را به خليج عدن متصل مي‌كند. براي نزديك به دو دهه، اين كريدور در معرض اختلالات مكرر توسط انصارالله در يمن قرار داشته است؛ يك بازيگر عمل‌گرا كه حملات دريايي‌اش به‌طور دوره‌اي كشتيراني تجاري در درياي سرخ را تهديد كرده است. اگر تنش‌ها به اين گلوگاه دريايي سرريز شود، پيامدهاي اقتصادي آن مي‌تواند بسيار فراتر از ميدان نبرد گسترش يابد. باب‌المندب شكنندگي شبكه دريايي متصل‌كننده درياي سرخ به تجارت جهاني  را  آشكار مي‌كند.

انتقال بحران به كل نظام  مالي جهاني
تشديد تنش‌هاي ژئوپليتيكي در تنگه هرمز، به‌ويژه تثبيت هژموني نفتي ايران، اقتصاد جهاني را وارد مرحله‌اي پيچيده و پر ريسك كرده است؛ مرحله‌اي كه همزمان با افزايش تورم، كاهش رشد اقتصادي و فشار بر بازارهاي مالي همراه شده است. اين وضعيت به شكل يك «شوك نامتوازن» ظاهر شده كه كشورهاي مختلف را به‌طور متفاوت تحت تأثير قرار مي‌دهد. در اروپا، اين فشارها شديدتر است؛ زيرا افزايش قيمت انرژي هزينه‌هاي دولت‌ها را بالا برده و باعث رشد بازده اوراق قرضه شده است. اين موضوع نشانه‌اي از انتقال بحران از حوزه انرژي به كل نظام مالي است. بانك‌هاي مركزي جهان در موقعيت دشواري قرارگرفته‌اند. آنها بايد بين مهار تورم و حمايت از رشد اقتصادي يكي را در اولويت قرار دهند. افزايش نرخ بهره  براي كنترل تورم مي‌تواند رشد اقتصادي را تضعيف كند، درحالي كه عدم اقدام جدي نيز خطر تداوم تورم را افزايش مي‌دهد. اين شرايط در اروپا حساس‌تر است؛ زيرا وابستگي بيشتري به واردات انرژي دارد و بيشتر در معرض ركود تورمي قرارگرفته است. در مقابل، اقتصاد امريكا ممكن است با احتياط بيشتري سياست‌هاي پولي خود را  تنظيم كند.
جهان اكنون با پديده‌اي  به نام «تورم  وارداتي» روبروست؛ يعني افزايش قيمت‌ها نه به‌دليل سياست‌هاي داخلي، بلكه به‌خاطر رشد هزينه انرژي، حمل‌ونقل و بيمه رخ‌داده است. پيش‌بيني‌ها نشان مي‌دهد رشد اقتصاد جهاني كاهش يافته و تورم همچنان بالا باقي خواهد ماند. در چنين شرايطي، ابزارهاي سنتي بانك‌هاي مركزي كارايي كمتري دارند. افزايش نرخ بهره نمي‌تواند منشأ اصلي تورم را برطرف كند و تنها ممكن است فشار بيشتري بر اقتصاد وارد كند. همين موضوع باعث شده سياستگذاران در نوعي بن‌بست قرار بگيرند. خطر اصلي، گسترش اين بحران به كل نظام مالي است. افزايش قيمت انرژي ابتدا تورم را بالا مي‌برد، سپس نرخ بهره افزايش مي‌يابد و اين روند به بازارهاي مالي، بانك‌ها و سرمايه‌گذاري‌ها آسيب مي‌زند. اين چرخه مي‌تواند در نهايت به كاهش سرمايه‌گذاري و افزايش ريسك ركود منجر شود. اقتصاد جهاني وارد دوره‌اي از عدم قطعيت بالا شده است؛ دوره‌اي كه در آن تصميم‌گيري‌هاي اقتصادي دشوارتر از گذشته شده و خطر ركود تورمي بيش از هر زمان ديگري احساس مي‌شود.

روشن‌ساز كلام
همانطور كه فارِن پاليسي نوشت تهران براي ترامپ تله مي‌گذارد. ايران ابتكار عمل را در جنگ رمضان به دست گرفته و شرايطي ايجاد كرده كه ترامپ ديگر نمي‌تواند به‌راحتي از آن خارج شود. پايان دادن يك‌جانبه به جنگ براي امريكا بسيار دشوار شده و روندي از فرسايش و محدوديت در گزينه‌هاي سياسي و نظامي به وجود آمده است. كنترل تنگه هرمز تعيين‌كننده برنده جنگ خواهد بود. وال‌استريت ژورنال تاكيد كرد كه ايران با وضع قوانين جديد براي اين آبراه استراتژيك، به دنبال نفوذ دايمي در خاورميانه (غرب آسيا) است.
هژموني نفتي ايران در به چالش كشيدن هژموني نفتي ايالات‌متحده از آنجا كه چند بعدي است اگر در روزهاي آتي جنگ رمضان در بعد زيرساخت‌هاي توليد نفت هم آسيب ببيند در دو  بعد تسلط بر تنگه هرمز به عنوان يكي از مهم‌ترين گذرگاه‌هاي حمل‌ونقل نفت و تضعيف پترودلار همچنان برقرار خواهد بود.
دكتراي حقوق نفت و گاز

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون