• 1405 سه‌شنبه 24 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6288 -
  • 1405 شنبه 15 فروردين

صبوري بايد كرد

علي ميرزامحمدي

در روزهايي كه فضاي جامعه درگير بازتاب‌هاي جنگ رمضان و پسارمضان است، شوراي شهر تهران در واكنش به انتظارات شكل گرفته از برخي چهره‌هاي شناخته ‌شده تصميم گرفته است نام خيابان علي دايي را تغيير دهد؛ اقدامي كه مي‌توان از آن به عنوان «واكنشي شبه‌تنبيهي» ياد كرد. سخنگوي شورا اعلام كرده است: «تماس‌هاي متعددي با بنده و ساير اعضاي كميسيون نامگذاري معابر گرفته شده و پيشنهاد‌دهندگان خواهان تغيير نام بلوار علي دايي به دانش‌آموزان شهيد ميناب هستند.» اما پرسش اساسي اين است: آيا چنين تصميم‌ها در مسير تقويت وحدت ملي و جنگ رسانه‌اي كشور اتخاذ مي‌شود يا نتيجه نوعي تعجيل و دوري از مصلحت‌سنجي است؟ در روزهاي اخير نيز شاهد انتقادهايي از سوي رسانه ملي عليه علي دايي بوده‌ايم و پيش‌تر نيز برخي ديگر از چهره‌هاي فرهنگي و هنري در معرض موجي از هجمه قرار داشتند. نمي‌دانم اين حمله‌ها در اين شرايط حساس چه معنا و چه ثمره‌اي دارد؟ چرا برخي از ما صبوري نمي‌كنيم و درك عميق‌تري از موقعيت نمي‌ورزيم؟ آيا اين تعجيل در طرد افراد و فقدان صبر، نشانه‌ بي‌بصيرتي نيست؟ و چرا رسانه ملي گاه فرصت‌هايي در اختيار افراد هيجاني و كم‌تجربه مي‌گذارد كه سخنانشان ناخواسته بر شكاف‌هاي اجتماعي مي‌افزايد؟ برخي افراد گلايه دارند؛ اما شايد اين گلايه‌ها نيازمند زمان باشند تا به همراهي بدل شوند. با برچسب‌زني و تنبيه رسانه‌اي اين فرصت را از آنان نگيريم. نكته قابل تامل ديگر آنكه پس از موضع‌گيري شخصيت‌هاي هنري، ورزشي و سياسي معروف در حمايت از مقاومت مردم ايران، بايد آنها را تشويق و استقبال كرد؛ نه اينكه از آن به عنوان فرصتي براي عقده‌گشايي و حق‌پنداري خود بهره گرفت و طعنه زد كه دير موضع گرفتي و ديدي حق با ما بود؟! ادامه دادن اين رويه، در عمل چيزي جز فراهم كردن زمينه‌اي براي نوعي جنگ رواني عليه خودمان نيست؛ نوعي خودزني كه حاصل آن نه تقويت همبستگي ملي، بلكه افزايش كدورت‌ها و بستن راه بازگشت بسياري از افرادي است كه هنوز مي‌توانند در كنار مردم قرار گيرند. چنين برخوردهاي شتاب‌زده و تند، بيش از آنكه مساله‌اي را حل كند، به تعميق شكاف‌هاي اجتماعي دامن مي‌زند و فضاي عناد و سوءتفاهم را گسترده‌تر مي‌كند. 

در شرايطي كه كشور بيش از هر زمان ديگري به همدلي و همگرايي نياز دارد، نبايد با رفتارهاي عجولانه و قضاوت‌هاي زودهنگام، ميدان را به گونه‌اي سامان دهيم كه گويي خود در حال بازي كردن در زمين نقشه‌هاي دشمنان اين سرزمين هستيم. تندروي و تنگ‌نظري نه تنها گرهي از كار نمي‌گشايد، بلكه ناخواسته همان هدفي را محقق مي‌كند كه بدخواهان به دنبال آن هستند: تشديد فاصله‌ها و شكستن سرمايه اجتماعي. بسياري از منتقدان و گلايه‌مندان، با همه دلخوري‌ها، همچنان دل در گرو اين سرزمين دارند. هنر تدبير آن است كه راه بازگشت و همراهي براي آنان باز بماند، نه آنكه با برچسب‌زني و فشار، آنان را ناخواسته در صفي قرار دهيم كه خود هرگز قصد ايستادن در آن را نداشته‌اند.
آگاهي از «روانشناسي جذب و طرد»، لازمه هر نوع اظهارنظر در شرايط بحراني همانند جنگ است. اگر به اين مهم آگاهي نداشته باشيم، خرمن سرمايه اجتماعي كه به واسطه شرايط خاص با كاهش اختلاف‌ها و نزديك شدن ديدگاه‌ها و وحدت در برابر دشمني واحد گرد آمده است به واسطه آتش تنگ‌نظري‌ها و «توهم غربالگري و خالص‌سازي اجتماعي» خاكستر خواهد شد.
دل‌نوشته‌ احساسي من با عنوان «به حرمت وطن، لب به سكوت مبند» تلاشي است براي بيدار كردن حس وطن‌دوستي در دل همان كساني كه دلگير، اما هنوز عاشق اين سرزمينند؛ آنان كه تنها به تلنگري نياز دارند تا دوباره به ميان مردم بازگردند.
در بخشي از اين دل‌نوشته آمده است: 
به حرمت وطن، لب به سكوت مبند؛ چه شد كه اين‌گونه خاموش و خسته در گوشه‌اي نشسته‌اي، در حالي كه مادر وطن تو را صدا مي‌زند و بدخواهان، سكوتت را به سود خويش تعبير مي‌كنند؟
به حرمت وطن، لب به سكوت مبند؛ مگذار خاموشي‌ات ابزاري شود براي شكستن ما. شهرت خويش را خرج شهرهاي سوخته كن، صدايت را وقف التيام زخم‌هاي اين خاك نما.
به حرمت وطن، لب به سكوت مبند؛ كينه‌ها را در گيومه بگذار و دشمني‌ها را به باد بسپار تا جان اين خاك از زهر تفرقه در امان بماند. اكنون زمان ايستادن است؛ روشن، آرام، اما استوار.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون