• 1405 سه‌شنبه 24 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6288 -
  • 1405 شنبه 15 فروردين

مراقب داغ شدن تدريجي آب باشيم

حسين شيخ‌رضايي

 «اگه چه شد، دست مي‌كشم؟» اين سوال را بايد هميشه پيش چشم داشته باشيم، مخصوصا در جاهايي كه باوري محكم به چيزي داريم.  باور شديد و محكم به چيزي يا كسي داشتن به ‌خودي‌خود بد نيست، ولي خطراتي دارد كه بايد مراقب آنها باشيم. از جمله اين خطرات يكي آن است كه باور شديد در معرض تبديل شدن به جزم و دگم است. يعني اين خطر كه حاضر نباشيم تحت هيچ شرايطي باورمان را كنار بگذاريم؛ اين خطر كه باورمان ارتباطش را با جهان خارج از دست بدهد و چرخ روزگار هر جور بچرخد، باورمان تغيير نكند. باور شديد و محكم سبب مي‌شود من چيزهايي را كه مخالف باورم است به ‌سختي ببينم و فقط شواهد تاييدكننده را جمع‌آوري كنم؛ يعني ذهنم فقط به ‌دنبال تاييد آنچه به آن باور دارد، باشد و نه بررسي و مقايسه دو طرف ماجرا. براي همين مهم است هميشه در مورد باورهاي شديد و محكم به اين فكر كنيم كه اگر چه بشود حاضريم دست از باورمان ‌برداريم. اگرچه اتفاقي در جهان بيفتد، تحت چه شرايط واقعي يا خيالي، حاضريم محتواي ذهن‌مان را عوض كنيم. اما چرا فكر كردن پيشاپيش به اينكه در چه شرايطي حاضريم دست از باورمان بكشيم مهم است و چرا نبايد بگوييم از الان بهش فكر نمي‌كنم و هر وقت اتفاق مهمي افتاد، به اينكه باورم را حفظ كنم يا نه فكر خواهم كرد؟ ماجرا شبيه به قورباغه‌اي است كه در آبي به ‌تدريج در حال داغ شدن است، انداخته شود. بالا رفتن دماي آب تدريجي است و قورباغه حس نمي‌كند در هيچ لحظه‌اي تغيير مهمي در دما ايجاد شده است. اما اگر دماي آب را نه با يك لحظه قبل، بلكه با چند دقيقه پيش مقايسه كند، متوجه مي‌شود كه آب حسابي داغ شده است. به همين منوال، ذهن هم اگر تدريجا در مسير تغييراتي قرار گيرد، ممكن است نفهمد چه مسير طولاني‌اي را پشت سر گذاشته و طي زمان چقدر عوض شده است. درست مثل پدر و مادري كه متوجه تغيير تدريجي چهره فرزندشان در فرآيند رشد نمي‌شوند، اما اين تغييرات براي ديگران ملموس است. 

براي همين، براي اينكه در دام اين سراشيبي لغزنده نيفتيم، خوب است پيشاپيش به درجه حرارت آبي فكر كنيم كه اگر به آن رسيديم لازم است ديگر از ظرف آب جوش بيرون بپريم يا دست از باورمان ‌برداريم.  در ماجراي جنگ اخير، كساني كه اميد و باوري قوي به نجات‌بخشي ترامپ و نتانياهو داشتند يا هنوز دارند و فكر مي‌كردند/مي‌كنند وعده آوردن آزادي و كمك براي مردم ايران جدي است، بد نيست پيشاپيش به اين فكر كنند كه اگرچه اتفاقي بيفتد يا چه حرفي بشنوند، حاضرند دست از اين باور بكشند؟

اگر تمام حرف‌ها و تحقيرهاي قبلي ترامپ و نتانياهو درباره ايران كافي نبوده است، اگر زدن مدرسه ميناب و كارخانجات صنايع سنگين فولاد و انستيتو پاستور و ... هنوز كافي نبوده است، به كار بردن تعبير «بازگرداندن ايران به عصر حجر» نشانه‌اي هشداردهنده است.
اگر شما هم جزو كساني هستيد كه هنوز شك دارند هدف از اين جنگ «كلنگي كردن» ايران، فارغ از حكمرانان آن، است، به اين فكر كنيد كه اگر از ترامپ يا نتانياهو چه چيزي بشنويد يا چه كاري ببينيد، حاضريد دست از باور محكمتان به نجات‌بخشي ‌برداريد. هر آنچه به ذهنتان مي‌رسد جايي بنويسيد و به خودتان قول بدهيد اگر اين را گفت يا انجام داد، حتما در باورتان تجديدنظر خواهيد كرد. به احتمال زياد، طولي نخواهد كشيد كه در روزهاي آينده چيزي نزديك به آن را در صحبت‌ها يا توييت‌ها يا اخبار خواهيد يافت. مراقب داغ شدن تدريجي آب باشيم!

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون