تابآوري، تمركززدايي و نظام حكمراني
محمدصالح اولياء
جنگ رمضان بدون شك يكي از رويدادهاي تاريخي ايران محسوب شده و به خواست خدا به نقطه عطفي در روند تحولات كشور تبديل خواهد شد. شايد از اين جهت كه هنوز در متن تحولات هستيم نتوانيم ارزيابي درستي از شرايط داشته باشيم اما در عين حال ثبت درس آموختههاي آن ميتواند نقش مهمي در دوران پسا جنگ داشته باشد. جدا از رشادتها، مجاهدتها و فداكاريهايي كه در طول پيش از يك ماه گذشته در عرصههاي مختلف شاهد بودهايم، شايد رمز تابآوري كشور و حفظ انسجام مديريتي آن را بتوان در طراحي سيستمي مبتني بر تمركززدايي جستوجو كرد. اين واقعيت كه عليرغم شهادت رهبري و بالاترين ردههاي نظامي كشور، سيستم دفاعي نه تنها به حيات خود ادامه داد بلكه بعضا خود را تقويت كرد يك شاهكار مديريتي محسوب ميشود كه دنيا را هم به تحسين وا داشته است. پيچيدگي موضوع در اين است كه در شرايط تفويض اختيار و تمركززدايي معمولا ميتوان انتظار آشفتگي و بينظمي را داشت ولي خوشبختانه شواهد نشان ميدهد تاكنون هماهنگي نسبتا خوبي از نظر تعيين اهداف و تحقق آنها وجود داشته است. به لحاظ زيرساختها هم به نظر ميرسد تمهيدات خوبي انديشيده شده است. به عنوان مثال، در مورد شبكه برق كشور خوشبختانه طراحي شبكه به گونهاي است كه عليرغم يكپارچگي كلي، داراي ساختاري غيرمتمركز و پراكنده است و پايداري آن با از بين رفتن يك يا چند نيروگاه دچار بحران نميشود. در عين حال تصور كنيد كه اگر همه ساختمانهاي مسكوني و اداري و حتي صنعتي داراي سيستم انرژي خورشيدي يا سيستمهاي پراكنده ديگر بودند و در عين اتصال به شبكه امكان تامين مستقل برق خود را هم داشتند تا چه ميزان تابآوري شبكه برق كشور افزايش مييافت. در مورد نظام اداري هم اگرچه اساسا با تمركزگرايي مواجهيم، اما خوشبختانه چالشهاي پيش آمده باعث شد دولت با تفويض اختيار كامل به دستگاههاي اجرايي و به خصوص استانها، زمينه تمركززدايي و تصميمگيري سريع و اقتضايي همراه با بروز ابتكارات محلي را فراهم كند.
استمرار و پايداري خدمات دولت مانند تامين سوخت، كالاهاي اساسي، خدمات درماني و امدادي و خدمات بانكي بهرغم همه محدوديتها از نتايج اين رويكرد بوده است. اين در حالي است كه در بسياري از كشورها به خصوص كشورهاي آسيايي، بسته شدن تنگه هرمز باعث بروز بحران شده است.
از نظر تئوريك، نظامهاي متمركز داراي مزاياي زيادي به خصوص بهينهسازي استفاده از منابع ناشي از صرفهجويي مقياس هستند. برعكس، تمركززدايي ميتواند به تشتت، دوباره كاري و و اتلاف منابع منجر شود. اما وقتي تابآوري در راس اولويتهاي يك جامعه يا سازمان قرار ميگيرد لازم است فرموله كردن مساله و تابع هدف آن مورد بازنگري اساسي قرار گيرد و طبيعتا جواب حل مساله هم متفاوت خواهد بود.
نكته كليدي، استفاده از مزاياي يكپارچگي در عين تمركززدايي و تفويض اختيارات است. رويكرد اكوسيستمي با برخورداري از اين مزايا اجازه ميدهد هر يك از اجزا در عين استقلال، تعاملات خود را بهصورت پويا با ديگر اجزا تنظيم كنند و نظم و هماهنگي نه به صورت متمركز و برونزا بلكه به صورت داوطلبانه و درونزا ايجاد شود. در اين رويكرد، نوآوري نيز تقويت ميشود به نحوي كه همافزايي منتج از آن ميتواند به خوبي ضعف مزيتهاي اقتصادي ناشي از مقياس را جبران كند.
نظام اداري كشور به صورت سنتي در برابر توزيع قدرت و اتخاذ يك رويكرد اكوسيستمي مقاومت ميكند اما اگر قرار است اصلاحات اساسي در نظام حكمراني كشور در دوران پسا جنگ داشته باشيم، لازم است از هماكنون به فكر طراحي نظام جديد مبتني بر تمركززدايي، مشاركت عمومي، پويايي و استفاده از فناوريهاي پيشرفته پلتفرمي باشيم. تجربيات به دست آمده در جنگ تحميلي اخير، اگرچه همراه با هزينه مادي و معنوي زيادي براي كشور بوده، سرمايه گرانقدري براي ما محسوب ميشود؛ اميد است آن را غنيمت بشمريم.
رييس سازمان ملي بهرهوري ايران