• 1405 چهارشنبه 25 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6291 -
  • 1405 سه‌شنبه 18 فروردين

ايران و قدرت ماندگاري يك تمدن

اميرعباس ميرزاخاني

در فضاي سياست بين‌الملل، به‌ ويژه پس از گذشت ۳۷ روز از جنگ رمضان، هنوز صداهايي شنيده مي‌شود كه به‌ جاي اتكا به عقلانيت، گفت‌وگو و قواعد شناخته‌ شده ديپلماسي، بر زبان تهديد، ارعاب و نمايش قدرت تكيه دارند. اين ادبيات خشن كه گاه در قالب شعارهاي تنش‌آفرين و اظهارات بزرگ‌نمايانه بروز مي‌يابد، بيش از آنكه نشانه اقتدار باشد، نشانه فاصله گرفتن از اصول مدنيت و معيارهاي اخلاقي در روابط جهاني است. اظهارات اخير دونالد ترامپ، رييس‌جمهور سابق ايالات متحده، مبني بر «بازگرداندن ايران به عصر حجر» نيز در همين چارچوب قابل فهم است؛ سخناني كه صرف‌نظر از گوينده و جايگاه سياسي او، بيش از هر چيز از افول ادبيات مسوولانه در سياست بين‌الملل حكايت دارد. در تاريخ روابط بين‌الملل هر گاه سياست از مسير عقلانيت، گفت‌وگو و مسووليت‌پذيري خارج شده، جهان به سوي دوره‌هايي تاريك‌تر لغزيده است؛ دوره‌هايي كه در آن زبان تهديد جايگزين منطق و خشونت به ابزار اصلي اعمال قدرت بدل شده است. تجربه دو جنگ جهاني در قرن بيستم نمونه‌اي روشن از همين انحراف از عقلانيت سياسي است. از اين منظر، طبيعي است كه ادبيات تهديدآميز و غيرمسوولانه - حتي اگر از سوي يك مقام بلندپايه سابق يا چهره‌اي اثرگذار در سياست امريكا بيان شود - با واكنش‌هاي انتقادي در همان جامعه نيز روبه‌رو شود. به همين دليل در خود ايالات متحده نيز بسياري از تحليلگران، روزنامه‌نگاران و برخي روان‌شناسان سياسي بارها نسبت به سبك گفتار و شيوه تصميم‌گيري‌هاي ترامپ هشدار داده و آن را نشانه‌اي از نوعي بي‌ثباتي در قضاوت سياسي و نوعي بيماري «دوگانه شخصيتي» دانسته‌اند. با اين همه، آنچه در اين ميان اهميت دارد نه صرفا ماهيت اين تهديدها، بلكه درك تاريخي از ملتي است كه هدف چنين سخناني قرار مي‌گيرد. تاريخ تمدن شش‌ هزار ساله ايران يكي از كم‌نظيرترين نمونه‌هاي پايداري فرهنگي در جهان است. اين سرزمين در طول هزاران سال بارها در معرض هجوم قدرت‌هاي بزرگ قرار گرفته است...

 از يورش‌هاي نظامي و اشغال سرزميني گرفته تا تلاش براي دگرگون كردن زبان، فرهنگ و ساختارهاي اجتماعي آن. با اين حال، آنچه در اين ميان قابل توجه است، اين واقعيت تاريخي است كه ايران نه‌تنها در برابر اين فشارها فرو نپاشيده، بلكه در بسياري از موارد توانسته مهاجمان را نيز در درون فرهنگ و تمدن خود جذب و هضم كند.
از همين رو بسياري از پژوهشگران تمدن در مطالعات تطبيقي، ايران را يكي از پايدارترين واحدهاي فرهنگي تاريخ بشر مي‌دانند. در حالي كه بسياري از امپراتوري‌ها و تمدن‌ها در برابر ضربه‌هاي تاريخي از ميان رفته‌اند يا هويت خود را از دست داده‌اند، ايران توانسته پيوستگي فرهنگي و تاريخي خود را حفظ كند. اين پايداري نه صرفا نتيجه قدرت نظامي و نه صرفا محصول موقعيت جغرافيايي بوده است؛ بلكه ريشه در شبكه‌اي عميق از عناصر فرهنگي، اجتماعي و ذهني دارد كه طي قرن‌ها در حافظه تاريخي جامعه ايراني شكل گرفته است. ملت‌هايي كه هويت تاريخي خود را بر پايه چنين ميراثي بنا كرده‌اند، در برابر تهديدهاي بيروني به ‌سادگي فرو نمي‌ريزند. آنان در مواجهه با بحران‌ها به حافظه تاريخي خود رجوع مي‌كنند؛ حافظه‌اي كه مملو از تجربه عبور از بحران‌هاي بزرگ‌تر از تهديدهاي امروز است. از حمله اسكندر گرفته تا يورش مغولان و ده‌ها بحران تاريخي ديگر، ايران بارها با موقعيت‌هايي روبه‌رو شده كه در زمان خود پايان يك تمدن تصور مي‌شد؛ اما تاريخ نشان داد كه اين سرزمين نه‌تنها باقي مانده، بلكه توانسته خود را بازسازي كند و تداوم بخشد.
در چنين بستري، تهديدهايي از جنس آنچه امروز در ادبيات برخي سياستمداران امريكايي ديده مي‌شود، بيش از آنكه حامل واقعيتي تاريخي باشد، بازتاب نوعي سطحي‌نگري نسبت به ماهيت تمدن‌هاست. تصور اينكه مي‌توان با چند جمله تند در رسانه‌ها يا شبكه‌هاي اجتماعي درباره سرنوشت ملتي با چنين پيشينه تاريخي داوري كرد، نشان‌دهنده ناآشنايي با مفهوم «دوام تمدني» در تاريخ بشر است.
ايران در طول تاريخ بارها هدف تهديد قدرت‌هاي بزرگ زمان خود بوده است؛ قدرت‌هايي كه برخي از آنها در دوران خود شكست‌ناپذير به نظر مي‌رسيدند. با اين حال، بسياري از همان قدرت‌ها امروز تنها در صفحات كتاب‌هاي تاريخ حضور دارند، در حالي كه ايران همچنان به عنوان يك واقعيت فرهنگي و تاريخي زنده باقي مانده است. همين واقعيت تاريخي نشان مي‌دهد كه سرنوشت تمدن‌ها را نه هياهوي سياسي و نه تهديدهاي رسانه‌اي، بلكه عمق فرهنگي و توان بازسازي تاريخي ملت‌ها تعيين مي‌كند.
از اين منظر، سخن گفتن از «بازگرداندن ايران به عصر حجر» بيش از آنكه بيانگر قدرت باشد، نشان‌دهنده ناآگاهي از تاريخ و ماهيت تمدن ايراني است. تمدني كه قرن‌ها پيش از شكل‌گيري بسياري از دولت‌هاي مدرن امروز وجود داشته و در طول تاريخ بارها توانسته خود را با شرايط جديد سازگار كند، با چنين تهديدهايي تعريف يا تعيين نمي‌شود.
در برابر چنين داوري‌هاي شتاب‌زده و سطحي، شايد بهترين پاسخ همان سخن حكيمانه‌اي باشد كه نظامي‌گنجوي، شاعر نامدار ايراني در قرن ششم هجري سروده است: 
«همه عالم تن است و ايران دل/ 
نيست گوينده زين قياس خجل».

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون