آرامش به وقت جنگ
گفتو گو با حسین سلاحورزی درباره تمهیدات دولت برای ثبات بازار در جریان تجاوز دشمن
گروه اقتصادي
ساعت دو صبح روز چهارشنبه بود كه خبر آتشبس بين ايران و امريكا و اسراييل از رسانهها داخلي و خارجي همزمان منتشر شد. رويدادي كه دولت مسعود پزشكيان در تحقق آن نقش قابل تاملي داشت. از نگاه ناظران، دولت پزشكيان نه تنها در بازگشت آرامش به كشور تلاش كرده است. بلكه در تمام چهل روز گذشته در دل آتش توانسته آرامشي نسبي را حاكم كند. آرامشي كه ناشي از روانسازي جريان تامين كالاهاي اساسي و ضروري بوده است. اگرچه نميتوان كمبود دارو در اين دوران را ناديده گرفت . اما ميتوان گفت در جريان تامين مواد غذايي دولت توانست بسيار مثبت عمل كند. البته منتقدان دولت اين فضا را طبيعي ميخوانند و ميگويند « زمان زيادي از جنگ نگذشته بود كه كشور بخواهد با بحران مواجه شود .» اما مدافعان دولت معتقدند « اگر دولت پزشكيان در جريان ذخيرهسازي و تامين مواد اوليه و ضروري درست رفتار نميكرد، در تمام 40 روز گذشته مردم براي تامين موادغذايي با مشكل مواجه ميشدند.»
حسين سلاحورزي رييس سابق اتاق بازرگاني، صنايع، معادن و كشاورزي ايران در گفتوگو با «اعتماد» به بررسي عملكرد دولت پزشكيان در 40 روز گذشته ميپردازد. سلاحورزي ميگويد: در طول 40 روز جنگ همهجانبه و تجاوز گسترده امريكا و اسراييل (و حمايت برخي كشورها) عليه ايران، بسياري تصور ميكردند كه زيرساختها و زنجيره تأمين به سرعت فلج شود؛ بنزين، برق، آب و غذا ناياب شود و كشور با قحطي و آشوب روزمره روبهرو شود. اما واقعيت، از نگاه منصفانه و واقعبينانه، داستان ديگري بود. او ميافزايد: هم دولت در مديريت امور روزمره عملكرد قابل قبولي داشت و هم مردم با همدلي و همراهي و تعاون و خويشتنداري، بار سنگيني را بر دوش كشيدند. دولت از همان ساعات اوليه، درسهاي جنگ ايران- عراق و تجربه جنگ ۱۲ روزه سال قبل را به كار بست. مخازن سوخت آسيب ديدند، پتروشيميها و برخي تأسيسات انرژي هدف قرار گرفتند، اما با اعمال سريع سهميهبندي هوشمند و توزيع از انبارهاي استراتژيك پراكنده، صف طولاني در پمپبنزينها شكل نگرفت و بنزين در دسترس ماند. سلاحورزي در ادامه ميگويد: شبكه برق هم، با وجود تهديد مستقيم، به لطف پراكندگي نيروگاهها، مقاومسازي و مديريت مصرف، قطعي گسترده نديد؛ آب شهري و آبشيرينكنها و تصفيهخانهها هم تقريبا بدون اختلال جدي كار كردند. در بخش غذا و كالاهاي اساسي، ذخاير انبارها (گندم، نهادههاي دامي و اقلام استراتژيك) كافي بود و واردات از بنادر شمالي و جنوبي ادامه يافت. بازار روزانه نه تنها فلج نشد، بلكه كالاهاي ضروري «به وفور» در قفسهها ماند و هر كمبود احتمالي سريع شناسايي و برطرف شد. رييس سابق اتاق بازرگاني، صنايع، معادن و كشاورزي ايران با اشاره به آمار رسمي تورم ميگويد: تورم اندكي افزايش يافت، اما كنترل قيمتها و تثبيت بازار مانع از بحران اجتماعي شد. درآمد نفتي كوتاهمدت هم با جهش جهاني قيمتها تا حدي جبران گرديد. به عبارت روشن، پيشبيني «فلج شدن لجستيك و اداري كشور» محقق نشد. از نگاه سلاحورزي، اين تابآوري، نتيجه برنامهريزي عملياتي (بهويژه وزارتخانههاي اقتصادي) بود و نشان داد اقتصاد مقاومتي در عمل، حداقل در كوتاهمدت، جواب ميدهد. اما نقاط ضعف هم وجود داشت. موفقيت بيشتر به ذخاير پيشازجنگ تكيه داشت تا توليد جديد. او ميافزايد: هزينه بازسازي زيرساختهاي آسيبديده سنگين است و اثرات بلندمدت (افت GDP، فشار بر ريال و تورم پساجنگ) همچنان باقي است. شفافيت كامل در اعلام آمار هم گاهي كم بود. رييس سابق اتاق بازرگاني، صنايع، معادن و كشاورزي ايران در ادامه يادآور ميشود، در اين ميان، نقش مردم به همان اندازه مهم بود. برخلاف انتظار متجاوزان و برخي تحليلگران كه منتظر «هجوم به فروشگاهها، احتكار گسترده و آشوب قحطيمانند» بودند، مردم ايران عمدتا با آرامش و همدلي و تعاون رفتار كردند. خريدهاي هيجاني اوليه وجود داشت، اما به سرعت فروكش كرد و تبديل به ذخيرهسازي وحشتزا نشد. صفها طولاني نشد، بازار سياه شكل نگرفت و همسايگي و همكاري محلي (از تقسيم سهميه تا كمك به نيازمندان و سالمندان) مشهود بود. او ميگويد: اين خويشتنداري جمعي، دقيقا همان چيزي بود كه زنجيره تأمين را زنده نگه داشت و فشار بر دولت را كم كرد. مردم نشان دادند كه در بحران «تعاون» هنوز يك ارزش زنده است، نه فقط شعار. سلاح ورزي تاكيد ميكند: در مجموع، عملكرد دولت در اداره امور روزمره «خوب و قابل قبول» بود؛ نه بينقص، اما موثر و درسآموز. در كنار آن، همراهي مردم هم، بدون حرص و هجوم، بخش مهمي از اين موفقيت بود. اين تجربه ثابت كرد كه تابآوري واقعي، تركيبي از برنامهريزي دولتي و فرهنگ جمعي است. او در پايان ميگويد: حالا كه آتشبس برقرار شده، وقت آن است كه همين درسها را براي بازسازي و تقويت پايههاي اقتصاد به كار ببريم تا در آينده، هزينه چنين مقاومتي كمتر شود.
مرور تاريخ
پس از آغاز جنگ در صبح روز 9 اسفندماه 1404، مراجعه مردم به نانواييها، سوپرماركتها و فروشگاههاي مواد غذايي در كنار مراكز ميوه و تره بار تهران و ساير نقاط كشور بيش از پيش افزايش يافت. اما پس از چند روز بار ترافيك سنگين در نانواييها، سوپرماركتها، فروشگاهها و حتي مراكز ميوه و تره بار تهران كاهش يافت . بهطوري كه برخي از نانواييهاي سطح شهر از مشتريان خود ميخواستند، بهجاي خريد حجم زيادي نان براي هر روز و دپوي آن، خريد نان را به صورت روزانه و با حجم كم انجام دهند. البته از همان روزهاي آغازين جنگ، بار ترافيك تقاضاي موادغذايي و مواد ضروري مردم از تهران به شهرهاي شمالي يا ساير نقاط كشور كه مسافرپذير هستند، منتقل شد. بررسي «اعتماد» نشان ميدهد تاكنون با وجود حجم بالاي مسافر در شهرها و روستاهاي كشور كمبود مواد غذايي و نان وجود نداشته است. زيرا توزيع كالاهاي اساسي از جمله آرد در تمام كشور به صورت گسترده انجام شده بود. صرفا به دليل حجم بالاي مسافر در برخي از مناطق، نانواييها به متقاضيان روزانه بين 25 تا 35 عدد نان ميفروختند. تعيين اين سقف نيز به جهت توزيع نان به همه متقاضيان بوده است. در همان روزهاي آغازين جنگ، حميدرضا رستگار، رييس اتاق اصناف تهران با تأكيد بر ذخيرهسازي كافي كالاهاي اساسي و آرد، اعلام كرده بود، هيچ نگراني درباره تأمين اقلام ضروري و نان وجود ندارد و محدوديتي در تخصيص آرد به نانواييها اعمال نشده است. حسين فرهادي، عضو هياتمديره و سخنگوي اتحاديه بنكداران همان روزها به «اعتماد» گفته بود كه كشور و به ويژه تهران از نظر تأمين و ذخاير، مشكل جدي ندارد و شبكه توزيع با ظرفيت كامل در حال فعاليت است. او همان زمان تاييد كرده بود كه در روزهاي آغازين جنگ به دليل بروز تنش و نگرانيهاي مردم، تقاضا رشد كرده، اما گفته بود كه برنامهريزيهاي انجام شده از سوي دولت و فعالان بخش خصوصي مانع از بروز بحران در بازار خواهد شد كه همين اتفاق نيز افتاد. طبق دادههاي موجود، پيش از جنگ، دولت كالاهاي اساسي از جمله برنج و ساير اقلام پرمصرف را از طريق مبادي مختلف وارد كشور كرده و در انبارها ذخيره كرده بود. برهمين اساس در تمام اين مدت براساس گزارشهاي رسمي، در بخش دولتي و در شبكه بنكداري، موجودي كالا در سطح قابل قبول قرار داشت و فرآيند توزيع بدون وقفه انجام شده بود.