• 1405 سه‌شنبه 24 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 9295 -
  • 1405 يکشنبه 23 فروردين

از ترميم پالايشگاه‌ها تا مهار اثر دومينويي آسیب‌های جنگ در اقتصاد صنعتي

راه نجات شريان‌هاي زخمي

اميررضا اعطاسي

با استقرار آتش‌بس و فروكش كردن التهابات نظامي در منطقه خليج‌فارس، اكنون غبارها فرونشسته و تصوير دقيق‌تري از جغرافياي صنعتي كشور در نخستين ماه از سال «۱۴۰۵ » نمايان شده است. ارزيابي‌هاي فني و ميداني نشان مي‌دهد كه برخلاف پيش‌بيني‌ها و نگراني‌هاي اوليه، تاسيسات بالادستي، چاه‌هاي استخراج نفت و سكوهاي اصلي از گزند آسيب‌هاي مستقيم در امان مانده‌اند؛ اما نوك پيكان صدمات، بخش‌هاي حساس و پايين‌دستي، به‌ويژه برخي پالايشگاه‌هاي كليدي و گلوگاه‌هاي فرآيندي را هدف قرار داده است. در اين برهه حساس و نفس‌گير، آسيب به پالايشگاه‌ها تنها به معناي افت موقت توليد بنزين يا گازوييل نيست، بلكه زنگ خطري بي‌سابقه براي ستون فقرات اقتصاد صنعتي، يعني مجتمع‌هاي عظيم پتروشيمي است. توقف يا كاهش كاركرد واحدهاي پالايشي، جرياني از بحران را به شكل دومينووار به سمت صنايع پايين‌دستي روانه مي‌كند كه مهار آن نيازمند دقتي جراحي‌گونه است.  عبور موفقيت‌آميز از اين بحران پيچيده و مهار اثرات مخرب دومينويي آن بر صنايع خرد و كلان، نيازمند گذار از نگاه سنتي به مديريت بحران است. زمان آن فرا رسيده كه با ايجاد يك «حكمراني ريسك يكپارچه و مشاركتي» ميان دولت، بخش خصوصي و غول‌هاي صنعتي، بازسازي تاسيسات تخريب‌شده را نه به چشم يك هزينه تحميلي، بلكه به عنوان يك سرمايه‌گذاري استراتژيك براي گذار به پتروپالايشگاه‌هاي هوشمند و مقاوم ببينيم. تنها از مسير ارتقاي تاب‌آوري، تنوع‌بخشي به زنجيره خوراك و اجراي دقيق اصول پدافند غيرعامل است كه شريان‌هاي زخمي امروز صنعت، به شبكه‌اي روئين‌تن، انعطاف‌پذير و پايدار براي تضمين آينده اقتصاد ايران تبديل خواهند شد.

آسيب‌شناسي كانون‌هاي بحران  و  قطع  زنجيره خوراك

بررسي‌هاي دقيق در پالايشگاه‌هاي آسيب‌ديده نشان مي‌دهد كه زيرساخت‌هاي عمومي نظير مخازن ذخيره‌سازي خام يا لوله‌هاي انتقال اوليه تخريب نشده‌اند، اما واحدهاي فرآيندي با فناوري پيشرفته ضربه ديده‌اند. برج‌هاي تقطير اتمسفريك و خلأ، واحدهاي هيدروكراكر، ريفرمرهاي كاتاليستي و به‌ويژه شبكه‌هاي پيچيده مبدل‌هاي حرارتي و اتاق‌هاي كنترل مركزي، بيشترين ميزان آسيب‌پذيري و توقف توليد را ثبت كرده‌اند. تعمير يا جايگزيني اين تجهيزات به دليل نياز به آلياژهاي ضدخوردگي خاص، كاتاليست‌هاي وارداتي و زمان‌بر بودن فرآيند ساخت و كاليبراسيون قطعات، گلوگاه اصلي بازسازي در ماه‌هاي آينده است. اما مساله حياتي‌تر از كمبود سوخت، پيوند ارگانيك اين واحدها با صنعت پتروشيمي است. از كار افتادن يك واحد ريفرمر، تنها توليد سوخت با اكتان بالا را متوقف نمي‌كند، بلكه جريان توليد مواد پايه آروماتيك (مانند بنزن، تولوئن و زايلن) و همچنين تامين نفتاي سبك و سنگين براي توليد الفين‌ها (نظير اتيلن و پروپيلن) را در مبدا خشك مي‌كند. اين انقطاع در زنجيره تامين خوراك مايع و گاز، مستقيما حيات مجتمع‌هاي پتروشيمي را كه موتور محرك صادرات غيرنفتي و تامين‌كننده ارز كشور هستند، به لبه پرتگاه توقف مي‌كشاند.

اثر دومينويي از تمركز جغرافيايي تا فلج صنايع پايين‌دستي

وابستگي شديد اقتصاد ايران به درآمدهاي ارزي حاصل از صادرات محصولات پتروشيمي و همچنين تمركز جغرافيايي بيش از حد اين صنايع در پهنه‌هاي محدودي نظير عسلويه، ماهشهر و بندر امام، ريسك‌هاي سيستماتيك را در شرايط فعلي به‌شدت افزايش داده است. با افت توليد در پالايشگاه‌ها و كاهش تخصيص خوراك به پتروشيمي‌ها، يك «اثر دومينويي» در كل ساختار اقتصاد صنعتي شكل مي‌گيرد. كاهش توليد پليمرها و مواد شيميايي پايه، تنها در شعاع چند صد كيلومتري متوقف نمي‌شود؛ بلكه بلافاصله خود را در قالب كمبود شديد مواد اوليه در صنايع بسته‌بندي مواد غذايي، كارخانجات نساجي، قطعه‌سازي خودرو، توليد لوازم خانگي و حتي صنايع حساس دارويي و تجهيزات پزشكي در سراسر كشور نشان مي‌دهد. اين زنجيره از اختلالات، نه تنها به افزايش تصاعدي هزينه‌هاي توليد داخلي، تورم سمت عرضه و ريزش آمار اشتغال در كارگاه‌هاي كوچك و متوسط مي‌انجامد، بلكه با كاهش شديد حجم صادرات غيرنفتي، فشار مضاعفي بر تراز پرداخت‌ها وارد مي‌كند. اين پديده به شكل‌گيري يك «قيچي مالي» بي‌رحم منجر مي‌شود: كاهش چشمگير درآمدهاي ارزي صادراتي، دقيقا در همان مقطعي كه كشور براي واردات تجهيزات جايگزين و تامين فرآورده‌هاي پالايشي به منابع ارزي هنگفتي نياز دارد.

تفاوت بازسازي  فرسايشي  و احياي سريع

مرور تجربه‌هاي جهاني در مواجهه با بحران‌هاي زيرساختي در بخش انرژي، نقشه راه بسيار روشني براي دوران آتش‌بس ارائه مي‌دهد و نشان مي‌دهد كه زمان تا چه حد بي‌رحم است. در كشورهايي كه فاقد استراتژي تاب‌آوري و پدافند غيرعامل بودند، بازسازي زيرساخت‌هاي پالايشي و پتروشيمي به يك روند به‌شدت فرسايشي و هزينه‌بر تبديل شد؛ به گونه‌اي كه برآوردها نشان مي‌دهد احياي صنايع در اوكراين بين «۳ » تا «۵ » سال و بازسازي تاسيسات مشابه در عراق در دهه‌هاي گذشته بين «۵ » تا «۷ » سال زمان برده است. دليل اصلي اين تاخير، وابستگي به نقشه‌هاي تك‌نسخه‌اي، فقدان قطعات يدكي استراتژيك و نبود مسيرهاي جايگزين بود. در نقطه مقابل، تجربه موفق عربستان سعودي پس از حملات گسترده به تاسيسات بقيق و خريص قرار دارد. مديريت بحران متمركز، وجود زيرساخت‌هاي پشتيبان، مسيرهاي لوله‌كشي موازي در قالب شبكه‌هاي عنكبوتي و مهم‌تر از همه، استفاده فوري از ظرفيت عظيم ذخاير استراتژيك، به آنها اجازه داد تا در كوتاه‌ترين زمان ممكن و پيش از آنكه بازار جهاني واكنش نشان بدهد، به مدار توليد بازگردند. اين تفاوت معنادار اثبات مي‌كند كه سرعت خروج از بحران فعلي، بيش از آنكه به حجم و تناژ خرابي‌ها بستگي داشته باشد، به معماري از پيش طراحي‌شده براي مديريت ريسك، انعطاف‌پذيري شبكه توزيع و در دسترس بودن لجستيك پشتيبان وابسته است.

مديريت تقاضا و تنفس مصنوعي به بازار

در روزهاي طلايي، حياتي و شكننده فعلي، مديريت زمان با اهميت‌ترين و كمياب‌ترين متغير است. اولين گام عملياتي، انجام يك ارزيابي دقيق، ايمن و هوشمند از ميزان خسارات و سپس اولويت‌بندي مهندسي براي بازگرداندن بخش‌هاي كمتر صدمه‌ديده به مدار توليد با حداقل ظرفيت عملياتي ممكن است تا از خواب كامل مجتمع‌ها جلوگيري شود. همزمان، براي جلوگيري از فلج شدن صنايع پايين‌دستي، حفظ بازارهاي صادراتي پتروشيمي و جلوگيري از اخراج كارگران، بايد به سرعت و بدون تشريفات اداري زائد، از ذخاير استراتژيك مواد پايه استفاده كرد. راهكار فوري ديگر در حوزه اقتصاد سياسي و ديپلماسي انرژي، فعال‌سازي گسترده قراردادهاي «تهاتر» است؛ با توجه به اينكه استخراج از چاه‌هاي نفت آسيبي نديده است، مي‌توان نفت خام مازاد را در ازاي واردات فوري فرآورده‌هاي پالايشي و مواد شيميايي پايه با شركاي تجاري تهاتر كرد تا تراز بازار داخلي حفظ شده و شوك قيمتي به مصرف‌كننده نهايي وارد نشود. در كنار اين تدابير اقتصادي، ارتقاي شديد، بي‌درنگ و چندلايه حفاظت فيزيكي و امنيت سايبري از مجتمع‌هاي باقي‌مانده، خطوط انتقال گاز و خوراك، و پايانه‌هاي صادراتي براي جلوگيري از هرگونه اخلال احتمالي در دوران آتش‌بس، يك الزام امنيتي و غيرقابل چشم‌پوشي است. همچنين اعمال سياست‌هاي مديريت تقاضا در داخل كشور، از جمله بهينه‌سازي مصرف سوخت در ناوگان حمل‌ونقل و سهميه‌بندي هوشمند خوراك براي صنايع داراي ارزش افزوده بالاتر، مي‌تواند زمان لازم را براي تنفس مصنوعي به بازار فراهم كند.

گذار به پتروپالايشگاه‌ها و معماري مقاوم

آتش‌بس فعلي به هيچ‌وجه نبايد صرفا فرصتي براي بازگشت به نقطه صفر و بازسازي مكانيكي و طوطي‌وار تجهيزات با همان آرايش پرخطر گذشته تلقي شود؛ بلكه اين يك بزنگاه تاريخي و يك نقطه عطف براي نوسازي و تغيير پارادايم در معماري صنعت نفت و گاز ايران است. راهبرد كلان در فاز بازسازي بايد حركت پرشتاب و سرمايه‌گذاري هدفمند به سمت احداث و تكميل «پتروپالايشگاه‌ها» باشد. ادغام فرآيندهاي پالايشي و پتروشيميايي در يك مجتمع يكپارچه، علاوه بر كاهش هزينه‌هاي لجستيك و بهينه‌سازي خيره‌كننده مصرف انرژي، زنجيره تامين خوراك را به‌شدت در برابر تكانه‌هاي بيروني، تحريم‌ها و حملات فيزيكي مقاوم مي‌كند؛ زيرا محصول خروجي يك واحد مستقيما و در يك محيط ايزوله، خوراك واحد بعدي خواهد بود. از سوي ديگر، بازطراحي تاسيسات تخريب‌شده بايد كاملا بر مبناي اصول بنيادين «پدافند غيرعامل» صورت گيرد. اين اصول شامل تمركززدايي جغرافيايي و دوري از تجمع صنايع در يك نقطه خاص، ايجاد خطوط لوله جايگزين و مدفون، پراكنده‌سازي مخازن استراتژيك در نقاط امن، و استفاده از سازه‌هاي مقاوم‌سازي شده براي اتاق‌هاي كنترل است. در حوزه فناوري و مديريت ريسك نيز، بهره‌گيري از سيستم‌هاي پايش هوشمند، اتوماسيون پيشرفته و استفاده از فناوري «همزاد ديجيتال» براي رصد لحظه‌اي داده‌ها و شبيه‌سازي بحران‌هاي احتمالي در پالايشگاه‌ها، تاب‌آوري شبكه صنعتي كشور را به صورت تصاعدي و چشمگيري افزايش خواهد  داد.

كارشناس ارشد مديريت ساخت

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون