• 1405 چهارشنبه 11 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 9297 -
  • 1405 چهارشنبه 26 فروردين

گفت‌وگو با غلامرضا اميرخاني، رييس سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران

هويت ايراني يك‌شبه شكل نگرفته است

مرتضي ويسي

اين روزها شاهد يكي از حساس‌ترين و بحراني‌ترين مقاطع در تاريخ معاصر كشورمان هستيم. جنگي نابرابر و غيرانساني به ايران تحميل شده كه در عين حال با مقاومتي بي‌سابقه از سوي مردم و حاكميت مواجه شده است. اين شيوه مواجهه با جنگ، بسياري را در نقاط مختلف جهان متاثر كرده و از سوي بخش عمده‌اي از مردم دنيا با تحسين همراه بوده است. اين مقاومت را مي‌توان «تاب‌آوري» نيز ناميد. اينكه اين تاب‌آوري از كجا نشات گرفته و چگونه در جامعه نهادينه شده است، مي‌تواند دلايل متعددي داشته باشد؛ اما آنچه روشن است، بخش عمده‌اي از اين مساله به سويه‌هاي فرهنگي و اجتماعي در ميان مردم بازمي‌گردد. روزنامه «اعتماد» به همين بهانه گفت‌وگويي با غلامرضا اميرخاني ترتيب داده است. اميرخاني كه متخصص حوزه تاريخ است و هم‌اكنون رياست سازمان اسناد و كتابخانه ملي را بر عهده دارد، در اين گفت‌وگو به ريشه‌هاي تاريخي اين تاب‌آوري اشاره كرده و جنبه‌هاي فرهنگي آن را با تكيه بر علم تاريخ مورد واكاوي قرار مي‌دهد.

   ‌براي پرسش نخست بفرماييد اساسا منظور از تاب‌آوري فرهنگي چيست و اهميت آن، به‌ويژه در شرايط كنوني در چيست؟

در مورد اينكه تاب‌آوري فرهنگي چيست، سعي مي‌كنم در آغاز با استفاده از يك مثال اين مفهوم را توضيح دهم. كساني كه اهل مبارزه سياسي هستند، زماني كه دستگير شده و به زندان مي‌افتند، مي‌توانند كليه رنج‌هاي اسارت - اعم از حبس‌هاي طولاني، شكنجه‌ها، سلول‌هاي انفرادي و ديگر مصائب - را تاب بياورند، مشروط بر آنكه ايمان داشته باشند مسيري كه پيموده‌اند، درست بوده است. اما به محض آنكه احساس كنند و به اين باور برسند كه آن مسير اشتباه بوده است، حتي يك ساعت زندان نيز برايشان قابل تحمل نخواهد بود. به تعبير خود زندانيان، در چنين شرايطي «مي‌شكنند». اگر فرد از اعتقاد و باور لازم برخوردار باشد، از تاب‌آوري بالايي نيز بهره‌مند خواهد بود. در سطح جامعه نيز بدين منوال است؛ اگر جامعه‌اي به هدف و غايتي باور و ايمان كامل داشته باشد، حتي جان خود را نيز فدا مي‌كند، اما تسليم نمي‌شود. اينجاست كه مي‌توان از مفهوم تاب‌آوري فرهنگي در جامعه سخن گفت. هنگامي كه جامعه‌اي قهرمانانه در برابر يك تجاوز ناجوانمردانه ايستادگي مي‌كند، در واقع از منظر فرهنگي توانسته است تاب‌آوري خود را به نمايش بگذارد.

  ‌همان‌طور كه شاهد هستيم، اين روزها جامعه ايران مقاومت قابل ‌توجهي از خود نشان داده؛ امري كه مورد تحسين بسياري از مردم جهان قرار گرفته است. به نظر شما اين تاب‌آوري از كجا نشات مي‌گيرد؟

اگر مي‌بينيم جامعه ما از تاب‌آوري بالايي برخوردار است، پايه و اساس آن به فرهنگ اين جامعه بازمي‌گردد. دقت كنيد كه در جنگ‌ها، اقتصاد يك جامعه آسيب مي‌بيند. در غزه نيز مشاهده كرديم كه مردم به سختي به آب و غذا دسترسي داشتند؛ گونه‌اي از شبه‌قحطي شكل گرفته بود كه عامل اصلي آن رژيم كودك‌كش اسراييل بود. با اين حال، مي‌بينيم كه مردم مقاومت مي‌كنند. چرا؟ زيرا ممكن است مسائلي مانند اقتصاد و معيشت دستخوش تغيير شود، اما فرهنگ چيزي نيست كه در شرايط جنگ و سختي دگرگون شود. اين موضوع به مساله تعلق بازمي‌گردد؛ اينكه افراد به چه چيزي احساس وابستگي مي‌كنند. زماني كه فردي خود را ايراني مي‌داند و به اين آب‌ و خاك احساس تعلق روحي، فكري و فرهنگي دارد، يقينا در عرصه تاب‌آوري رفتاري متفاوت از خود نشان خواهد داد. به هر ميزان كه تعلق افراد به كشور و فرهنگ افزايش يابد، تاب‌آوري نيز تقويت مي‌شود و بالعكس، هر چه اين احساس تعلق كاهش پيدا كند، ميزان تاب‌آوري نيز كاهش خواهد يافت. براي تاييد اين موضوع كافي است به ساكنان رژيم صهيونيستي در اسراييل بنگريم. مشاهده مي‌كنيم كه با بروز بحران‌ها و رخدادهايي مانند جنگ، برخي مردم آن كشور را ترك مي‌كنند. اين امر ناشي از آن است كه وابستگي و تعلق عميقي به آن سرزمين ندارند؛ چراكه بسياري از آنان از ديگر كشورها به اسراييل مهاجرت كرده و در آنجا ساكن شده‌اند. بارها مشاهده شده است كه در لحظات حساس، فرودگاه بن‌گوريون مملو از افرادي است كه قصد خروج از اسراييل را دارند. در مقابل در كشور خودمان هم در جنگ ۱۲روزه و هم در جنگ اخير شاهد پديده‌اي متفاوت بوديم؛ امري كه حتي رسانه‌هاي تركيه با شگفتي آن را بازتاب دادند. برخلاف انتظار نه‌تنها هجوم گسترده‌اي براي خروج از مرزهاي زميني رخ نداد، بلكه بسياري از ايرانيان از آن سوي مرزها به كشور بازگشتند.

  ‌آيا قبول داريد كه روزي ممكن است اين تاب‌آوري با خلل همراه شود؟

بله، اين نكته درستي است. بايد آن را هشداري جدي تلقي كرد و به اين واقعيت توجه داشت كه تاب‌آوري فرهنگي، امري ابدي و تضمين شده نيست. براي درك اين موضوع كافي است به برخي هموطنان فريب‌خورده در خارج از كشور بنگريم. من تاكيد دارم از عنوان «فريب‌خورده» استفاده كنم، زيرا معتقدم آنان نيز ايران‌دوست هستند و تحت تاثير بمباران رسانه‌اي شبكه‌هاي معاند به چنين مواضعي رسيده‌اند. آنان چشم خود را بر بسياري از جنايات و فجايع، از جمله فاجعه مدرسه شجره طيبه ميناب بستند و از حمله بيگانه دفاع كردند؛ امري كه به‌طور قطع خيانت محسوب مي‌شود. البته آگاه هستم كه بسياري از اين افراد از مواضع پيشين خود بازگشته و نسبت به آن ابراز پشيماني كرده‌اند. در مجموع مي‌توان گفت كه هر چند تاب‌آوري فرهنگي پديده‌اي ديرپا و ماندگار است، اما لزوما هميشگي نيست و در شرايط خاص مي‌تواند دچار خدشه شود.

  ‌هويت‌هاي فرهنگي چگونه ساخته مي‌شوند و اين هويت‌ها چگونه در بحران‌هاي تاريخي عمل مي‌كنند؟

هويت‌ها، به‌ويژه هويت ايراني، يك‌شبه يا در كوتاه‌مدت شكل نگرفته‌اند، بلكه اين امر ريشه‌اي عميق در تاريخ دارد و با پايداري و مقاومت پيوندي ناگسستني يافته است. در طول تاريخ، وقايعي را مشاهده مي‌كنيم كه در آنها با رادمردي و شجاعتي مثال‌زدني از اين سرزمين دفاع شده و همين امر بيش از هر چيز به تقويت هويت ايراني انجاميده است. به عبارت ديگر، هويت‌ها از دل همين مقاومت‌ها و پايداري‌ها شكل مي‌گيرند. براي نمونه، در تاريخ ايران جنگ چالدران را داريم. مشهور است كه در اين نبرد، هيچ اسيري از سپاه ايران گرفته نشد؛ يعني پايداري به اندازه‌اي بود كه رزمندگان ترجيح مي‌دادند در ميدان نبرد جان ببازند، اما به دست دشمن نيفتند. اين روحيه پايداري را در دوران‌هاي پيشين حتي پيش از اسلام نيز مشاهده مي‌كنيم؛ زماني كه ايرانيان با امپراتوري‌هاي بزرگ جهان مي‌جنگيدند و در بسياري از موارد نيز پيروز مي‌شدند. اگر اين ايستادگي‌ها وجود نداشت، اساسا نامي از كشور ايران باقي نمي‌ماند. كشوري با چنين تاريخ و فرهنگ مقاومتي، بي‌ترديد تاب‌آوري متفاوتي را تجربه مي‌كند. اين عشق و علاقه به ميهن همواره وجود داشته و محدود به اين روزها و اين دوران نيست.

  ‌در اين شرايط، اهل فرهنگ چه نقشي مي‌توانند و بايسته است كه ايفا كنند؟

همان‌گونه كه تاثير فرهنگ امري ديرپاست، نقش و اثرگذاري اهالي فرهنگ نيز از همين جنس است. براي مثال هنگامي كه از مسائل اقتصادي سخن مي‌گوييم، نمي‌توان به واقعه‌اي در هزار سال پيش استناد كرد؛ اما وقتي صحبت از پاسداري فرهنگي و وطن‌دوستي به ميان مي‌آيد، همگي به شاهكاري به نام شاهنامه مي‌انديشيم كه چگونه توانسته روح ايران‌دوستي را در طول قرون متمادي زنده نگه دارد. كافي است به اين بيت مشهور فردوسي توجه كنيم: «همه سربه‌سر تن به كشتن دهيم/از آن به كه كشور به دشمن دهيم». مشاهده مي‌كنيم كه اين بيت تا چه اندازه بر زبان ايرانيان جاري است. از همين رو مي‌توان گفت كه يك اهل فرهنگ، همانند فردوسي در شاهنامه قادر است اثري ديرپا و ماندگار برجاي گذارد. اهل فرهنگ مي‌تواند شاعري در هزار سال پيش يا نويسنده‌اي معاصر باشد. ما در طول زمان شاهد حضور فعالان فرهنگي بسياري بوده‌ايم كه با وجود اختلاف‌نظرها و انتقاداتي نسبت به وضع موجود و نظام، در بزنگاه‌هاي حساس با تمام وجود به ميدان آمده و از ايران دفاع كرده‌اند. در اينجا شايسته است از متفكر برجسته، دكتر عبدالكريم سروش نام ببرم. ديديم كه ايشان در جريان اين جنگ و حتي در جنگ دوازده‌ روزه، با استواري ايستادند و از ايران دفاع كردند و حتي براي ايران شعر سرودند.

  ‌تاريخ به عنوان يك علم مي‌تواند كاركردهاي زيادي داشته باشد. در اين شرايط خاص كشور، تاريخ چه كمكي به حفظ و تقويت روحيه ملي مي‌كند؟

كشوري كه تاريخ و فرهنگ نداشته باشد، مي‌توان گفت در خلأ قرار دارد؛ اصطلاحا در زمين و آسمان معلق است. تاريخ صرفا براي كتاب‌هاي درسي و امتحان دادن يا دانستن تاريخ سلسله‌ها نيست. تاريخ، افزون بر جنبه آموزندگي و عبرت‌آموزي، كاركردي مهم در هويت‌بخشي نيز دارد. كسي كه از پيشينه تاريخي كشور خود آگاه باشد و بداند جغرافيايي كه آن را ايران مي‌نامند چگونه به اين نقطه رسيده است، چه خون‌دل‌هايي خورده شده، چه بزرگاني در اين تاريخ زيسته‌اند و چه رشادت‌هايي رقم خورده، طبيعي است كه ميزان درك، نوع تعامل و شكل كنش او نيز متفاوت خواهد بود. به همين دليل، كشورهايي كه در پيرامون ما شكل گرفته‌اند و عموما زاييده استعمار هستند، كمتر نشاني از چنين رشادت‌هايي در آنها ديده مي‌شود. براي مثال زماني كه عراق به رهبري صدام در جنگ خليج‌فارس به كويت حمله كرد، اين كشور در عرض چند روز سقوط كرد. اين وضعيت را مي‌توان با ايران در همين جنگ اخير مقايسه كرد؛ جايي كه مشاهده مي‌شود ايران در برابر يكي از بزرگ‌ترين و در عين حال جنايتكارترين ابرقدرت‌هاي جهان چگونه مقاومت كرد، مردانه ايستاد و با هر مقياسي كه بسنجيم، پيروز و سربلند بيرون آمد. بخشي از اين امر به تاريخ درخشان ايران بازمي‌گردد. يك دولت-ملت كهن و ريشه‌دار با هويتي مشخص، چنين مقاومتي را رقم زد. حتي سخنان سخيفي همچون نابود كردن تمدن ايران، واكنش منفي بسياري از سياستمداران امريكايي را نيز در پي داشت و آنان از چنين اظهاراتي اعلام برائت كردند.

  ‌به نظر شما در شرايط كنوني، استادان علوم انساني، روشنفكران و دانشگاهيان، به‌ويژه استادان و پژوهشگران تاريخ چه نقش و وظيفه‌اي بر عهده دارند؟

در هر حوزه‌اي كه بنگريم، مي‌بينيم كه در اين روزها تلاش‌هاي شايسته‌اي صورت گرفته و همه قابل تقدير هستند. با اين حال، در حوزه تاريخ مي‌توان با ذكر مثالي اين موضوع را روشن‌تر ساخت. هنگامي كه به تاريخ دوره خوارزمشاهي مراجعه مي‌كنيم، مي‌بينيم كه از سلطان محمد خوارزمشاه كمتر به دليل نحوه حكمراني يا رفتار با مردم ياد مي‌شود؛ آنچه در تاريخ ماندگار شد، اين بود كه مغول به ايران حمله كرد و او به جزيره آبسكون گريخت. در مقابل، پسرش جلال‌الدين خوارزمشاه مردانه ايستاد و جنگيد و همين امر در حافظه تاريخي ثبت شد. حتي مرحوم حميدي‌شيرازي قصيده‌اي زيبا درباره نبرد سند سروده است. مقصود آن است كه هر چند هويت حاكمان، نوع حكومت و نحوه تعامل با مردم بسيار اهميت دارد، اما هنگامي كه هجوم بيگانه آغاز مي‌شود، همه اين موارد در سايه قرار مي‌گيرد و تاريخ تنها رفتار حاكمان و ملت‌ها را در برابر اين تجاوز قضاوت مي‌كند. نمونه‌اي كه همواره به آن اشاره مي‌كنم، اتحاد جماهير شوروي، استالين و جنگ جهاني دوم است. با وجود جنايات گسترده استالين، هنگامي كه شوروي مورد حمله آلمان نازي قرار گرفت، قاطبه مردم از او حمايت كردند و پشت سر او ايستادند. تاريخ به ما آموخته است كه هنگامي كه كشوري در معرض هجوم نيروي بيگانه قرار مي‌گيرد، دفاع از وطن يك وظيفه ملي است. اگر كسي از سرزمين خود دفاع نكند، حتي اگر معاند و عامل دشمن نباشد، دست‌كم فريب‌خورده دشمن است و بي‌ترديد از وطن‌دوستي و تاريخ آگاهي چنداني ندارد. آيندگان نيز در صفحات تاريخ خواهند نوشت كه چگونه مردمي از سرزمين خود دفاع كردند و ابرقدرتي جنايتكار را به عقب راندند.

  ‌همان‌گونه كه اشاره كرديد، تاريخ مي‌تواند در امر هويت‌سازي كاركردهاي فراواني داشته باشد. اين امر در مورد ايران چگونه است، به‌ويژه آنكه اين روزها درباره مقاومت در ميان مردم ايران سخنان بسياري مطرح مي‌شود؟

تاريخ در ايران چيزي فراتر از يك هويت برساخته است. كافي است نگاهي كوتاه به چهار سوي اين سرزمين داشته باشيم؛ در هر سو آثاري تاريخي با قدمتي چندين هزار ساله مشاهده مي‌شود. از شمال تا جنوب، نشانه‌هايي از تمدن و تاريخ به چشم مي‌خورد كه هر يك بيانگر پيشينه‌اي ديرينه و ريشه‌دار است. از نخستين سلسله‌اي كه حدود و ثغور ايران را شكل داد، يعني هخامنشيان و نخستين پادشاه آن، كوروش بزرگ - كه از نيك‌نام‌ترين پادشاهان تاريخ به شمار مي‌رود و برخي او را با ذوالقرنين مذكور در قرآن مرتبط مي‌دانند - تا امروز، يعني جمهوري اسلامي، ايران از يك پيوستگي و انسجام هويتي و سرزميني برخوردار بوده است. مي‌توان گفت امروز ايران تنها كشوري است كه پرچم مقابله با ظلم و استكبار را در دست گرفته است. اگر هزينه‌اي پرداخته، در دفاع از مردم مستضعف منطقه بوده است. ممكن است برخي انتقاد كنند و بر اين باور باشند كه اين رويكرد مشكلاتي براي كشور ايجاد كرده است، اما بايد وجدان خود را قاضي قرار دهيم. اگر در انقلاب اسلامي آرمان دفاع از مظلومان را مطرح كرده‌ايم، ريشه در آموزه‌هاي ديني و ميهني ما داشته است. چنانكه حضرت امام خميني (ره) در يكي از بيانات خود فرموده‌اند: «ما از مظلوم دفاع مي‌كنيم و بر ظالم مي‌تازيم.» در حالي كه بسياري از كشورهاي عربي در برابر ظلم‌هايي كه بر مردم فلسطين روا شده، اقدام موثري انجام ندادند، اين ايران بود كه در برابر اين ستم‌ها ايستادگي كرد. ما به عنوان كشوري كه در چند قرن اخير هيچ گاه متجاوز نبوده و همواره از خاك خود دفاع كرده و خواستار صلح براي همگان بوده‌ايم، چنين جايگاهي را در تاريخ حفظ كرده‌ايم.

  ‌نهادها و موسسات فرهنگي مانند سازمان اسناد و كتابخانه ملي در اين زمينه چه نقشي بايد ايفا كنند؟

مقاومت و ايستادگي در سراسر جهان ماهيتي مشترك دارد؛ مبارزه با هرگونه سلطه و زور و نفي هر گونه استبداد، مخرج مشترك همه اين جنبش‌ها و مبارزات است. سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران نيز در اين زمينه مي‌تواند نقشي موثر ايفا كند. اين سازمان، افزون بر ارايه اسناد مربوط به تاريخ اين مبارزات مي‌تواند نشريات، كتاب‌ها و ديگر منابع مكتوب را در اختيار پژوهشگران و علاقه‌مندان قرار دهد. به هر حال، بسياري از اين آثار در اين نهاد نگهداري مي‌شود. در ميان نسخه‌هاي خطي و همچنين در ميان صدها ميليون سندي كه در اين مجموعه حفظ و نگهداري مي‌شود، اسنادي وجود دارد كه از افتخارات ملي به شمار مي‌آيند. اين اسناد، برگ‌هايي از تاريخ مقاومت مردمي هستند كه در بحران‌هاي مختلف انسجام ملي خود را حفظ كرده و در برابر سلطه ايستادگي كرده‌اند. وظيفه اصلي ما در سازمان اسناد و كتابخانه ملي، حفظ و صيانت از اين اسناد و منابع است؛ آثاري كه مي‌توانند به عنوان منبعي ارزشمند براي شكل‌گيري پژوهش‌هاي مهم در اين حوزه مورد استفاده قرار گيرند. همچنين نويد مي‌دهم كه در آينده‌اي نه چندان دور، برنامه‌هاي متنوعي در كتابخانه ملي، از جمله نشست‌هاي تخصصي، جلسات نقد و بررسي، سخنراني‌ها و ديگر رويدادهاي علمي و فرهنگي با محوريت اين روزهاي مقاومت برگزار شود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون