• 1405 چهارشنبه 11 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 9297 -
  • 1405 چهارشنبه 26 فروردين

بزن بو بزن

محمد بهرامي‌سيف‌آباد

روايت يك حماسه زير درختان بلوط
 در بلنداي زاگرس، زير سايه همايون دنا، آنجا كه سنگ، حافظه تاريخ است و بلوط روايتگر ايستادگي، مردماني زيسته‌اند كه نام‌شان با ايران درآميخته است؛ از تبار آريوبرزن، از جنس غيرت و نجابت.  كهگيلويه و بويراحمد، صرفا يك اقليم كوهستاني نيست كه بخشي از شناسنامه اين سرزمين‌ است. جايي كه تاريخ، فقط در كتاب‌ها تعريف نمي‌شود، بلكه در جان مردمانش جاري است. اين مردم در بزنگاه‌هاي تاريخ، همواره در صف نخست ايستاده‌اند؛ از روزگار نبردهاي كهن تا لحظات سرنوشت‌ساز معاصر. آنان بارها نشان داده‌اند كه ايران، پيش از آنكه به ابزار و سازوكارهاي قدرت متكي باشد، بر شانه‌هاي مردماني استوار است كه دفاع از وطن را وظيفه‌اي تاريخي مي‌دانند نه انتخابي موقت.  اين روزهاي تلخ و تاريك جنگ عليه ميهن، صحنه‌اي در پهنه بلوط‌زار ما شكل گرفت كه گويي امتداد همان تاريخ كهن بود. آسمان كوهستان جنوب غرب ايران شاهد تحركات گسترده نظامي شد؛ بالگردهاي بلك‌هاوك UH-60 Black Hawk، بالگردهاي تهاجمي آپاچي AH-64 Apache، جنگنده‌هاي پيشرفته اف۳۵ Lockheed Martin F-35 Lightning II و هواپيماي ترابري سي۱۳۰ C-130 Hercules، در عملياتي پيچيده براي نجات يك يا دو خلبان وارد ميدان شدند. نمايشي از فناوري و قدرت، در برابر جغرافيايي كه شايد در نگاه نخست، ساده و بي‌پيرايه به نظر ‌آيد. اما حقيقت در زمين سنگلاخ رقم خورد. در ميان هياهوي آهن و آتش، مردماني از دل همين خاك، با تفنگ‌هاي ساده ايستادند. در حالي كه طبيعت سبز كوهستانش آماج غرش نظاميان امريكايي بود و كودكاني در پس زمينه يك تصوير حماسي و سينمايي مردي را براي ساقط كردن هواپيماي آپاچي دشمن تشويق مي‌كردند: «بزن، بو‌ بزنش...» شليك او، بيش از آنكه كنشي نظامي باشد، نمادي از يك سنت ديرپا بود؛ غريو ايستادگي بود، نفير گلوله برنو... .  آنچه رخ داد، نه صرفا يك درگيري كه بازتابي از پيوند عميق مردم اين خطه با مفهوم دفاع از ايران بود؛ پيوندي كه در سخت‌ترين شرايط نيز گسسته نمي‌شود. 

ديويد ميلر، جامعه‌شناس بريتانيايي با شگفتي درباره اين حادثه گفته است: ويديوهاي روستاييان ايراني كه تفنگ به دست گرفته‌اند تا به سمت هليكوپترهاي امريكايي شليك كنند، يادآوري مي‌كند كه مقاومت سازماني نيست كه بتوان آن را نابود كرد، بلكه يك گرايش بنيادي انساني در مواجهه با تهاجم و اشغال است كه فراتر از زمان و مكان است. اين رخداد، اگرچه در ظاهر يك مواجهه محدود بود، اما در لايه‌هاي عميق‌تر خود، حامل پيامي روشن است: سرمايه اصلي اين كشور مردماني هستند كه در لحظات خطير، بي‌هيچ چشمداشتي در كنار وطن مي‌ايستند.  در ديدار با رييس‌جمهور در استان آنچه گفتم اكنون معنايي عيني‌تر يافته است؛ گويي آن كلمات، پيشاپيش چنين صحنه‌اي را در خود داشت. آن روز كه از رنج مردمي سخن گفتم كه بر گنج نشسته‌اند، در ذهنم تصوير همين ايستادگي‌ها بود؛ مردمي كه در اوج محروميت، در بزنگاه خطر، پيشگام دفاع از وطن مي‌شوند. يك روز تهران را فتح كردند، روز ديگري شيخ خزعل را در خوزستان منكوب، يك روز با دليران تنگستان در برابر قشون انگليس جنگيدند، روز ديگر در تنگ تامرادي و تنگ گجستان حماسه آفريدند كه تاريخ هرگز فراموش نخواهد كرد. اكنون هم با تفنگي كه يادگار قرن ماضي است و ايمان به ايران كه آيين هميشگي‌شان است، روبه‌روي اهريمني ايستادند كه بزرگ‌ترين تكنولوژي روز جهان در كشتار انسان‌ها را دارد و جان عزيز خود را فدا كردند.  من آن روز از مردمي گفتم كه صداي مطالباتشان كمتر شنيده شده، اما در عمل، بيشترين همراهي را با نظام و كشور داشته‌اند.  اين منطقه بي‌بديل، اين كوهستان بزرگ و با شكوه، ظرفيتي كم‌نظير در اقتصاد ملي دارد، اما در شاخص‌هاي توسعه، فاصله‌اي محسوس با جايگاه شايسته خود دارد. اگر بخشي از اين ظرفيت‌ها به ‌درستي به خود منطقه بازگردد، مي‌توان آينده‌اي متفاوت براي آن متصور بود. اين بيان، نه صرفا طرح يك مطالبه، بلكه دعوتي به بازنگري در نسبت ميان «ايثار» و «بهره‌مندي» است. بي‌ترديد، اداره كشور مستلزم ملاحظات گسترده و تصميم‌گيري‌هاي پيچيده است؛ اما آنچه مي‌تواند به اين مسير معنا و پايداري ببخشد، توجه متوازن به تمامي ظرفيت‌هاي انساني و جغرافيايي كشور است. كهگيلويه و بويراحمد نمونه‌اي روشن از اين ظرفيت‌هاست؛ سرزميني سرشار از امكان كه شايسته بهره‌مندي بيشتر از ثمرات توسعه است. آنچه امروز بيش از هر زمان ديگري ضرورت دارد، تقويت پيوند ميان مردم و ساختار حكمراني بر پايه اعتماد، عدالت و توجه است. مردمي كه در ميدان‌هاي سخت، بي‌درنگ حاضر مي‌شوند، انتظار دارند در عرصه‌هاي زندگي روزمره نيز ديده شوند؛ نه از سر مطالبه‌گري صرف، بلكه از سر حق طبيعي. اين يادداشت تلاشي است براي يادآوري همين حقيقت ساده، اما بنيادين كه «ايران، با مردمش معنا مي‌يابد» و پاسداشت اين معنا، در گرو آن است كه قدر اين مردم دانسته شود؛ مردمي كه اگرچه ممكن است در آمارها كمتر ديده شوند، اما در لحظات سرنوشت‌ساز، ستون‌هاي اصلي اين سرزمينند. راه آينده، بي‌ترديد از مسير همبستگي و توجه متقابل مي‌گذرد؛ از فهم عميق‌تر اين واقعيت كه توسعه، زماني پايدار خواهد بود كه بر شانه‌هاي همه مردم و همه ايران بنا شود.
نماينده مردم شريف بويراحمد، دنا و مارگون 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون