ايميلهاي گمشده در دنياي قطع ارتباط
مهدي خاكيفيروز
جيميل همچون درختي تنومند و بلند، سايهبان لحظات پراكنده زندگيهاي ماست. هر شاخه و برگش، بار خود را از پيامهاي عاشقانه، خبري، كاري و دوستانه بر دوش ميكشد. گاهي اين درخت پر از گلهاي رنگارنگ ايميلهاي جديد ميشود، گاهي در سكوت شب، از باران پيامهاي تازه سيراب ميشود. اما وقتي سقف 16 گيگابايت آن پر ميشود، ايميلها برگشت ميخورند. ديگر بهاري در اين درخت نيست. شاخهها خشك ميشوند، برگها پژمرده ميگردند و گلها نميتوانند دوباره شكوفا شوند.
اين روزها، در اين دنياي پُر از هياهو كه اينترنت بيش از 1000 ساعت است كه به روي ايرانيان قطع شده، درخت جيميل بسياري از شهروندان ديگر قادر به جذب باران ايميلها نيست. و ما همچون كشاورزاني كه زمين خود را فراموش كردهاند، در اين بيابان ديجيتال با دستهاي پر از آرزو، در جستوجوي ارتباطات جديد ميگرديم، اما دريغ از قطرهاي كه از آسمان بيخبر به زمين برسد. پيامهاي تازهاي كه پشت در بسته ميمانند، همچون نامههايي ناتمام، در راه ميمانند و بيصدا به زبالهداني ديجيتال فرستاده ميشوند. گاهي نامهاي از يك مجله علمي خارجي كه خواهان ويرايش جديد مقاله ارسالي است. گاهي پيام مربوط به حسابهاي داراييهاي ديجيتالي. گاه پيام تخفيف هتلي كه چند سال پيش در سفري برونمرزي چند شبي در آن سپري شدهبود. ... ارسالكنندههاي پيام، تصور ميكنند كه از «نابينايي ديجيتالي» عبور كردهايم و ايميل مسدود شده، پيام «مرگ ديجيتالي» را به آنها مخابره ميكند. همه اينها بابت اينكه جيميل پرشده است و اتصال لازم براي جارو كردن فايلهاي اضافي را نداريم.
در اين لحظات كه فرصت براي گردگيري جيميل، براي پاكسازي اين درخت قديمي از شاخههاي خشك و برگهاي بياستفاده از دست ميرود، يك حس غمانگيز و تلخ در دل مينشيند. انگار كسي كه ما را به ديگران پيوند داده، اكنون غيبت كرده است و ما از او بيخبر و تنها در انتظار ميمانيم.اي كاش ميتوانستيم اين زمانهاي گمشده را به دست بياوريم، ميتوانستيم درخت زندگي رقومي خود را از گرد و غبار روزمره پاك كنيم، ميتوانستيم فضايي ولو كوچك براي جوانه زدن پيامهاي تازه باز كنيم. اما اكنون، در ميان اين انتظارهاي بيانتها، اين درخت سنگين و فراموششده، بار ديگر راهي به سوي اتصال نميبيند. دنياي ديجيتال به همان اندازه كه به سرعت پيش ميرود، نياز به مراقبت و توجه بيشتري دارد.
اينترنت كه روزي همچون رودخانهاي خروشان ما را به هم وصل ميكرد، حالا همچون جادهاي مسدود شده و متروكه است. اين روزها پر شدن ظرفيت جيميل و ناتواني از پاكسازي آن، سرنوشت ايميلهاي ما را تعيين ميكند. همين است كه كلمات عاشقانه، اخبار و آرزوها از ما دريغ ميشوند. با اين روند، احتمال گمشدن سلام ديگران به ما، در ميان حجم دادههاي بيپايان زيادتر ميشود.
با همين دستفرمان، اين فقدان ارتباط به مشكلاتي بزرگتر تبديل خواهد شد. دنياي ديجيتال كه گاه به يك فضاي تعاملي تبديل ميشود، اكنون به يك ديوار بيصداي ارتباطات بدل شده است. جيميل كه بايد مأمني براي پيامهاي ما باشد، تبديل به سكوتي سهمگين ميشود.