• 1405 چهارشنبه 11 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 9297 -
  • 1405 چهارشنبه 26 فروردين

آزموني براي جذب و طرد ورزشي

علي ميرزامحمدي

چند روز پيش، علي دايي در واكنش به سخنان دونالد ترامپ - كه تهديدهايي عليه ايران مطرح كرده بود - در پستي اينستاگرامي تاكيد كرد كه هيچ قدرتي توان از ميان بردن فرهنگ و تمدن چند هزار ساله ايران را ندارد. او نوشت: «ايران زمين روزگارها ديده است؛ آنچه سرافراز مي‌ماند، وطن است.» بعد از اين موضع‌گيري، سردار آزمون ستاره فوتبال ايران نيز اين پيام را در استوري خود بازنشر كرد. آزمون كه پس از انتشار تصوير در كنار حاكم دوبي با موجي از انتقادها و حذف از فهرست تيم ملي مواجه شده بود، عكس پروفايل اينستاگرامش را هم به تصوير خودش با پيراهن تيم ملي تغيير داده بود؛ اقدامي كه بسياري آن را نشانه‌اي از تمايل آشكار براي بازگشت تعبير كردند. اين سلسله اتفاقات بار ديگر مساله قديمي و مهم «جذب و طرد» در مديريت چهره‌هاي ورزشي را زنده كرده است؛ مساله‌اي كه در فضاي جنگ رمضان و در ميان حساسيت‌هاي اجتماعي و رسانه‌اي كنوني اهميت بيشتري پيدا كرده است. در ماه‌هاي اخير، پيامدهاي جنگ‌هاي 12 روزه و رمضان نه تنها در عرصه سياست و امنيت، بلكه به شكل قابل توجهي وارد حوزه ورزش شده است؛ عرصه‌اي كه به دليل جذابيت، محبوبيت و نقش احساسي‌اش در جامعه، هر حاشيه‌اي در آن بازتابي وسيع پيدا مي‌كند. همين ويژگي باعث شده است كه تصميم‌هاي مربوط به چهره‌هاي ورزشي تنها يك «تصميم فني» نباشند، بلكه در لايه‌هاي عميق‌تر به برداشت‌هاي اجتماعي، رابطه مردم با نمادهاي ورزشي و حتي رقابت روايت‌هاي رسانه‌اي گره بخورند. در ماجراي سردار آزمون هر چند اقدام پيشين او قابل نقد است، اما با توجه به كارنامه حرفه‌اي و اجتماعي‌اش، شايد رويكردي مبتني بر جذب و فراهم كردن امكان بازگشت، سياستي سنجيده‌تر باشد. تجربه نشان مي‌دهد طرد يك چهره محبوب، فقط حذف فرد نيست؛ بلكه شبكه‌اي از هواداران، احساسات جمعي و سرمايه نماديني كه پيرامون او شكل گرفته نيز آسيب مي‌بيند. بنابراين هر تصميم درباره او، در واقع تصميمي درباره بخشي از «روان جمعي» جامعه است. 

در همين بستر، برخي رسانه‌هاي ماهواره‌اي نيز تلاش مي‌كنند حواشي ورزش ايران را به ابزاري براي ايجاد دوگانه‌سازي، تشديد شكاف‌ها و پيشبرد روايت‌هاي سياسي تبديل كنند. ورزش به دليل دامنه مخاطبان و ظرفيت هيجاني‌اش، عرصه‌اي جذاب براي چنين بهره‌برداري‌هايي است. در سال‌هاي اخير، برخي مجريان و كارشناسان ايراني در اين رسانه‌ها نيز ناخودآگاه وارد فضايي شده‌اند كه موضوعات ورزشي را در مسير روايت‌هاي سياسي قرار مي‌دهد. نمونه‌اي ديگر مربوط به حاشيه‌هاي تيم ملي فوتبال زنان ايران بود؛ جايي كه برخي رسانه‌هاي خارجي كوشيدند موضوع را نشانه‌اي از نارضايتي داخلي جلوه دهند. اما تاكيد برخي مسوولان بر فراهم‌كردن امكان بازگشت و پرهيز از برخوردهاي تند، مانع شكل‌گيري يك بحران شد. اين تجربه نشان داد كه سياست «جذب» مي‌تواند موج‌سازترين بحران‌ها را نيز آرام كند و اجازه ندهد روايت‌هاي بيروني بر فضاي داخلي غلبه كند. در سوي ديگر ماجرا، تصميم شتاب‌زده شوراي شهر تهران درباره تغيير نام خياباني كه به نام علي دايي ثبت شده بود، نمونه‌اي است از اقداماتي كه مي‌تواند ناخواسته به تشديد شكاف‌هاي اجتماعي و تضعيف سرمايه نمادين ورزش منجر شود؛ در حالي كه جامعه امروز بيش از هر چيزي نياز به انسجام و همدلي دارد. مجموعه اين تجربه‌ها آشكار مي‌كند كه در شرايط بحران‌هاي منطقه‌اي و جنگ روايت‌ها، سياستگذاري در حوزه ورزش نيز نيازمند عقلانيتي راهبردي است. در اين زمينه مي‌توان چند اصل را راهنماي عمل قرار داد: 
اصل تفكيك خطا از هويت: خطاي يك ورزشكار نبايد به معناي نفي هويت ملي يا ورزشي او تعبير شود.
اصل تناسب واكنش: برخوردها بايد متناسب با خطا باشد و از تصميمات هيجاني و شتاب‌زده پرهيز شود.
اصل حفظ سرمايه اجتماعي: ورزشكاران محبوب بخشي از سرمايه نمادين جامعه‌اند؛ حذف آنان از اين جايگاه مي‌تواند آثار منفي گسترده‌اي داشته باشد.
اصل باز بودن مسير بازگشت: حتي در صورت خطا، بايد امكان بازگشت محترمانه و ترميم رفتار فراهم شود تا افراد و جامعه هر دو از چرخه تنش خارج شوند.
اصل هوشياري رسانه‌اي: مديران بايد آگاه باشند كه بسياري از حواشي ورزشي در چارچوب جنگ روايت‌ها قابل بهره‌برداري است و رفتارهاي افراطي مي‌تواند بازي را به سود روايت‌هاي بيروني تغيير دهد.
بر اساس اين اصول، در شرايط حساس كنوني، «جذب» سنجيده و مبتني بر مسووليت‌پذيري، راهي كارآمدتر از طرد كامل است. طرد ممكن است در كوتاه‌مدت رضايت بخشي از جامعه را ايجاد كند، اما در بلندمدت به از دست رفتن سرمايه اجتماعي و افزايش شكاف‌ها منجر خواهد شد. در مقابل، جذب هوشمندانه و مديريت ‌شده مي‌تواند به تقويت همبستگي اجتماعي و آرام‌سازي فضاي عمومي كمك كند؛ امري كه در روزگار بحران، بيش از هميشه ضرورت دارد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون