درباره كتاب «جهان مواد و شكلگيري تمدن مدرن»
كليد دروازههاي آينده
آناهيد خزير
«بالاي سراشيبي تندي ايستاده بود و به عميقترين گودالي كه تا آن زمان ديده بودم، نگاه ميكردم. افرادي كه آن پايين بودند كلاه ايمني داشتند يا دستكم به من اينطور گفته شده بود: فاصله آنها با ما بسيار زياد بود، بهطوري كه با چشم غيرمسلح درست ديده نميشدند. دوروبرشان مقادير زيادي مواد منفجره قوي ديده ميشد. به من گفتند كه اين مواد منفجره ميتوانند كل يك بلوك شهري را تخريب كنند. در مقابلم صفحه كليدي فلزي با دو دكمه قرار داشت و مردي بيسيم به دست كنارم ايستاده بود. ما به صدايي از اتاق كنترل كه در حال شمارش معكوس بود، گوش ميداديم. گفته بودند وقتي شمارش معكوس به صفر رسيد، دو دكمه را همزمان فشار بدهم. شارژ چاشني در كسري از ثانيه به ته گودال ميرسيد و در آنجا مساحتي از خاك نوادا به اندازه يك زمين فوتبال در مقابل چشمانمان پودر ميشد...»
آنچه بازگو شد بخشي از كتاب «جهان مواد و شكلگيري تمدن مدرن» نوشته اِد كانوِي با ترجمه ياسمين مشرف بود كه از سوي انتشارات ققنوس منتشر شد.
اين كتاب در شش بخش ماسه، نمك، آهن، مس، نفت و ليتيوم تنظيم شده است. ماسه، نمك، آهن، مس، نفت و ليتيوم؛ شش عنصر بنيادين كه نه تنها زيربناي دنياي امروز ما را شكل دادهاند، بلكه كليد دروازههاي آينده نيز در دستان آنهاست. در جهان مواد، اِد كانوِي، تحليلگر نامدار اقتصادي سفري حيرتانگيز را آغاز ميكند تا رد اين عناصر را در سراسر جهان دنبال كند و حاصل روايتي است پركشش، روشنگر و الهامبخش. اين كتاب شما را به قلب بحرانها و كشمكشهاي بزرگ قرن بيستويك ميبرد: بحران انرژي، دگرگوني اقليمي، رقابت ابرقدرتها و نبرد خاموشي كه بر سر كنترل منابع مواد خام در جريان است. جهان مواد ماجراي نبردي بيصدا و نفسگير بر سر چيزي است كه شايد مهمترين جنگ آينده باشد: جنگ بر سر ماده خام.
اين كتاب يك اثر پژوهشي جذاب و جامع درباره موادي است كه ستونهاي تمدن مدرن را شكل ميدهند موادي مثل آهن، ماسه، مس، نمك و ديگر منابع طبيعي كه در زندگي روزمره ما نقش بزرگي دارند، اما ما معمولا به آنها فكر نميكنيم. اد كانوي، نويسنده اين كتاب، ما را به سفرهايي در سراسر دنيا ميبرد تا ببينيم اين مواد از كجا ميآيند، چطور استخراج ميشوند و چه تاثيراتي بر - محيط زيست، اقتصاد و حتي سياست دارند. او نشان ميدهد كه در پشت صحنه ساختن هر چيزي از گوشيهاي موبايل گرفته تا ساختمانهاي بلند و خودروها - چه داستانهاي پيچيدهاي از تلاش انسان و استفاده از طبيعت پنهان شده است. كتاب به زبان ساده توضيح ميدهد كه چرا شناختن اين مواد براي آينده بهتر، عادلانهتر و پايدارتر مهم است. او همچنين نشان ميدهد كه امروز بيشتر از مجموع همه مواد استخراج شده در تاريخ بشر تا سال ۱۹۵۰، مواد جديد استخراج ميشوند. منتقدان اقتصاد و منابع مانند فارن پالسي و فارن افرز اين كتاب را اثري برجسته در تحليل زنجيره جهاني تامين مواد اوليه معرفي كردهاند. اين كتاب براي كساني كه ميخواهند فهمي عميقتر از پشت پرده جهان مواد داشته باشند؛ براي علاقهمندان به اقتصاد منابع و محيط زيست و براي خوانندگاني كه دوست دارند داستانهايي واقعي و ميداني درباره كارگران، صنايع و معادن دنيا بشنوند، كتابي خواندني است.
اِد كانوِي ميگويد: ما پي خواهيم برد كه چگونه جستوجوي اين مواد به تاريخ ژئوپليتيك شكل داد و اكنون نيز در حال شكل دادن به آينده آن است. به عواقب ناخوشايندي كه اشتهاي سيريناپذيرمان به مصرف اين موارد براي محيطزيستمان به همراه دارد پي خواهيم برد. درك اين موضوع گاهي برايتان ناراحتكننده خواهد بود به خصوص كه همه ما با ايجاد تقاضا براي مواد خامي كه از زمين استخراج ميكنيم تا حدودي شريك اين جرم هستيم. شايد احساس كنيد بهترين راهحل اين است كه همه سعي كنيم كمتر مصرف و بيشتر بازيافت كنيم و البته اين راهحل، اگر صادقانه بگويم راهحل بدي نيست.
سفر به گوشه و كنار اين جهان جذابترين و از نظر فكري نشاطآورترين تجربه كاري من بود. اما ويژگي ديگري هم داشت: بهطور غيرمنتظرهاي درمانگر بود. هر قدر پيشتر ميرفتم و درباره مواد اوليه زندگي مدرن تحقيق ميكردم، احساس ميكردم كمي بيشتر با دنياي اطرافم ارتباط برقرار ميكنم. درست است كه من هيچگونه توانايياي در ساخت باتري ماشين، ورقه شيشه يا گوشي هوشمند پيدا نكردم، اما اين اشيا ديگر براي من رازآميز نبودند. من كه بيشتر عمرم را نازپرورده جهان غيرمادي بودم و اين شانس را داشتم كه هيچگونه آگاهياي از چگونگي ساخت و به دست آمدن چيزها نداشته باشم، نگاه تازهاي به جهان بيرون پيدا كردم. اميدوارم اين كتاب اين انگيزه را در شما ايجاد كند كه نگاهي دوباره به جهاني بيندازيد كه در آن زندگي ميكنيم، جايي كه اشياي روزمرهاش سحرآميزند و مواد سادهاش شگفتيآفرين. اما تا انتهاي كتاب نگاهي وسوسهانگيز به چيز ديگري نيز خواهيم داشت: جهاني كه در آن براي اولينبار پس از انقلاب صنعتي، ممكن است بتوانيم در عين حال كه پايداريمان را حفظ ميكنيم، بدون عميقتر حفاري كردن در زمين و منفجر كردن كوهها، نيازمان به كالاها را تامين كنيم. ما هرگز در جهاني واقعا غيرمادي زندگي نخواهيم كرد؛ ما از زماني كه انسانها سنگ را به ابراز تبديل كردند از زمين بهرهبرداري كرده و اثري از خود برجاي گذاشتهايم. اما ميتوانيم ردپايمان را كمتر كنيم. با اين كار به كاهش انتشار گازهاي گلخانهاي و مقابله با تغييرات آب و هوايي كمك خواهيم كرد. همانطور كه خواهيد ديد، تناقض اينجاست كه رسيدن به اين سرزمين موعود ممكن است بيش از هر زمان ديگري مستلزم حفاري و انفجار باشد.