انسجام و تابآوري
اميرعباس ميرزاخاني
كشور در يكي از پيچيدهترين مقاطع خود قرار گرفته. تحولات اخير نشان داد كه عبور از مرحله تقابل مستقيم به توقف درگيري و گشوده شدن مسيرهاي سياسي، گامي مهم در مديريت بحران بوده است. با اين حال واقعبيني ايجاب ميكند كه اين وضعيت پايان ماجرا تلقي نشود. در محيطي كه بيثباتي و پيشبينيناپذيري به واقعيت غالب تبديل شده، حفظ آمادگي و پرهيز از غافلگيري ضرورتي دايمي است. تجربههاي اخير نشان داد كه ساختارهاي تصميمگيري و ظرفيتهاي مديريتي كشور از سطح قابلتوجهي از تابآوري برخوردارند. همچنين واكنش جامعه و تقويت حس همبستگي ملي در برابر فشارها، سرمايهاي مهم براي عبور از شرايط دشوار بوده است. حفظ اين سرمايه اجتماعي بيش از هر چيز نيازمند پرهيز از شكافهاي داخلي و تقويت همگرايي در عرصه عمومي است. در ميانمدت و بلندمدت، اقتصاد مهمترين حوزهاي است كه ميتواند تحت فشار قرار گيرد. آسيب ديدن زيرساختها و محدوديتهاي اقتصادي ممكن است بر زندگي روزمره مردم اثر بگذارد. با اين حال ظرفيتهاي گسترده داخلي، نيروي انساني تحصيلكرده و خلاق و توان بخش خصوصي، امكان جبران و بازسازي را فراهم ميكند؛ به شرط آنكه اين ظرفيتها مورد اعتماد و حمايت قرار گيرند. در چنين شرايطي شفافيت با جامعه اهميت تعيينكنندهاي دارد. مردم حق دارند بدانند مسير پيشرو چگونه تعريف شده و افق تصميمات چيست. گفتوگوي صادقانه با جامعه و تبيين چشمانداز آينده، نه تنها اعتماد عمومي را تقويت ميكند بلكه مانع از تبديل دشواريها به بحرانهاي اجتماعي ميشود.
ازسوي ديگر، تمركز بر منافع كلان ملي ايجاب ميكند كه اختلافات و رقابتهاي سياسي داخلي به عرصه مسائل راهبردي كشيده نشود. مديريت بحرانهاي بيروني نيازمند تمركز، هماهنگي و استفاده از تمامي ظرفيتهاي كارشناسي و ديپلماتيك كشور است. بهرهگيري از ابزارهاي سياسي و گفتوگو نيز ميتواند در چارچوب منافع ملي به كاهش تنشها و گشودن مسيرهاي تازه كمك كند. درنهايت، عنصر تعيينكننده در حفظ همراهي اجتماعي، عدالت است. هرجا نشانههاي روشن عدالت و انصاف در تصميمگيريها ديده شود، تابآوري جامعه نيز افزايش مييابد. مردم در مسير سرفرازي و آينده بهتر كشور، دشواريها را تحمل ميكنند، به شرط آنكه احساس كنند عدالت و صداقت در اداره امور حاكم است. عبور از شرايط پيچيده كنوني بيش از هر چيز به انسجام، شفافيت، اعتماد به ظرفيتهاي داخلي و تقويت حس عدالت نياز دارد. اين چهار ستون ميتواند پايهاي براي حفظ تابآوري ملي و حركت به سوي آيندهاي باثباتتر باشد. با وجود قدرت مخرب امريكا و جنگ كثيف اسراييل، هر اقدام خطرناكي ممكن است، اما باتوجه به آنچه از توان و ابتكار نظامي كشور ديدهايم، نگراني چنداني از تابآوري نظامي وجود ندارد؛ فقط بايد آماده بود و غافلگير نشد. ساختار سياسي نيز در برابر ترورها و فشارها تابآوري فوقالعادهاي نشان داده و تماميت ملي نيز از عيار بالاتري برخوردار شده است. در ميانمدت و بلندمدت، اقتصاد پاشنه آشيل ايران است و محاصره جنوب اثرگذار، اما اگر به نقشآفريني مردم، نيروي انساني مبتكر و تحصيلكرده و ابتكار بخش خصوصي اعتماد شود، كشوري با اين وسعت و ظرفيت داخلي را نميتوان خفه كرد. باتوجه به هدف قرار گرفتن برخي زيرساختها، نگراني از نارضايتي و ناآراميهاي اقتصادبنيان واقعي است، اما معمولا در ايران مشكلات اقتصادي بدون خوراك سياسي به تنهايي به بحران تبديل نميشود. در اين مسير، اگر حاكميت و رسانههايش -و نيز جريانهاي سياسي و رسانهاي- ازجمله اصلاحطلبان و روشنفكران، مدتي مطالبات سياسي و فرهنگي را كنار بگذارند و به سمت همكاري و انسجام حركت كنند، اثرگذار و حتي تعيينكننده خواهند بود. سياست خارجي جاي تزريق شكافهاي سياست داخلي نيست؛ چنين خطايي زمينه چندپارچگي اجتماعي و جنگ رواني بيگانه را فراهم ميكند. ما مورد حمله يك ابرقدرت و يك اشغالگر نابودگر قرار گرفتهايم و پيچيدگيها و مصالح ازسوي مردم درك ميشود. در اين شرايط، افقگشايي درباره خطوط كلي، تعريف پيروزي، مسير توافق و آينده جنگ و مذاكرات، از حقوق اجتماعي و ضامن وفاق ملي است. مردم حق دارند بدانند به كجا ميروند. انسجام در حاكميت، شفافيت با مردم، ارزيابي واقعبينانه از توان داخلي، استقبال از مذاكره با شروط معقول و بهرهگيري از تمام ظرفيت ديپلماسي كشور، شرط تابآوري تا زمان دستيابي به نتيجه است. بدانيم مردم براي سرفرازي ميهن و نسلهاي آينده، كاستيها را تحمل ميكنند. در برابر كاستيهاي داخلي نيز، در همه حال عدالت باطلالسحر است. بوي عدالت كه بلند شود، مردم تا ثريا همراهي خواهند كرد.