نگاهي به ميراثِ پترا كلي، فعال محيطزيست
«سياستِ اخلاقمحور» به جاي «سياستِ قدرتمدار»
سولماز موگويي
از پترا كارين كلي (Petra Karin Kelly) به عنوان «وجدان اخلاقي» حزب سبز آلمان (Die Grünen) ياد ميشود، جنگجويي كه به دنيا آمده بود براي ساختن جهاني بهتر. در 1980 وارد دنياي سياست و در 1983 به عنوان نماينده حزب سبز آلمان وارد بوندستاگ (پارلمان آلمان) شد. او يكي اصليترين بنيانگذاران حزب سبز و از مهمترين چهرههاي اخلاقمدار در سياستِ قرن بيستم است. سياست اما شغل او نبود، وسيلهاي بود براي رسيدن به مردم و آغازي براي جنبشهاي زيستمحيطي و ضدجنگ. سياست براي او راهي بود تا ارزش طبيعت را در زندگي نشان بدهد و يادآور شود كه طبيعت بايد نجات داده شود. شخصيت و تجربه زيستي او در دو جهان كاملا متفاوت اروپايي- امريكايي شكل گرفت. تجربهاي كه از همان ابتدا نگاه بينالمللي و حساسيت انساني او را افزايش داد. از سن 12 سالگي در امريكا زندگي و تحصيل كرد و بعد از آن به اروپا برگشت تا آغازكننده جنبشهايي در دفاع از محيطزيست و صلح باشد.
كلي، در دنياي سياست بدون ترس صحبت ميكرد، شفاف بود و گاهي گستاخ به نظر ميرسيد. او باور داشت كه يك سياستمدار بايد در زندگي شخصي و حيات عمومياش از يكپارچگي وجودي برخوردار باشد و دوگانگي رفتار از نظر او نشانه ضعف وجدان اخلاقي بود. از سياستمدار انتظار ميرود در زندگي شخصي و عمومي خود يكپارچگي اخلاقي داشته باشد و نميتواند موضوعي را براي مردم تبليغ كند كه در زندگي، خود به آن پايبند نيست. براي كلي سياست اخلاقي با صداقت آغاز ميشد، صداقتي كه تصويري از حقيقت، پذيرش اشتباهات و احترام به مردم بود. پايبندي او به اخلاق باعث شد در بين سياستمداران سنتي آن زمان «آرمانگرا» به حساب بيايد. او در عوض آرمانگرايي اخلاقي را تنها راه جلوگيري از سقوط سياست به درجهاي از بيمعنايي و بياعتمادي تلقي ميكرد. همين آرمانگرايي و باور به اميد در برابر نااميدي ناشي از خشونت، جنگ و بيعدالتي، او را هميشه با شور ايمان به امكان تغيير و تلاش براي ايجاد جامعهاي صلحمحور، عادلانه و پايدار همراهي ميكرد. رويارويي دائمي او با سياست مردسالار با شيوههاي رقابتي، سلسله مراتبي و خشونتنما، او را با تبعيض، بياعتنايي و برخوردهاي تحقيرآميز روبهرو ميكرد. او بارها تاكيد كرده بود كه زبان منطق و سياست رسمي دنيا، ذاتا مردانه است و قدرت، سلطه و خشونت نمادين را باارزش ميشمارد و به احساسات، همدلي، مراقبت و مسووليت اخلاقي به چشم ضعف نگاه ميكند. او سياست مردسالارانه را بزرگترين مانع در برابر سياست صلحجويانه ميدانست و بارها در پارلمان و حتي در حزب خودش با تمسخر و بياعتنايي برخي سياستمداران دست و پنجه نرم ميكرد و عقايدش، سادهلوحانه، غيرواقعبينانه و زنانه خوانده ميشد. در رسانهها نيز به جاي تمركز بر ديدگاههاي عميق و سازنده او درباره محيطزيست، بر ظاهر، روابط شخصي يا احساساتش تمركز ميشد اما او زن بودنش را منبع اصلي مقاومتش ميدانست. كلي اظهار ميكرد: سياست مردسالار جهان را به مرز نابودي كشانده و زمان آن فرارسيده كه ارزشهاي زنانه -مراقبت، همبستگي، صلح و احترام- وارد سياست شوند، زيرا بدون تغيير فرهنگ جنسيتي، تغيير سياست اتفاق نخواهد افتاد. مبارزه پترا كلي با سياستِ مردسالار بخشي از پروژهاي بود كه بر پايه صلح، عدالت اجتماعي و كرامت انساني بنا شده بود و قرار بود تلاشي براي ترويج و تثبيت «سياست اخلاقمحور» به جاي «سياستِ قدرتمدار» باشد. در دوران جنگ سرد زماني كه اغلب سياستمداران بر موازنه قدرت، بازدارندگي نظامي و رقابت ايدئولوژيك تمركز داشتند، كلي تمركزش را بر سياست اخلاقي گذاشت و هشدار ميداد كه بحرانها و چالشهاي سياسي و زيست محيطي جهان تنها زماني قابل حل هستند كه نگاه اخلاقي بر تصميمگيريها حاكم شود. از نظر او سياستي كه به ملاحظات انساني، محيطزيستي و مياننسلي توجه نكند دير يا زود محكوم به شكست است. مهمترين انديشه سياسي كلي عدم استفاده از خشونت بود، اصلي كه تحتتاثير تفكرات و فعاليتهاي گاندي و مارتينلوتر كينگ در او شكل گرفته بود. او معتقد بود خشونت حتي اگر در خدمت اهداف «خوب و با ارزش» قرار گيرد، باز هم به چرخه رنج و انتقام منتهي ميشود، بنابراين از اعتراضات مسالمتآميز، مقاومتهاي مدني و بدون خشونت به عنوان ابزارهايي قابل قبول و اخلاقي براي تغيير، استفاده و دفاع ميكرد و مشاركت شخصياش در جنبشهاي گسترده ضدسلاح هستهاي در مناطق مختلف اروپا و حضور پررنگش در تظاهرات صلح، نمود واقعي باورهاي او بود. جهان در نظر او، با انباشتن سلاحهاي كشتار جمعي نهتنها امنيت بيشتري نمييافت كه در مسير نابودي قرار ميگرفت.
پترا كلي در سال 1992 زماني كه تنها 44 سال داشت به طور تراژيكي درگذشت اما ميراث فكري و رفتار اخلاقمحور او همچنان در جنبشهاي زيستمحيطي، سياست سبز و مطالعات صلح جهاني زنده است. او نماد سياستمداري بود واقعي با وجدان اخلاقي؛ به قول خودش «نرم بود و معترض»
(Be gentle and subversive)