ترور يا تروريسم
ثريا عباسي قيداري
ترور و تروريسم ازجمله مفاهيمي هستند كه در دهههاي اخير، به ويژه در پي گسترش خشونتهاي سياسي، به طور گسترده در ادبيات سياسي، رسانهاي و حقوقي به كار رفتهاند. با اين حال، مرز ميان اين دو مفهوم اغلب مبهم و گاه به صورت عامدانه دچار خلط شده است. ترور، به عنوان يك «قتل سياسي هدفمند»، با انتخاب آگاهانه قرباني و در چارچوب منازعات قدرت تعريف ميشود؛ در حالي كه تروريسم با ماهيتي كور، جمعمحور و مبتني بر ايجاد رعب عمومي، به دنبال فروپاشي ساختارهاي اجتماعي و سياسي است. دستگاههاي تبليغاتي و رسانهها نقش مهمي در تحريف و همسانسازي اين مفاهيم ايفا كردهاند.
در جهان معاصر واژگان «ترور» و «تروريسم» بيش از هر زمان ديگري در گفتمانهاي سياسي و رسانهاي به كار گرفته ميشوند. با اين حال، كاربرد گسترده اين مفاهيم لزوما به معناي درك دقيق آنها نيست. در بسياري از موارد، اين دو اصطلاح به جاي يكديگر استفاده ميشوند، در حالي كه از نظر ماهوي، اهداف، روشها و پيامدها تفاوتهاي بنياديني دارند. اين آشفتگي مفهومي، نه تنها تحليلهاي علمي را با مشكل مواجه كرده، بلكه زمينهساز سوءاستفادههاي سياسي نيز شده است.
از سوي ديگر، دولتها و رسانهها با توجه به منافع و جهتگيريهاي خود، گاه هر نوع كنش سياسي مخالف را تحت عنوان «تروريسم» معرفي ميكنند؛ امري كه به تضعيف دقت مفهومي و تحريف واقعيتها منجر شده است. از اينرو، بازتعريف و تفكيك اين دو مفهوم، ضرورتي علمي و كاربردي به شمار ميرود.
واژه «ترور» از ريشه لاتيني terrere به معناي «لرزاندن» يا «هراساندن» گرفته شده است. اين واژه در گذر زمان، به ويژه پس از انقلاب كبير فرانسه، معناي سياسي مشخصي يافت. دوره حكومت ژاكوبنها (1793 - 1794) به عنوان «دوره ترور» شناخته ميشود، كه در آن خشونت سازمانيافته براي حذف مخالفان سياسي به كار گرفته ميشد. در معناي امروزي، ترور به «قتل سياسي هدفمند» اطلاق ميشود؛ اقدامي آگاهانه، برنامهريزي شده و خارج از چارچوب قانون كه با اهداف سياسي، اجتماعي يا ايدئولوژيك انجام ميگيرد. قتل عادي معمولا با انگيزههاي شخصي مانند انتقام، منفعت مالي يا اختلافات فردي رخ ميدهد. در مقابل، ترور در بستر قدرت و سياست معنا پيدا ميكند. در اين نوع قتل، قرباني به طور هدفمند انتخاب ميشود و اغلب فردي داراي نفوذ سياسي يا اجتماعي است.
مهمترين تمايز ميان ترور و تروريسم در «نوع هدف» و «دامنه خشونت» نهفته است. در ترور، يك فرد مشخص هدف قرار ميگيرد. در تروريسم، هدف اغلب جمعي و غيرتفكيك شده است. ترور اقدامي حساب شده و دقيق است. تروريسم ماهيتي كور و مبتني بر ايجاد وحشت عمومي دارد. قربانيان ترور معمولا شخصيتهاي سياسي يا تاثيرگذارند. قربانيان تروريسم اغلب افراد عادي و بينام و نشان هستند. اين دو پديده، عليرغم اشتراك در استفاده از خشونت، از نظر ماهيت، هدف و كاركرد تفاوتهاي اساسي دارند. ترور به عنوان يك ابزار سياسي هدفمند، در چارچوب منازعات قدرت قابل تحليل است؛ در حالي كه تروريسم، با هدف ايجاد رعب عمومي و تخريب ساختارهاي كلان، ماهيتي گستردهتر و مخربتر دارد. خلط اين دو مفهوم، نه تنها موجب سردرگمي نظري ميشود، بلكه در عرصه سياست و حقوق نيز پيامدهاي جدي به همراه دارد.
دكتراي تاريخ معاصر
هيات علمي دانشگاه فرهنگيان