«اعتماد» در گفتوگو با عباس موسوي معاون دفتر رياستجمهوري بررسي میکند
آخرين شانس ترامپ
حديث روشني
ديوار بياعتمادي ميان ايران و امريكا در كنار پيچيدگي موضوعات مورد اختلاف مانع از آن شده تا دو كشور در بازه زماني كوتاه به توافقي جامع دست يابند، به همين دليل رييسجمهوري امريكا بايد به جاي تكرار خطاهاي استراتژيك پيشين و براي نجات حيات و اعتبار سياسي خود به ديپلماسي فرصت داده و بستر را براي دستيابي به توافق واقعي نه صوري با لحاظ كردن حقوق فني، نظامي و ژئوپليتيكي ايران فراهم سازد.
براساس جديدترين اخبار منتشر شده درخصوص روند ديپلماسي جاري ميان تهران و واشنگتن، الجزيره در اواسط روز يكشنبه در گزارش ادعايي خود به جزييات طرح پيشنهادي از سوي ايران براي خاتمه جنگ در منطقه پرداخت؛ ادعايي كه البته بلافاصله توسط مقامات رسمي كشورمان رد شد. به ادعاي اين رسانه عربي اين پيشنهاد كه شامل ۳ مرحله اصلي است، نه تنها به مذاكرات هستهاي، بلكه به موضوعات امنيتي و راهبردي منطقه نيز اشاره دارد. به گونهاي كه در مرحله اول اين طرح، ايران هدف خود را تبديل آتشبس به يك توافق دايمي براي پايان كامل جنگ ظرف ۳۰ روز تعيين كرده و بر تشكيل يك مرجعيت بينالمللي براي تضمين عدم بازگشت به جنگ و همچنين بر توقف جنگ در كل منطقه تاكيد دارد. به علاوه گشايش تدريجي تنگه هرمز، بازگشايي بنادر ايران و رفع تدريجي محاصرههاي دريايي نيز جزو اصليترين موارد اين طرح، مطرح شده است. به ادعاي الجزيره مرحله دوم نيز به موضوع غنيسازي اورانيوم ميپردازد. بر اساس اين مرحله، ادعا شده كه ايران موافقت كرده به مدت ۱۵ سال، غنيسازي اورانيوم را متوقف كند. پس از اين مدت، ايران ميتواند به غنيسازي با نرخ ۳.۶ درصد بازگشته و به سياست «توليد بدون انباشت» پايبند باشد. حال آنكه ايران همواره و در هيچ مقطعي تمايلي به برچيدن زيرساختهاي هستهاي خود ندارد، بلكه تنها بر تغيير ميزان اورانيوم غنيشده و آزادسازي تدريجي داراييهاي مسدودشده تاكيد كرده است. اين مرحله همچنين شامل لغو تدريجي تحريمها در ازاي اقدامات هستهاي ايران است. در نهايت در اين پيشنهاد ادعايي، مرحله شامل ورود ايران به گفتوگوهاي راهبردي با كشورهاي عربي و ايجاد يك نظام امنيتي فراگير براي منطقه است. همزمان برخي نشريات غربي از جمله آكسيوس، جزييات متفاوتي از پيشنهادات ايران منتشر كردهاند. از جمله موافقت ايران با ادعاهايي مبني بر توقف ۱۵ساله غنيسازي اورانيوم و محدوديتهاي ديگر كه البته ايران صراحتا چنين اخبار كذبي را رد كرده است. در واكنش به انتشار چنين گزارشي درباره طرح پيشنهادي ادعايي ايران، اسماعيل بقايي، سخنگوي دستگاه ديپلماسي كشورمان در واكنش به اين اتهامات تاكيد كرد كه پيشنهاد ايران كاملا متمركز بر پايان جنگ است و هيچ اشارهاي به توقف دايمي يا طولانيمدت غنيسازي اورانيوم ندارد. او همچنين به تكذيب مفاد گزارشهاي منتشرشده توسط الجزيره پرداخت و اعلام كرد كه ايران هيچگاه چنين بندهايي را در پيشنهادات خود نياورده است. اين درحالي است كه از سوي ديگر، رسانههاي امريكايي و شخص دونالد ترامپ، رييسجمهوري اين كشور با انتشار مواضعي متناقض به اين طرح ادعايي واكنش نشان دادهاند. ترامپ در اظهاراتي جنجالي در خصوص اين طرح مدعي شد كه بهزودي آن را بررسي خواهد كرد، اما شك دارد كه اين توافق قابل قبول باشد. او همچنين در مصاحبهاي به محاصره دريايي ايران اشاره كرده و آن را «دوستانه» خوانده است! با اين همه و در مقطع كنوني به نظر ميرسد همچنان يكي از چالشهاي اصلي در مسير اجرايي شدن اين پيشنهاد، فقدان اعتماد متقابل بين ايران و ايالات متحده است. در حالي كه ايران بر لزوم تضمين امنيت خود و پايان جنگ در منطقه تاكيد دارد، طرف امريكايي همچنان به دنبال دريافت تضمينهاي بيشتري از جانب ايران است. همچنين تغييرات سياسي و نظامي در منطقه و نگراني از تحولات آينده، زمينهساز اين است كه هر دو طرف محتاطانه كنشهاي يكديگر را رصد كنند. با اين حال به باور گروهي از ناظران پيشنهاد ادعايي ايران از منظر استراتژيك اهميت زيادي دارد. بهويژه با توجه به تحولات اخير در روابط ايران و پاكستان، اين طرح ميتواند گامي موثر در جهت ايجاد ثبات و همكاريهاي اقتصادي و تجاري در منطقه باشد. در اين راستا، گشايش مسير ترانزيتي از پاكستان به ايران ميتواند به عنوان برگ برنده براي ايران در برابر محاصره اقتصادي و فشارهاي بينالمللي عمل كند. اين گشايش نه تنها به ايران امكان ميدهد كه روابط تجاري خود را با آسياي ميانه و قفقاز تقويت كند، بلكه قادر است به عنوان يك كانال جديد براي واردات و صادرات كالا، نيازهاي اقتصادي ايران را تامين كند. لذا به نظر ميرسد پيشنهاد ايران براي پايان جنگ، بهرغم گمانهزنيهاي بسيار به وضوح نشان ميدهد كه ايران به دنبال يك راهحل سياسي و ديپلماتيك است كه نهتنها امنيت ملياش را تضمين كند، بلكه به دنبال تقويت نقش منطقهاي خود در خاورميانه نيز است. از طرف ديگر، توافقات جديد با پاكستان و بازگشايي مسيرهاي ترانزيتي، بهويژه در شرايط فعلي ميتواند نشانهاي از پويايي و انعطافپذيري ايران در برابر شرايط جديد باشد. با اين حال ظاهرا تنها زمان مشخص خواهد كرد كه آيا طرفهاي بينالمللي آمادهاند تا چنين توافقي را بپذيرند يا خير. در همين راستا روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي مولفههاي مهم اثرگذار بر روند ديپلماتيك تهران و واشنگتن طي روزهاي اخير و تبادل پيشنهاداتي كه از طريق ميانجي پاكستاني در جريان است با سيد عباس موسوي، معاون دفتر رييسجمهوري و ديپلمات پيشين كشورمان گفتوگو كرده است.
مشروح اين گفتوگو در ادامه ميآيد.
سيدعباس موسوي، معاون دفتر رياستجمهوري در پاسخ به پرسش «اعتماد» در رابطه با پيشنهادات ادعايي ارايه شده از سوي تهران بهرغم شكافهاي عميق ميان دو بازيگر و نيز سناريوهاي احتمالي ناشي از تداوم اين فرآيند گفت: واقعيت اين است كه در ارتباط با مسائل بين ايران و امريكا بايد به چند نكته مهم و كليدي توجه داشت: نكته اول انباشت مسالهها، دوم ديوار بلند بياعتمادي و گزاره سوم نيز پيچيدگي مسائل ميان دو بازيگر است. لذا با لحاظ كردن اين سه نكته حياتي و كليدي اگر بنا بر حل مسائل از طرق ديپلماتيك و مشخصا مذاكره باشد و از سوي ديگر دوطرف نيز عزم جدي در راستاي اتكا به ديپلماسي و مذاكره داشته باشند، بديهي است كه در كوتاهمدت نميتوان به راهحل موثر، مرضيالطرفين و پايدار دست يافت. اين ديپلمات پيشين كشورمان در ادامه گفتوگويش با «اعتماد» خاطرنشان كرد: به عبارتي نميتوان در پاسخي كوتاه موضوع به اين مهمي را به خوبي تشريح كرد، اما مشكل ديگري كه در اين زمينه وجود دارد، اين است كه طرف مقابل به هر دليلي به دنبال پاسخي ساده براي سوالي سخت است. پرواضح است اين امر با واقعيتهاي جهان ديپلماسي و سياست سازگار نيست و در ابتدا بايد اين نكته را براي حريف جا انداخت و او را به اين درك رساند. لذا از اين منظر ميتوان گفت اگر گام اول پايان جنگ و ايجاد فرصت براي ديپلماسي باشد، بهتر ميتوان به نتايجي واقعي و نه صوري اميدوار بود. لذا در صورت پذيرش اين گزاره مهم از سوي طرف مقابل ميتوان اميد داشت كه روند ديپلماسي در ادامه تقويت شود.
موسوي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در ارتباط با تداوم فشارهاي ژئوپليتيك تحميلي توسط ايالات متحده بر ايران در قالب محاصره دريايي و كشاندن منازعه به درياها تشريح كرد: واقعيت اين است كه محاصره دريايي در چارچوب حقوق بينالملل يك «اقدام قهري» تلقي ميشود و لذا بخشي از رويارويي و جنگ است. بنابراين، بر خلاف ادعايي كه طرف امريكايي مطرح كرده مبني بر اينكه آتشبس برقرار شده و همچنين در نامهاي به كنگره مدعي شده كه جنگ با ايران خاتمه يافته، به واقع اقدام خصمانه از طرف امريكا عليه ايران همچنان بهطور فعال در حال اجراست. در اين زمينه نيز سناريوهايي محتمل است، در سناريوي ابتدايي بايد گفت كه ايران از خويشتنداري دست بكشد و همزمان به اقدام خصمانه امريكا پاسخ متقابل بدهد كه در اينصورت، تشديد تنش محتمل خواهد بود. موسوي اما در تشريح سناريوي دوم متذكر شد كه در موردي ديگر نيز بايد توجه داشت كه با توجه به حقوق ايران در كنترل تنگه هرمز در شرايط خاص و مشخصا در شرايط جنگي كه در آن قرار داريم، تبعات تداوم اين وضعيت بر بازارهاي انرژي و ساير اقلام ضرري كه متوجه كشورهاي مختلف است، ارادهاي براي متقاعد كردن ترامپ جهت دست كشيدن از قلدري و زيادهخواهي شكل گرفته و در راستاي پيشنهاد مطرح شده از سوي ايران راه براي ديپلماسي هموار شود. به باور موسوي قطعا اين سناريو به نفع خود ايالات متحده و همچنين كشورهاي منطقه و ساير كشورهاي ذينفع جهاني است.
اين ديپلمات پيشين كشورمان در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در ارتباط با گمانهزنيها درباره نتايج حاصل از تداوم محاصره براي صادرات نفت ايران توسط واشنگتن و اهرمهاي موجود در دست تهران براي خنثيسازي اين تبعات خاطرنشان كرد: رويكرد و اهرم جمهوري اسلامي ايران اعمال فشار بر طرف مقابل براي توقف عمل غيرقانوني «راهزني دريايي» و رفع مزاحمت براي كشتيراني در آبهاي بينالمللي از طريق اعمال حق حاكميتي خود در تنگه هرمز مطابق اصول حقوق بينالملل در زمان جنگ است. به باور موسوي متاسفانه دشمن در محاسبات خود در شناخت ايران و جغرافياي ايران همانند تمامي ارزيابيهاي پيشين خود دچار اشتباه استراتژيك است، چرا كه ايران كشوري است كه با ۱۵ همسايه آبي و خاكي ارتباط دارد كه نميتوان به راحتي آن را محاصره كرد. اين در حالي است كه تنگه استراتژيك هرمز آلترناتيو فوري و بلافصل ندارد. سخنگوي پيشين دستگاه ديپلماسي كشورمان در ادامه به «اعتماد» گفت: به نظر ميرسد دشمن فراموش كرده كه فناوري موشكي و ساير فناوريهاي نظامي و دفاعي كشورمان در زماني به دست دانشمندان و مهندسان غيور ايراني ساخته شده كه از ۴۷ سال پيش همواره تحت محاصره و تحريم امريكا و شركاي غربي بوديم. بنابراين ميتوانم بگويم مهمترين ابزار ما در مقابله با محاصره غيرقانوني دريايي امريكا، اتكا به توانمندي، تجربه و ذكاوت ايراني در شكستن زنجيرها و بالندگي در ميانه سختيهاست، چنانكه همواره اينگونه بوده است.
معاون دفتر رييسجمهوري در ادامه اين گفتوگو و در ارتباط با روند مديريت تنگه هرمز توسط ايران آن هم در شرايط خاص و نيز تبعات جهانياش بالاخص بحران انرژي در جهان به «اعتماد» گفت: اول اينكه توجه داشته باشيم تنگه هرمز را ما نبستهايم، بلكه بهواسطه جنگ غيرقانوني و ظالمانه امريكا و رژيم صهيونيستي عليه كشورمان، اين آبراه استراتژيك دچار اختلال در آمد و شد كشتيها شده است. بنابراين در سايه اقتدار نيروهاي دريايي ما كه دهههاست به عنوان نگهبان امنيت و ايمني دريانوردي در اين تنگه واقع در محدوده آبهاي داخلي و آبهاي سرزميني ايران عمل كردهاند، اين شاهراه باز و عبور از آن نيز ايمن بوده است. موسوي در ادامه و در رابطه با رويكرد كشورهاي غيرمتحد با ايالات متحده در رابطه با اعمال محاصره دريايي در اين تنگه خاطرنشان كرد: جمهوري اسلامي ايران مطابق اصول حقوق بينالملل دروضعيت جنگي كنوني براي دفاع از امنيت ملي خود محدوديتهايي را نسبت به تردد كشتيهاي متعلق يا مرتبط با دشمن اعمال كرده است. بسياري از كشتيهاي كشورهاي دوست و غيرمرتبط با دشمن با مجوز نيروهاي مسلح ايران از اين تنگه عبور كردهاند. بنابراين، شرايط به قبل بر نميگردد ولي اگر بنا باشد با لحاظ شدن شروط تهران شرايط به قبل بازگردد بايد عامل برهم زننده شرايط قبل يعني جنگ و تهديد عليه ايران كاملا رفع شود. به باور موسوي نكته ديگر اين است كه جامعه جهاني در اين مدت متوجه شد و به اين درك رسيد كه جمهوري اسلامي ايران چه كالاي ارزشمند و گرانبها و استراتژيك، يعني« امنيت و ايمني»را در اين آبراه بدون هيچگونه چشمداشت مادي تامين ميكرده است. موسوي در ادامه با اشاره به تبعات خروج امارات از اوپك نيز تشريح كرد: واضح است كه اكنون نيز جهان متوجه عمق و اهميت استراتژيك تنگه راهبردي هرمز شده و اين يكي از تبعات اين جنگ بر معادلات منطقه است.
اين ديپلمات پيشين كشورمان در ادامه و در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با رويكرد جريانهاي داخلي ايالات متحده نسبت به عملكرد دونالد ترامپ، رييسجمهور اين كشور و نيز ايجاد انشقاق و دودستگي ايجاد شده در ميان جمهوريخواهان به واسطه تجاوز به كشورمان گفت: پرواضح است كه ما جنگي را با امريكا شروع نكردهايم. آنها بودند كه به همراهي و در حمايت از رژيم صهيونيستي تجاوزات خود را عليه كشورمان و درست در ميانه مذاكرات آن هم در شرايطي كه ادعا ميكردند روند به خوبي پيش ميرود، آغاز كردهاند. به گفته موسوي با اين همه ايران خواهان پايان عيني و همچنين پايدار جنگ و تضمين عدم تكرار آن است. لذا اينكه در مقطع كنوني حاميان رييسجمهور امريكا و نيز مخالفان دموكرات او چگونه بايد در مقابل عملكرد رييسدولت قانع شوند، مشكل شخص ترامپ و تيم جنگطلب حلقه اطراف او است كه البته بايد براي افكار عمومي جهان، مردم امريكا و حتي حاميان جمهوريخواه خود توضيح دهند كه اين جنگ غيرضروري را به چه دليلي آغاز كردند؟ همچنين تشريح كنند كه چرا جنايتهايي مانند مدرسه ميناب و ساير جنايتهايي را كه در تجاوز چهل روزه عليه كشورمان مرتكب شدند و دستاوردشان از اين همه بدنامي و رسوايي حقوقي و اخلاقي چه بود؟ در هر حال، مردم امريكا و افكار عمومي اين كشور حق دارند اين پرسش را از دولتمردان خود مطرح كرده و دولتمردان نيز بايد افكار عمومي را در اين زمينه قانع كنند.