• 1405 جمعه 3 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6315 -
  • 1405 چهارشنبه 16 ارديبهشت

به ياد علي خسروي، طراح پوسترهاي ماندگار سينما

نقشي به ياد

اميد جوانبخت

در كوران بحران‌هاي سياسي و اقتصادي اخير و اتفاقاتي كه ناخواسته آدم‌ها را درگير و از يكديگر دور كرده است، خبر رسيد كه «علي خسروي» هم رفت. خبر را از جناب «مرادي‌كرماني» نويسنده و همشهري خسروي شنيدم (كه عمرش دراز باد) . در ميان اخبار زمخت و آزاردهنده سياسي و اقتصادي اين روزها، خسروي اين هنرمند پركار و سر به زير و تنها چون پروانه‌اي منقش و خوش تركيب پر زد و به آسمان‌ها رفت. او در سال‌هاي اخير پركارتر شده بود، گويي مي‌دانست كه وقت زيادي ندارد. در كنار علاقه وافرش به طراحي پرتره چهره‌هاي فرهنگي كه چندين نمايشگاه از آنها برگزار كرد، يكي، دو كتاب از برخي آثارش منتشر شد (يكي پرتره مشاهير كرماني تحت عنوان «رواق زبرجد» و ديگري گزيده آثار چند دهه‌اش در نشر نظر) و يكي، دو كتاب ديگر نيز از پرتره‌هايش نيز در نشر ثالث چند سالي است كه در دست چاپ است.اينها علاوه بر تابلوهاي رنگ روغني است كه در سال‌هاي كرونا تحت عنوان خنياگران آفريد كه فضايي نو در ميان آثارش داشت.
او يكي از هنرمندان كرماني‌الاصلي است كه همچون «علي‌اكبر صنعتي»، «روح‌الله خالقي»، «ابراهيم باستاني‌پاريزي»، «احمدرضا احمدي» و «هوشنگ مرادي‌كرماني» در كنار شخصيتي زلال و دوست‌داشتني توانسته بود با استعداد و خلاقيت و زحمت، ردي پررنگ در حرفه‌اش به جا بگذارد. شروع آشنايي‌ام با خسروي توسط پوسترهاي سينمايي‌اش در دهه شصت بود. تا سال‌ها او برايم فقط يك اسم و امضا بود در كنار پوسترهايي كه بسيار دوستشان داشتم و شيوه خاص طراحي چهره‌هايش برايم جذاب بود. برخلاف امروزي‌ها كه غالبا سوداي زود معروف شدن دارند، در آن سال‌ها او همچون اغلب هنرمندان واقعي ديگر فقط توسط آثارش شناخته مي‌شد و هيچ عكسي از او در جايي نمي‌شد پيدا كرد.خسروي پس از فارغ‌التحصيلي از رشته گرافيك دانشگاه تهران در اوايل دهه پنجاه، مدتي را در آتليه «مميز» كار مي‌كرد و در اجراي پوستر برخي فيلم‌هاي متفاوت موسوم به موج نو با او همكاري داشت. همچنين در ميانه دهه پنجاه همراه با «قباد شيوا»، «فوزي تهراني» و «علي‌اصغر محتاج» طراحي‌هاي مجله تماشا متعلق به سازمان راديو و تلويزيون را انجام مي‌داده كه پس از انقلاب با تغيير نام به «سروش» كماكان به حياتش ادامه داد و جالب اينكه لوگوي جديد مجله (سروش) نيز از كارهاي او است. در روي جلدهايي كه پيش‌از انقلاب براي مجله «نگين» طراحي كرده در عين زيبايي، چهره‌ها عمدتا آناليز شده و گرافيكي هستند و تاثيرپذيري از شيوه «مميز» مشهود است، اما به تدريج در روي جلدهايي كه عمدتا در دهه شصت براي مجله سروش كار كرد سبك و سياق شخصي خودش را به دست آورد (كه از زيباترين آنها روي جلدهايي است كه با پرتره «شهريار» و «فرشچيان» به زيبايي و دقت با همان خط و هاشور و رنگ طراحي كرده است). او پس از انقلاب (به گمانم) با طراحي پوستر «طلسم» به‌طور مستقل شروع به طراحي پوستر فيلم كرد.اجزاي زيباي اين پوستر كه بخش عمده آن سوسن تسليمي در لباس عروسي بود در آينه‌اي كه حاشيه‌هاي قاب آن در حال كنده شدن هستند، جلوه خاصي داشت. البته اين نخستين و متفاوت‌ترين ساخته داريوش فرهنگ در كنار كار خسروي بود كه پوسترهاي متفاوت و زيباي ديگري نيز با طراحي «پرويز محلاتي» و «ابراهيم حقيقي» انجام شد كه زمينه‌اي براي ورود و ذوق‌آزمايي آنها در اين عرصه شد. (محلاتي همچون خسروي برايم يك نام معتبر بود به واسطه پوسترهايش كه متاسفانه در دهه‌هاي بعد هيچ خبر يا تصويري از چهره يا ديگر آثارش نديدم و به گفته زنده‌ياد خسروي در غربت درگذشته است، اما «حقيقي» خوشبختانه ماند و ادامه داد و اكنون نامي بلند در گرافيك معاصر است) .علي خسروي پس از طلسم با طراحي و اجراي پوسترهاي پرجزييات و زيبايي براي فيلم‌هاي سراب، زردقناري، لنگرگاه، گل سرخ، دو فيلم با يك بليط، افسانه آه، مسافران و نان و شعر تا اوايل دهه هفتاد در اين عرصه نسبتا فعال بود.پوسترهاي او را مدت‌ها مي‌شد نگاه كرد و از طراحي چهره‌ها با همان شيوه خاص و تركيب‌بندي‌هاي عمدتا خوش‌رنگ و تركيبي كه داشت، لذت برد.كليت پوسترهاي او برخلاف شيوه كار مميز، شيوا يا حقيقي از همان اجزاي پوسترهاي تجاري بهره مي‌گرفت، اما مشخص بود كه او چندين برابر يك كار تجاري روي هر يك از آنها وقت گذاشته و در كنار جذابيت‌هاي ظاهري، كار را در سطح يك اثر هنري ديده است.در آثارش از سرهم‌بندي‌هاي برخي پوسترهاي تجاري خصوصا در جزييات خبري نبود.يكي از بهترين آثارش به‌زعم نگارنده پوستر فيلم «افسانه آه/ميلاني/69» بود كه رنگ‌بندي و تركيب فوق‌العاده‌اي داشت.براي من كه شيفته نقاشي و سينما بودم، پوسترهايي اينچنين محل تلاقي اين دو عرصه بود كه البته تهيه‌شان به سختي ممكن بود. خسروي در اوايل دهه هفتاد كتاب بسيار زيبايي شامل پرتره‌هايي كه از چهره‌هاي مطرح موسيقي با عنوان «نقشي به ياد» منتشر كرد كه بسيار تماشايي بود (خصوصا پرتره‌هاي عارف قزويني، حسين تهراني و احمد عبادي) .
بعدها طرح‌هايي از او را روي برخي مجلات و كتاب‌ها مي‌ديدم كه با شيوه هاشورهاي معروفش قبل از ديدن امضايش قابل شناسايي بودند.از آنها كه در خاطرم مانده، پرتره «احمدرضا احمدي» بود روي جلد كتاب «حكايت آشنايي من» و ديگري پرتره «آلبركامو» روي جلد داستان «بيگانه»‌اش كه هر دو به شكلي متبحرانه با مدادرنگي به همان شيوه آشنا نقاشي شده بود.خوشبختانه او هنرمند پركاري بود و در اين چند دهه همواره آثارش را دنبال كرده و از ذوق و مهارتش آموخته‌ام. تعدادي از پرتره‌هاي فرهنگي‌اش (كه به نظر مي‌رسد مهم‌ترين علاقه بود) چند سال پيش به صورتي مستقل نيز در كتابي با قطع جيبي توسط نشر نظر منتشر شد و آثار نمايشگاه‌هاي اخيرش شامل پرتره‌هاي بيشتري هم بود كه جديدتر كار كرده بود و اين استمرار و پشتكار قابل ستايش است؛ از عباس كيارستمي و احمد شاملو و سهراب شهيدثالث و پرويز كلانتري تا سپانلو و محسن وزيري‌مقدم و مميز و آيدين آغداشلو به قلم هنرمندانه او به تصوير كشيده شده‌اند.البته او شاخه ديگري از نقاشي كه با تاش‌هاي رنگ شكل مي‌گيرد و كمي انتزاعي يا سورئال است را نيز در اين سال‌ها دنبال مي‌كند كه با شيوه‌اي متفاوت با قلم‌مو روي بوم نقش مي‌بندد. در كنار اين آثار لوگو (نامواره)هايي كه او طراحي كرده است همچون مولانا يا نشانه مسجد بلال و نشرهاي شهرياران و سه سين و... هر چند آنچنان پرتعداد نيستند، اما نشان از هنرمندي خوش ذوق و مسلط دارد.
روند طراحي‌هاي دستي كه حال و هوايي متفاوت داشت و نقش و كاركرد مهم تبليغاتي و خاطره‌انگيز آنها در دهه‌هاي شصت و هفتاد قابل توجه بود به تدريج و پس از ورود نرم‌افزارها (در عين تمام امكانات مناسبي كه مي‌تواند در اختيار يك طراح با سليقه و كاربلد قرار دهد) و فراگيري اينترنت در دهه‌هاي بعدي به تدريج كمرنگ‌تر شد و با تغيير ابزارها (مانند برخي رشته‌هاي ديگر) تعداد انگشت‌شماري از طراحان موفق به ادامه شدند و آناني كه پايه كارشان بيشتر با نقاشي بود (همچون حدت، شقاقي و محلاتي) به تدريج از اين حوزه كناره گرفتند، اما خوشبختانه خسروي طراحي‌هاي دستي خود را ادامه داد و پرتره‌نگاري‌هاي پرتعدادش كم‌كم در فضاي جديد نيز جاي خود را باز كرد.علي خسروي يكي از طراحان جدي، دوست‌داشتني و دست قوي بود كه نبودش دريغي بزرگ براي فرهنگ و هنرهاي تجسمي اين سال‌هاست. نسلي برجسته كه اعتبارش را از «زحمت كشيدن» به دست مي‌آورد. خصلتي كه حلقه مفقوده نسل‌هاي جديد است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون