افت كيفيت اجرا
اما گاهي در برخي برنامهها صداهايي شنيده ميشود كه نهتنها جذاب نيستند بلكه براي مخاطب آزاردهندهاند. در كنار اين مساله، ضعف در مطالعه و ناآشنايي با مباني اجرا نيز باعث شده است برخي مجريان نتوانند ارتباط موثري با مخاطب برقرار كنند؛ در حالي كه در ميان جوانان علاقهمند به گويندگي، استعدادهاي قابلتوجهي وجود دارد كه كمتر فرصت حضور در رسانه را پيدا ميكنند. همين وضعيت در توليد برنامهها و نمايشهاي راديويي و تلويزيوني نيز ديده ميشود. تكرار برخي چهرههاي ثابت در عرصه برنامهسازي، از خلاقيت و تازگي آثار كاسته و باعث شده بسياري از توليدات رسانهاي جذابيت گذشته را نداشته باشند. اين درحالي است كه در دورهاي نه چندان دور، راديو و تلويزيون ميزبان مجري ـ مولفاني بود كه فراتر از خواندن يك متن، به اجراي رسانهاي به عنوان يك مسووليت فرهنگي نگاه ميكردند و تلاش داشتند سطح سليقه و دانش مخاطبان را ارتقا دهند. اگر رسانه قرار است نقش موثري در فرهنگسازي ايفا كند، نخست بايد با توليد برنامههاي جذاب، مخاطب را با خود همراه كند و سپس با صداقت و حرفهايگري، اعتماد او را به دست آورد. بيتوجهي به اين اصول، به تدريج سرمايه اجتماعي رسانه را فرسوده ميكند. رسانه ملي بيش از هر زمان ديگري نيازمند بازنگري در شيوه انتخاب مجريان، طراحي برنامهها و توجه به كيفيت اجراست؛ چراكه ادامه اين روند نهتنها به تضعيف اعتبار رسانه ميانجامد، بلكه فاصله آن با مخاطبان را نيز روزبهروز بيشتر خواهد كرد.