• 1405 يکشنبه 12 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6320 -
  • 1405 سه‌شنبه 22 ارديبهشت

گزارشي از مراسم رونمايي كتاب خاطرات جعفر كاشاني، اسطوره فوتبال ايران

روايتي از فوتبال، خلخالي و ماجراي امام موسي صدر!

تالار نشست‌هاي سازمان اسناد ملي، ميزبان جمعي از چهره‌هاي ماندگار ورزش، تاريخ‌نگاران و علاقه‌مندان به فوتبال بود تا از كتابي رونمايي شود كه فراتر از يك زندگينامه ورزشي، برگي از تاريخ اجتماعي و ديپلماتيك ايران را ورق مي‌زند. اين اثر كه حاصل گفت‌وگوهاي طولاني مصطفي زماني‌نيا با زنده‌ياد جعفر كاشاني است، سرانجام پس از سال‌ها فراز و نشيب و عبور از سد دشوار مميزي به دست مخاطبان رسيد. در ابتداي اين نشست سخنرانان با تجليل از شخصيت علمي مصطفي زماني‌نيا، او را پژوهشگري خستگي‌ناپذير خواندند كه با ده‌ها عنوان كتاب در حوزه‌هاي تاريخ، ادبيات و تهران‌شناسي، كارنامه‌اي درخشان از خود به جاي گذاشته است. كتاب جديد او درباره جعفر كاشاني، تنها به خاطرات باشگاه شاهين و پرسپوليس محدود نمي‌شود، بلكه اطلاعات ذي‌قيمتي از تاريخ محلات قديمي تهران (منطقه يك و چهارصد دستگاه)، شخصيت‌هاي برجسته ملي و حتي ناگفته‌هايي از فعاليت‌هاي سياسي و ديپلماتيك كاشاني را در بر مي‌گيرد.  غلامرضا اميرخاني، رييس سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران در ابتداي نشست اظهار داشت: كتاب «ما شاهين بوديم، ما مردم بوديم» گوشه‌هايي از تاريخ ورزش ايران را روايت مي‌كند؛ تاريخي كه با زمين‌هاي خاكي گره خورده است. همان زمين‌هايي كه بسياري فوتبال را از آنجا آغاز كردند. در محله چهارصد دستگاه كه جعفر كاشاني در آن سكونت داشتند و در اين كتاب نيز از آن ياد شده، شخصيت‌هاي مهمي زندگي مي‌كردند؛ افرادي مانند مرحوم دكتر معين، مرحوم خزائلي كه به نوعي بنيانگذار آموزش نابينايان بود، بيژن جزني و برخي ديگر از چهره‌هاي شناخته ‌شده كه نامشان در اين كتاب آمده است.»
بخش جذابي از مراسم به پخش مستندي به نام «هويت سرخ» اختصاص داشت كه در آن مرحوم جعفر كاشاني به بيان خاطرات كودكي خود مي‌پرداخت. با اين حال امير بهمنش، كارگردان اثر اظهار داشت: نصف فيلم سانسور شده است! او با اشاره به مساله سانسور در فرآيند تهيه مستند «هويت سرخ» گفت: «جعفر كاشاني شخصيتي ملي‌گرا بود كه همواره دغدغه ايران را داشت. ايشان شعري از ملك‌الشعراي بهار را مدام زمزمه مي‌كردند كه مصرعي از آن اين بود: شاه مست و شحنه مست و مير مست / مملكت رفته ز دست.»  وي در اين گفت‌وگوها به ماجراي تلخ انحلال شاهين در پي درگيري مديران باشگاه با فدراسيون اشاره كرده و فاش مي‌كند كه پشت پرده اين انحلال، فراتر از يك درگيري ساده ورزشي بود. او و هم‌تيمي‌هايش پس از يك دوره كوتاه حضور در باشگاه‌هاي ديگر، سرانجام هسته اوليه پرسپوليس نوين را شكل دادند؛ تيمي كه ميراث‌دار محبوبيت عظيم شاهين شد. در ادامه دكتر مجيد تفرشي، پژوهشگر تاريخ معاصر در سخنان خود به وجه تمايز جعفر كاشاني با ساير ورزشكاران هم‌عصرش پرداخت. تفرشي تاكيد كرد كه كاشاني احتمالا «اولين و تنها ديپلمات ملي‌پوش تاريخ فوتبال ايران» بود كه در دوران خدمتش در وزارت امور خارجه، بنيانگذار كنسولگري ايران در منچستر شد.
تفرشي به واقعه‌اي تكان‌دهنده در مسير شغلي كاشاني اشاره كرد: «در سال‌هاي آغازين انقلاب، جعفر كاشاني به دليل ايستادگي قاطعانه در برابر درخواست يكي از نمايندگان وقت مجلس (صادق خلخالي) براي تغيير نام «خليج فارس» به «خليج اسلامي» در دوبي، با تندي برخورد كرد. همين صراحت لهجه و عرق ملي باعث شد او را با برچسب‌هايي ناروا از وزارت امور خارجه اخراج كنند؛ در حالي كه او تا آخرين لحظه عمر، خادم وفادار هويت ملي ايران باقي ماند.»
يكي از نكات محوري اين نشست، گلايه از روند طولاني انتشار كتاب بود. دكتر تفرشي فاش كرد كه كتاب چندين سال در انتظار مجوز مانده و حتي تا آستانه «خمير شدن» پيش رفته بود. وي با انتقاد از سانسورهاي سليقه‌اي در حوزه نشر اعلام كرد كه اين كتاب با تلاش‌هاي فراوان از بند توقيف رها شد تا بخشي از تاريخ شفاهي ورزش و سياست ايران از ميان نرود.
در ادامه اين نشست زماني‌نيا به ايراد سخنراني پرداخت و در بخش ابتدايي سخنان خود به چگونگي شكل‌گيري اين كتاب اشاره كرد. وي در اين باره گفت: «از كودكي به شخصيت جعفر كاشاني علاقه‌مند بودم و حتي پس از خداحافظي ايشان از فوتبال نيز فعاليت‌ها و گفت‌وگوهايشان را در مطبوعات دنبال مي‌كردم. تا اينكه بر اثر برخي اتفاقات، ميان ما رفاقت و دوستي شكل گرفت و آقاي كاشاني از من خواستند اين خاطرات ثبت و ضبط شود.» وي در ادامه، خاطراتي درباره شخصيت جعفر كاشاني بيان كرد و با تاكيد بر اينكه شاهين يك سرفصل مهم در تاريخ معاصر ايران است، درباره چگونگي انحلال اين تيم گفت: «برخلاف بسياري از روايت‌هايي كه درباره انحلال تيم شاهين وجود دارد، بايد گفت اين تيم پيش از صدور حكم حكومتي رژيم در مسير انحلال قرار گرفته بود.» زماني‌نيا يكي از مهم‌ترين عوامل اين انحلال را شكل‌گيري مثلث تفرقه با محوريت عباس اكرامي، پرويز دهداري و مسعود برومند دانست و افزود: «اين افراد، هر يك بر اساس منافع شخصي خود، به ‌نوعي در انحلال و نابودي تيم شاهين نقش داشتند.» او همچنين فاش كرد: كاشاني به او گفته زماني كه در سفارت ايران در سوريه مشغول به كار بوده با ياسر عرفات ملاقات داشته و حتي اطلاعاتي از ماجراي ربايش امام موسي صدر در اختيار دارد، اما قصد ندارد درمورد آن حرف بزند. در ادامه، مجيد جلالي، مربي و پيشكسوت فوتبال ايران گفت: «در فوتبال همواره روايت‌هاي مختلفي از رويدادها وجود دارد، چراكه هر فرد، بر اساس زاويه ديد خود و تيم مورد علاقه‌اش، اتفاقات را تحليل مي‌كند. به همين دليل، بخشي از روايت‌هاي كتاب «ما شاهين بوديم، ما مردم بوديم» نيز از اين قاعده مستثنا نيست و روايت‌ها از زاويه ديد مرحوم جعفر كاشاني بيان شده است.» جلالي در ادامه با تاكيد بر ضرورت حفظ شأن و جايگاه اسطوره‌هاي فوتبال ايران تصريح كرد: «ما بايد بتوانيم از اسطوره‌هاي فوتبالي و جايگاه آنها دفاع كنيم تا جوانان ما جذب اسطوره‌هاي خارجي نشوند. اگر مي‌خواهيم فضاي فوتبال كشور بهتر شود، بايد با حمايت از شخصيت‌ها و بازيكنان داخلي، به افزايش محبوبيت آنها در ميان نسل جوان كمك كنيم.» اين مراسم با رونمايي رسمي از كتاب و قدرداني از مصطفي زماني‌نيا براي ثبت اين ميراث ماندگار به پايان رسيد.
شايان ذكر است انتشار اين روايت‌ها به معناي تاييد آنها نيست و روزنامه اعتماد آماده است روايت‌هاي متفاوت را بازتاب دهد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون