• 1405 دوشنبه 16 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6321 -
  • 1405 چهارشنبه 23 ارديبهشت

درباره نمايشگاه «گفت‌وگوي اول - بُهت» در گالري اين/ جا

دچاري روبه‌روي كسي

هومن هنرمند

نمايشگاه «گفت‌وگوي اول - بُهت» از تاريخ ۴ تا ۱٨ ارديبهشت در گالري اين/‌جا برگزار شد. اين نمايشگاه آثار دو هنرمند را شامل مي‌شد: آيسا خوش‌سخن و اميرحسين اسماعيلي.  تالار اين/‌جا به دو بخش تقسيم شده بود. در ابتداي ورود به بخش نخست آن، پرتره‌هاي آيسا خوش‌سخن احساس بُهت را به‌خوبي انعكاس مي‌دادند؛ پرتره‌هايي در ابعاد كوچك كه با تكنيك رنگ‌روغن روي كاغذ كشيده شده بودند. كارهاي خوش‌سخن يا پرتره بودند يا بازنمايي طبيعت اما هيچ‌يك بازنمايي عين به عين نبودند. كارهاي اميرحسين اسماعيلي هم مثل برخي آثار خوش‌سخن طبيعت‌گرا و به‌وضوح از فضاي واقع‌گرا فاصله داشتند. هرچند نمي‌توانم از چشم‌نواز بودن آثار طبيعت‌گرا بگذرم اما آنچه مرا بيش از همه شيفته‌ خود كرد، پرتره‌ها بودند نه كارهايي كه به نوعي بازنمايي طبيعت را به‌رخ مي‌كشيدند.  پرتره‌هاي آيسا خوش‌سخن غير از آنها كه اول ورود به تالار مي‌ديديد، گونه ديگري را نيز شامل مي‌شدند. محتوا و بخش عيني آنها كه گويي روايتي را در خود مستتر مي‌كردند، پرتره زني شناور در آب بود كه نيم‌تنه‌اش در آب فرو رفته و سر پرتره بيرون از آب بود. در چند اثر حس مي‌كرديد شايد كاراكتر نقاشي در حال غرق شدن باشد.
پرتره‌هاي شناور در آب در كنار پرتره‌هاي در ابعاد كوچك نوعي فاصله‌گذاري را با مخاطب حفظ مي‌كردند. انگار مخاطب اجازه ورود به حريم شخصي آنها را نداشته باشد. او صرفا نظاره‌گر لحظه‌اي از بُهت و حيرت است و امكان دريافتن جزييات روايت از او دريغ شده است. اين نوع به‌تصوير كشيدن پرتره تفاوتي است كه هنرهاي تجسمي را از هنرهاي نمايشي جدا مي‌كند. هرچقدر در هنرهاي نمايشي وارد جزييات داستان مي‌شويد، در هنرهاي تجسمي در اكثر اوقات تنها تجسمي از لحظه‌اي از روايت را مشاهده مي‌كنيد. شما با آن لحظه و آن احساس دريافتي تنها رها مي‌شويد. در اين لحظه دو نوع برخورد را مي‌توانيد پيش بگيريد، يكي اينكه با احساس دريافتي خود فضاي نمايشگاه را رها كنيد و ديگر اينكه خيال‌پردازي كنيد و قصه‌اي از شخصيت‌هاي پرتره‌ها براي خود متصور شويد. در هر دو حالت اتمسفر حاكم بر نمايشگاه گفت‌وگوي اول - بُهت يك احساس را نمايندگي مي‌كند و آن سرد و منجمد بودن كاراكترهاي پرتره‌ها است. در بيانيه نمايشگاه مي‌خوانيد: بُهت دقيقا كجاست؟ دچاري است روبه‌روي كسي؟ يا بُهت دچار كسي است روبه‌روي گُل؟  استيت‌منت نمايشگاه كه در خود ابهامي عامدانه را يدك مي‌كشد، هر دو بخش نمايشگاه را انعكاس مي‌دهد: پرتره‌ها و آثار طبيعت‌گرا. بُهت روبروي گُل بر كارهاي طبيعت‌گرا اشاره دارد و حسي كه مخاطب از آنها دريافت مي‌كند را نشان مي‌دهد. بخش نخست بيانيه يعني دچاري روبه‌روي كسي كارهاي پرتره را به مخاطب يادآوري مي‌كند. در بخش طييعت‌گرا اين مخاطب است كه در مقابل كارها دچار بُهت و حيرت مي‌شود. در بخش پرتره‌ها او شاهد پرتره‌هايي است كه به بُهت و حيرت دچار شده‌اند. مخاطباني مثل من شيفته بُهت و حيرت كاراكترهاي سرد و منجمد حاضر در نمايشگاه شدند. آنها كه گويي قصه‌اي دارند و وقايعي را پشت سر گذاشته‌اند. بعد از خروج از نمايشگاه از خير خيال‌پردازي و پيدا كردن قصه آنها گذشتم. صرفا با مواجهه با‌شكوه يك لحظه از حيرت تنها ماندم. مي‌دانستم اجازه ورود به حريم شخصي پرتره‌ها را ندارم.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون