نسل زد رهبري يافت
كه زبانشان را بلد است
علی صارمیان
(يك معلم ساده): اين تحليل را برای جوانان نوجوي عاشق (آقا) سيد مجتبي مينويسم. اميدوارم مثل هميشه از ناحيه يك معلم ساده آن را بخوانند كه اين نسل اميد من و امثال من است براي فرداي ايران جوان داراي تمدن كهن و نوزايي تمدنياش در جهان. بعد از پيام آيتالله سيد مجتبي حسيني خامنهاي در جايگاه رهبري سوم جمهوري اسلامي که در لحظه تحويل قدرت بود، این پیام که به مناسبت روز فردوسي صادر شده بسیار مهم است. اما اگر اولي پيام سياسي محض بود، دومي يك بيانيه تمدني- جامعهشناختي تمام عيار است. پيامي كه در آن، مخاطب خاص و عام را نشانه گرفته، اما يك گروه را ويژه خطاب كرده: نسل زد (نسل متولد ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۰) حالا رهبري دارد که فردوسي را واسطه قرار ميدهد تا با آنها حرف بزند. اين پيام از نظر جامعهشناسي نخبگاني آيندهسازان وطن، پنج فكت عميق در خود دارد؛
فكت اول: تغيير تعريف «وطنپرستي» از جغرافيا به فرهنگ- ايشان فرهنگ ایران را « رشته اتصال انديشه و مرزهاي هويتي» مينامند. اين يك تحول بنيادين در گفتمان حاكميت است. او وطن را در «فرهنگ» تعريف ميكند. ايران فرهنگي در مرز هويتي كشور قرار دارد. اين براي نسل زد كه هويتشان سيال و فراجغرافيايي است، بسيار جذابتر از تعاريف قديمي است.
فكت دوم: وارد كردن «دفاع مقدس سوم» به قاموس رسمي - آيتالله سيد مجتبي از «دفاع مقدس سوم» ميگويد و آن را در ادامه دو جنگ تحميلي قبلي تعريف ميكند. اين يعني جنگ فعلي با امريكا و اسراييل را نه يك بحران موقت، كه يك «حماسه ملي» در نظر ميگيرد. براي نسلي كه در اين جنگ زندگي ميكند، اين پيام ميگويد: «شما قهرمان يك روايت تاريخي بزرگ هستيد، نه قرباني يك بحران».
فكت سوم: كودك و نوجوان را به اندازه جوان جدي گرفت- در پايان پيام، رهبري از «كودكان، نوجوانان و جوانان» نام ميبرد.
در ادبيات سياسي ايران، معمولا «جوان» محور است و كودك و نوجوان در حاشيه. اما او سه گروه را كنار هم ميگذارد. يعني نسل زد امروز، مرز سنيشان در هم ريخته است. يك نوجوان ۱۵ ساله، خيلي زود به بلوغ سياسي ميرسد. اين دقت جامعهشناختي، در تاريخ رهبري ايران بيسابقه است.
فكت چهارم: جايگزيني «ضحاك» - ايشان از «ضحّاكوشان متجاوز» حرف ميزند. يعني دشمن را - ضحاك - معنا ميكند و مبارزه را به يك حماسه ملي تبديل ميكند. ثانيا به نسل زدي كه با اسطورههاي ايراني انس بيشتري دارد. پيام ميدهد كه «اين جنگ، جنگ ايرانيهاست، نه فقط جنگ مسلمانها». آيتالله سيد مجتبیخامنهاي در واقع كاوه اين نسل است؛ يار كاوه آهنگر و پيروز.
فكت پنجم: «بعثت هنرمندان در امتداد بعثت مردم» – دموكراتيزه كردن توليد فرهنگ- شايد مهمترين جمله پيام، اين باشد: «هنرمندان برخيزند و بعثتشان را در امتداد بعثت مردم رقم بزنند». يعني توليد فرهنگ و ادب، ديگر انحصار روشنفكران يا حوزويان نيست. هر كسي از متن مردم ميتواند روايتساز شود. اين يك پيام مستقيم به نسل زد توليدكننده محتوا در شبكههاي اجتماعي است: «شما هم ميتوانيد فردوسي امروز باشيد».
آيتالله سيد مجتبي خامنهاي دقيقا چه ميگويد؟
ميگويد: من ميفهمم كه شما نسلي هستيد كه با زبان رسمي قديمي بيگانهايد. پس با شما به زبان فردوسي حرف ميزنم. برايتان دشمن را «ضحاك» مينامم. ميفهمم كه ميخواهيد خودتان روايتگر باشيد، پس به شما ميگويم «بعثت هنرمندان در امتداد بعثت مردم.»
نكته كليدي پيام، اين درك نسلي بيسابقه در تاريخ ايران است. او نه با نسل زد حرف ميزند، كه از درون زبان آنها حرف ميزند. فردوسي را نه يك شاعر در تاريخ ادبيات، كه يك پل زنده براي وصل كردن حاكميت جديد به نسل جديد ميبيند.
رهبر جوان جمهوري اسلامي سوم، با اين پيام نشان داد كه افق تازهاي در تاريخ بيهمتا را تجربه ميكند: رهبري كه جامعهشناسانهترين، دقيقترين و در عين حال صميميترين رابطه را با شانزده تا نوزدهسالههاي اين سرزمين برقرار كرده است.