• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6324 -
  • 1405 يکشنبه 27 ارديبهشت

نگاهي به جُستار «شكست» (2)

تاريخيت جامعه و فرهنگ و تمدن سرزمين ايران را در كجاي تحليل‌هايش از جنگ كنوني ايران با امريكا و اسراييل و ترور رهبر شهيد ايران آيت‌الله سيدعلي خامنه‌اي و طرح مقوله «شكست ايران» جاي مي‌دهد؟  نيكفر از وجود پديده شكاف اجتماعي در جامعه ايران و دوقطبي بودن اين جامعه سخن گفته، آن را «جلوه شكست ايران» تلقي مي‌كند. من نيز مي‌خواهم از نيكفر عزيز بپرسم: شما به كدام يك از اين دوگروه شادمانان و عزاداران از حمله امريكا و اسراييل به ايران، ترور رهبران ايران و نظام سياسي كشور تعلق داريد و در كنار كدامين گروه ايستاده‌ايد؟ خواهانم از همه نيكفرها، فرخ نگهدارها، عليرضا رجايي‌ها، روزبه كمالي‌ها، شاپور شهبازي‌ها و همه روشنفكران ايراني، نه پرسشي سياسي، بلكه اين پرسش فلسفي را قرار بدهم: به راستي، نيروهاي اصيل تاريخي در يك جامعه كيستند و چه شاخصه‌هايي دارند؟ براي اينكه از اتمسفر سياست‌زده كنوني خارج شويم و وجه فلسفي پرسش را دريابيم، بياييم در فضايي بيرون از ايران و در يك فضاي اثيري و در يك جامعه خيالي به اين پرسش بينديشيم: آيا به راستي همه نيروهاي سياسي و اجتماعي در هر جامعه‌اي از يك وزن و قدرت و اصالت برخوردارند؟ اين پرسشي است كه سال‌هاي اخير آن را در برابر روشنفكران بنام ايراني در دوران پساانقلاب نهاده‌ام و هنوز كسي را از ميان آنان ‌نيافته‌ام كه جسارت و ياراي انديشيدن به اين پرسش را داشته باشند. به راستي، بر اساس تفكري تاريخي و درك هويت يك جامعه به منزله «هويتي فرهنگي‌- ‌تاريخي‌- ‌ميهني» و به عنوان «فرآورده‌هاي فرهنگي مردم آن جامعه در تاريخ انساني» و «با محوريت قرار دادن فرهنگ و ادبيات و تمدن مردم يك سرزمين» ما چگونه دركي بايد از نيروهاي گوناگون سياسي و اجتماعي آن جامعه داشته باشيم؟ آيا جامعه مثل مومي است كه آن را نيروهاي اجتماعي با هر گرايش، ايدئولوژي و آييني مي‌توانند به هر شكلي درآورند يا آنچنان كه هگل مي‌گويد، جامعه از جوهريتي اجتماعي، تاريخي و فرهنگي برخوردار است كه در برابر حركات، اعمال و رفتار ما، درست مثل ديواري كه در برابر ما قرار دارد، مقاومت مي‌كند و تنها نيروي اجتماعي‌ايي مي‌تواند وارد تاريخ اثرگذار شده، بر سرنوشت و تقدير جامعه اثر بگذارد كه با چارچوب‌هاي معنايي، افق‌هاي تاريخي و ارزشي و خرد و لوگوس آن جامعه سازگاري داشته باشد؟ آيا نيروهاي اجتماعي بي‌ريشه، بي‌هويت، منقطع از تاريخ، بي‌آرمان، بي‌اتوپيا، بيگانه از ارزش‌هاي اجتماعي و فرهنگي، بي‌انسجام، بي‌مانيفست و... با نيروهاي اجتماعي اصيل و ريشه‌دار تاريخي، آرمانگرا، برخوردار از آرمان‌هاي بزرگ مثل نيل به حاكميت ملي، استقلال سياسي، احياي تمدن ايراني و بازگشت به دوران ايران مقتدر و برخودار از فرهنگ و مذهبي تاريخي، اسطوره‌هاي بزرگي چون علي‌(ع) و حسين‌(ع)، شبكه‌هاي گسترده اجتماعي به واسطه مساجد و هيات‌ها، تحقق‌بخش مولفه‌هاي بنيادين فرهنگ ايراني، مثل دلاوري و سلحشوري در ميدان، مقاومت در برابر دشمن، آماده ايثار تا سر حد پذيرش مرگ براي باور، هويت و ميهن (شهادت) و... با يكديگر برابر و هم‌وزنند؟  به زباني ساده‌تر، از ميان دو گروه كه در روز نخست جنگ، وقتي مقام اول در حكومت ولايي و چند مقام ديگر ترور شدند، عده‌اي شادمان‌ شده و عده‌اي عزادار، كدام يك به هويت فرهنگي‌-تاريخي‌- ‌ملي ما نزديك بوده و نسبت نزديك‌تري دارند؟ و كدام يك از دو گروه «شادمانان و هلهله‌كنان از حمله اسراييل و امريكا» با «عزاداران و مويه‌كنان از عشق به رهبرشان و مقاومت‌كننده در برابر حملات  دشمن» جزو نيروهاي اصيل اجتماعي و تاريخي ما  هستند؟ 
(ادامه دارد...)

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون