• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6325 -
  • 1405 دوشنبه 28 ارديبهشت

ابهام در تصميم؛ دانش‌آموز بلاتكليف

محمدمتين معصومي

در شرايطي كه نظام آموزشي هر كشور بايد نماد نظم، شفافيت و پيش‌بيني‌پذيري باشد، آنچه امروز در حوزه تصميم‌گيري و اطلاع‌رساني درباره امتحانات نهايي و تاثير معدل، به‌ ويژه در پايه يازدهم مشاهده مي‌شود، فاصله‌اي نگران‌كننده با اين اصول بنيادين دارد. اين وضعيت، نه‌ تنها چالش‌هاي آموزشي ايجاد كرده، بلكه به شكل مستقيم آرامش رواني و اعتماد دانش‌آموزان را نيز تحت تاثير قرار داده است. موضوع تاثير معدل در فرآيند سنجش و پذيرش دانشگاهي، ازجمله تصميمات كلاني است كه مي‌تواند مسير تحصيلي ميليون‌ها دانش‌آموز را تعيين كند. با اين حال، آنچه محل نقد جدي است، نه اصل توجه به سوابق تحصيلي، بلكه نحوه اعلام، تبيين و اجراي اين سياست‌هاست. دانش‌آموزان پايه يازدهم امروز با پرسشي اساسي مواجهند: آيا معدل پايه يازدهم به ‌صورت قطعي در نتيجه نهايي آنان لحاظ خواهد شد يا صرفا تاثير مثبت خواهد داشت؟ پرسشي ساده، اما بي‌پاسخ. ابهام در پاسخ به چنين پرسشي، صرفا يك نقص اطلاع‌رساني تلقي نمي‌شود، بلكه نشانه‌اي از نوعي بي‌نظمي در سياستگذاري و ضعف در مديريت ارتباط با افكار عمومي است. درحالي كه انتظار مي‌رود وزارت آموزش و پرورش و مراجع ذي‌صلاح مربوطه به عنوان مرجع رسمي، اطلاعات دقيق، نهايي و غيرقابل تفسير ارايه دهد، آنچه در عمل رخ داده، انتشار اخبار پراكنده، گاه متناقض و عمدتا غيررسمي است؛ اخباري كه بيش از آنكه راهگشا باشند، بر حجم نگراني‌ها افزوده‌اند. دانش‌آموزي كه در يكي از حساس‌ترين مقاطع تحصيلي خود قرار دارد، نيازمند ثبات و قطعيت در قوانين است. او بايد بداند كه تلاش امروز او چگونه در آينده‌اش اثر خواهد گذاشت. اما در شرايط فعلي، اين حق بديهي از او سلب شده است. بلاتكليفي در مورد تاثير معدل پايه يازدهم، عملا برنامه‌ريزي درسي را مختل كرده و دانش‌آموزان را در وضعيتي از ترديد و اضطراب مداوم قرار داده است. اين وضعيت زماني نگران‌كننده‌تر مي‌شود كه بدانيم منبع اصلي اطلاعات بسياري از دانش‌آموزان، نه مراجع رسمي، بلكه شبكه‌هاي اجتماعي و كانال‌هاي غيررسمي است. در غياب اطلاع‌رساني شفاف و به‌موقع، ميدان به منابعي سپرده شده كه مسووليتي در قبال صحت اخبار خود ندارند. نتيجه چنين شرايطي، شكل‌گيري فضاي شايعه، برداشت‌هاي متناقض و درنهايت، فرسايش اعتماد عمومي نسبت به نهادهاي مسوول است. نكته قابل تامل ديگر، نحوه مواجهه سياستگذاران با اصل عدالت آموزشي است. تاثير قطعي معدل، در صورتي مي‌تواند به عنوان يك ابزار سنجش عادلانه تلقي شود كه زيرساخت‌هاي آموزشي در سراسر كشور از حداقل استانداردهاي يكسان برخوردار باشند. اين درحالي است كه تفاوت‌هاي جدي در كيفيت آموزش، امكانات مدارس، دسترسي به منابع كمك‌آموزشي و حتي شرايط برگزاري امتحانات، واقعيتي انكارناپذير در نظام آموزشي كشور است. در چنين بستري، اعمال سياست‌هاي يكسان، بدون درنظر گرفتن اين تفاوت‌ها مي‌تواند به تعميق نابرابري‌هاي موجود منجر شود. دانش‌آموزي كه در منطقه‌اي برخوردار با بهترين امكانات آموزشي تحصيل مي‌كند، به ‌طور طبيعي از مزيتي برخوردار است كه دانش‌آموز مناطق محروم از آن بي‌بهره است. درنتيجه، تاثير قطعي معدل، در صورت نبود عدالت ساختاري، بيش از آنكه ابزاري براي سنجش دقيق باشد، به عاملي براي بازتوليد نابرابري تبديل خواهد شد. از منظر رواني نيز نمي‌توان از پيامدهاي اين ابهام چشم‌پوشي كرد. افزايش ناگهاني اهميت امتحانات نهايي، بدون اطلاع‌رساني قبلي و آماده‌سازي ذهني دانش‌آموزان، فشار مضاعفي بر آنان وارد كرده است. دانش‌آموزاني كه تا پيش از اين، راهبرد مطالعاتي خود را برمبناي آزمون سراسري تنظيم كرده بودند، اكنون با شرايطي مواجه شده‌اند كه قواعد آن به ‌طور كامل برايشان روشن نيست. اين تغييرات ناگهاني، نه‌تنها موجب كاهش تمركز، بلكه در مواردي منجر به فرسودگي ذهني و كاهش انگيزه نيز شده است.  در اين ميان، نقش معلمان و مشاوران تحصيلي نيز با چالش مواجه شده است. در غياب دستورالعمل‌هاي شفاف و قطعي، امكان ارايه راهنمايي دقيق و هماهنگ به دانش‌آموزان وجود ندارد. اين ناهماهنگي، عملا كل زنجيره آموزش را دچار اختلال كرده و نشان مي‌دهد كه مساله، صرفا يك ابهام جزيي نيست، بلكه نشانه‌اي از يك ضعف ساختاري در مديريت آموزشي است. با اين حال، آنچه بيش از هر چيز نيازمند توجه فوري است، بازنگري در شيوه اطلاع‌رساني و تعامل با جامعه دانش‌آموزي است. در دنياي امروز، شفافيت نه يك انتخاب، بلكه يك ضرورت است. نمي‌توان انتظار داشت نسلي آگاه و مطالبه‌گر، در برابر ابهام و بي‌اطلاعي سكوت كند. دانش‌آموزان حق دارند بدانند كه چه قوانيني بر آينده آنها حاكم است و اين قوانين با چه منطق و معياري تدوين شده‌اند. ضروري است كه وزارت آموزش و پرورش و نهادهاي ذي‌صلاح، در كوتاه‌ترين زمان ممكن، موضعي رسمي، شفاف و نهايي درباره تاثير معدل پايه يازدهم و نحوه برگزاري امتحانات نهايي اعلام كنند. اين اعلام بايد به‌گونه‌اي باشد كه هيچ‌گونه برداشت دوگانه يا تفسير متفاوتي از آن امكان‌پذير نباشد. همچنين لازم است سازوكاري منسجم براي اطلاع‌رساني طراحي شود تا دانش‌آموزان براي دريافت اطلاعات، ناچار به مراجعه به منابع غيررسمي نباشند. افزون بر اين، هرگونه تغيير در سياست‌هاي آموزشي بايد با درنظر گرفتن زمان كافي براي تطبيق دانش‌آموزان انجام شود. تصميمات ناگهاني، به ‌ويژه در مقاطع حساس تحصيلي، نه‌تنها كارآمدي نظام آموزشي را افزايش نمي‌دهد، بلكه هزينه‌هاي رواني و آموزشي قابل توجهي به همراه دارد. درنهايت، بايد تاكيد كرد كه دانش‌آموزان، صرفا مخاطبان اين تصميمات نيستند، بلكه اصلي‌ترين ذي‌نفعان آن به شمار مي‌روند. ناديده گرفتن حق آنان براي آگاهي، برنامه‌ريزي و اطمينان از آينده، نه‌ تنها يك كاستي مديريتي، بلكه مصداقي از بي‌توجهي به اصول عدالت آموزشي است. بازسازي اعتماد، نيازمند صداقت، شفافيت و پاسخگويي است. اگر نظام آموزشي به دنبال تربيت نسلي مسوول، آگاه و قانونمدار است، پيش از هر چيز بايد خود به اين اصول پايبند باشد. در غير اين صورت، فاصله ميان سياستگذار و جامعه دانش‌آموزي، روزبه‌روز عميق‌تر خواهد شد؛ فاصله‌اي كه ترميم آن، به‌مراتب دشوارتر از پيشگيري از شكل‌گيري آن است.
دبير كميته دانش‌آموزان شوراي مشاوران نسل زد 

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون