سكوت بهزيستي پشت خط پرسرعت
سپيده ملازاده
هزاران نفر از افراد داراي معلوليت هر روز را با تلاشي فراتر از توان معمول آغاز ميكنند؛ تلاشي نه براي تحقق روياها، بلكه براي تأمين هزينههاي ابتدايي زندگي. براي بسياري از آنان، تنها مسير ممكن براي كسب درآمد، فعاليت در كسبوكارهاي آنلاين است؛ فروشگاه اينترنتي، ارائه خدمات ديجيتال، يا كاري كه نيازمند حضور در شهري نيست كه زيرساختهايش براي آنان طراحي نشده است. اما اين قشر - كه بايد در مركز توجه حمايتهاي معيشتي و شغلي باشد - عملا در حاشيه مانده است. نه تسهيلات بانكي متناسب، نه معافيتهاي مالياتي، نه بيمهاي كه ريسكهاي خاص شغلي آنان را پوشش بدهد و نه شهري كه با رمپ، آسانسور استاندارد، پيادهرو قابل دسترس يا حملونقل مناسبسازي شده از آنان استقبال كند. مشكل فقط نبود زيرساخت ديجيتال يا قطعيهاي اينترنت نيست. مساله اين است كه حتي ابتداييترين نيازهاي روزمره - از خريد مواد خوراكي و رفتن به بانك گرفته تا تهيه دارو - براي يك فرد داراي معلوليت هزينهاي مضاعف و فرسايشي دارد. در شرايط اقتصادي امروز، هزينههايي مانند اينترنت پرسرعت، شارژ تجهيزات كمكپزشكي يا رفتوآمد با وسايل نقليه مناسبسازي شده به حدي افزايش يافته كه براي بسياري از خانوادهها قابل تأمين نيست. مسكن نيز به معضلي جدي تبديل شده است. سالها قبل، طرحهايي تحت عنوان «مسكن معلولان» يا سهميههايي در طرحهاي ملي مسكن ارائه شد، اما آن دوران گذشت. سالهاست كه نه طرح جديدي معرفي شده و نه آمار شفافي از نياز واقعي افراد داراي معلوليت منتشر ميشود. در حالي كه هزينههاي سرسامآور مسكن، حتي اجارهنشيني را به امري دشوار تبديل كرده است، چه برسد به صاحبخانه شدن. اما در كنار اين مشكلات، ماجراي خودرو نيز جاي تأمل دارد. خودرو براي بسياري از افراد داراي معلوليت حركتي، يك انتخاب لوكس نيست؛ بلكه ضرورت زندگي مستقل است. با اين حال، مسير دريافت خودروي مناسبسازي شده براي اين افراد همچنان دشوار، پراستعلام و زمانبر است. البته بخش جانبازان از طريق بنياد مربوطه پيگيريهاي منسجمتري داشتهاند و براي آنان مسير دريافت مجوز واردات خودرو سادهتر شده يا تسهيلات مشخصي در نظر گرفته شده است.
اما افراد داراي معلوليت تحت پوشش بهزيستي از چنين پيگيري سازمانيافتهاي برخوردار نبودهاند. نتيجه اين شده كه بسياري از اين افراد همچنان ميان استعلامهاي اداري، قوانين تغييرپذير و فرآيندهاي غيرشفاف گرفتارند؛ فرآيندي كه عملا امكان دسترسي آنان به خودروي متناسب را بسيار محدود كرده است. در كشورهاي ديگر معافيتهاي مالياتي، وامهاي ويژه و طرحهاي ساخت مسكن يا مناسبسازي خودرو براي افراد داراي معلوليت از پايههاي اصلي سياستهاي حمايتي است. اما در كشور ما، اين نيازهاي اساسي به مطالبههايي فراموششده تبديل شدهاند.
چه بايد كرد؟
٭ بازتعريف برنامه ملي مسكن معلولان با سهميه شفاف و جدول زماني مشخص.
٭ سادهسازي فرآيند واردات و خريد خودروي مناسبسازيشده براي افراد داراي معلوليت.
٭ فعالتر شدن و مسووليتپذيري سازمان بهزيستي در حوزههاي مسكن و حملونقل.
٭ يارانهدار كردن هزينه اينترنت و تجهيزات ديجيتال براي افراد داراي معلوليت
٭ مناسبسازي واقعي فضاهاي شهري و حملونقل عمومي.
اين نوشته تلاش براي جلب ترحم نيست. صداي گروهي است كه در هياهوي مشكلات جامعه، صدايشان كمتر شنيده شده؛ كساني كه اگر امروز حمايت نشوند، فردا ممكن است نهتنها شغل آنلاين خود را از دست بدهند، بلكه خانه، خودرو و استقلالشان را نيز براي هميشه از دست بدهند.
كارشناس مديريت