• 1405 جمعه 20 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6329 -
  • 1405 شنبه 2 خرداد

رانكه و تاريخ، راوي و روايت

مرتضي ميرحسيني

عاشق تاريخ بود. عاشق اينكه ساعت‌ها پشت ميزي بنشيند و اسناد و مدارك به جاي مانده از گذشته را -به گفته خودش- ببلعد. عمرش را پاي اين عشق گذاشت. اواخر قرن هفدهم متولد شد، نودويك سال عمر كرد و مه 1886 در برلين از دنيا رفت. آن اواخر، متاثر از محدوديت‌هاي كهولت، نه مي‌توانست بخواند و نه بنويسد. فقط گاهي -‌كه حوصله‌اش مي‌كشيد- در دفترش مي‌نشست و در جمع دستيارانش از خاطرات دور و نزديك، از داستان دلبستگي‌اش به مطالعه گذشته صحبت مي‌كرد. مانند بسياري ديگر، از خواندن‌هاي رمان‌هاي تاريخي، به‌ويژه داستان‌هاي والتر اسكات درگير گذشته شد، اما به مرور از داستان‌هاي خيالي دل كند و به واقعيت -كه به نظرش جذاب‌تر از هر تخيلي بود- چسبيد. مي‌گفت: «رمان‌هاي تاريخي را با شور و اشتياقي زايدالوصف مي‌خواندم، ولي انتقاداتي هم به آنها داشتم. از جمله از تصوير ارايه ‌شده از شارل كچل و لويي يازدهم كه با شواهد تاريخي در تناقض كامل مي‌نمود رنجيده‌خاطر مي‌شدم. روايت‌هاي آن دوره را كه مطالعه كردم، يقين يافتم كه آن شارل كچل يا لويي يازدهمي كه اسكات تصوير كرده بود اصلا وجود خارجي نداشته‌اند... با اين مقايسه مطمئن شدم كه خود منابع تاريخي زيباتر و در هر حال جالب‌تر از داستان‌هاي رمانتيك هستند. چنين شد كه به كل از آثار داستاني رويگردان شدم و تصميم قاطع گرفتم كه از دخالت دادن هرگونه ابداع و تخيل در آثارم پرهيز كنم و كاملا به واقعيات پايبند باشم.»
 بعدتر گام ديگري برداشت و دغدغه شخصي‌اش را به چارچوبي براي مطالعه گذشته تبديل كرد. اليزابت كلارك در فصلي از كتاب «تاريخ، متن، نظريه» از رانكه نام مي‌برد و مي‌نويسد: رانكه اعلام كرد هر جا سندي وجود نداشته باشد تاريخي هم وجود ندارد. 
رانكه رهيافت فلسفي به تاريخ را نمي‌پسنديد و اگرچه محققان دوره كلاسيك و مورخان تاريخ باستان روش‌هاي نقد منابع را از چند دهه قبل‌تر بهبود بخشيده بودند، او نخستين كسي بود كه اين روش‌ها را در اسناد تاريخي مدرن به كار بست. تاكيد كرد كه مورخان تاريخ متقدم و تاريخ مدرن بايد سراغ بايگاني‌ها بروند تا اسناد يعني منابع دست اول را پيدا كنند، در اين صورت است كه مي‌توانند با استفاده از آنها روايتي عيني و واقعي تاريخي بسازند. او از دانشجويان و همكارانش مي‌خواست كه خود را در برابر واقعيت‌ها خاموش كنند و قانون عالي تاريخ را -يعني ارايه دقيق واقعيت‌ها، صرف‌نظر از اينكه چقدر مشروط و غيرجذاب هستند- بپذيرند. اما برخلاف تصور رايج، تاثير رانكه به همين آموزه محدود نمي‌شود. «او كه زيركانه دريافته بود روش‌هاي نقد منبع او بايد به نسل بعدي مورخان منتقل شود، روش تدريس سميناري را ابداع كرد. اين روش كه براساس بررسي دقيق منابع قرار داشت، در آن زمان روش آموزش جديدي بود كه به دانشگاه‌هاي آلمان وارد شد و پس از آن توسط مورخان تازه‌كاري كه در آلمان نزد رانكه و شاگردانش درس خوانده بودند، عمدتا در امريكا رواج يافت.» نيز «يكي ديگر از نتايج مهم اقدام پيشگامانه رانكه كه شايد ارزش آن به خوبي درك نشده باشد، ايجاد مجموعه‌هايي از منابع دست اول در كتابخانه‌ها بود كه به دموكراتيك كردن رشته تاريخ و حرفه مورخان از طريق قرار دادن كتاب‌هاي گران‌قيمت در دسترس دانشجويان برخاسته از طبقات پايين جامعه، كمك كرد.»
 به احترام آنچه رانكه براي رشته تاريخ كرد و به اعتبار ميراث ارزشمندي كه براي مورخان باقي گذاشت، از او به پدر تاريخ‌نويسي مدرن ياد مي‌شود. البته ناگفته نماند كه نسل‌هاي بعدي مورخان، در محدوده آموزه‌ها و اصول رانكه نماندند و بحث‌هاي جدي و عميقي را درباره حقيقت و امكان دستيابي به آن پيش كشيدند. اما اين قانون رانكه هنوز هم معتبر است كه هيچ روايتي از گذشته «تاريخ» نيست مگر آنكه راوي، زحمت جست‌وجو در اسناد قديمي -آن هم به شرط توانايي فهميدن معناي اين اسناد- را به خود داده باشد. با فرض تحقق اين شرط، تازه بحث درباره اعتبار روايت‌ها معني پيدا مي‌كند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون