«شير خدا و رستم دستان» غدير در آيينه هويت ايراني
محمدجواد حقشناس
«شير خدا و رستم دستانم آرزوست» كمتر بيتي در ادبيات فارسي را ميتوان يافت كه به اندازه اين مصراع مولانا، پيوند ميان هويت ايراني و فرهنگ اسلامي را چنين فشرده و گويا بيان كرده باشد. در اين بيت، بزرگترين پهلوان اسطورهاي ايران در كنار بزرگترين نماد عدالت و جوانمردي در تاريخ اسلام قرار ميگيرد؛ گويي مولانا از آرزويي سخن ميگويد كه قرنها در جان و انديشه ايرانيان حضور داشته است: جامعهاي كه قدرت را با اخلاق، شجاعت را با عدالت و اقتدار را با معنويت درآميزد. غدير براي ايرانيان تنها يادآور يك رويداد تاريخي نيست، بلكه بخشي از ميراث زنده فرهنگي اين سرزمين است؛ ميراثي كه در زبان و ادبيات، در آيينها و سنتهاي مردمي، در هنر و معماري و در حافظه جمعي ايرانيان تداوم يافته و نسل به نسل انتقال پيدا كرده است.امام علي (ع) در فرهنگ ايراني صرفا يك شخصيت ديني نيست؛ او نماد مجموعهاي از فضيلتهاي انساني است كه قرنها الهامبخش انديشه، ادب و زيست فرهنگي اين سرزمين بوده است. از فردوسي تا سنايي، از عطار تا مولانا، از سعدي تا حافظ و شهريار، كمتر شاعري را ميتوان يافت كه از نام و منش آن حضرت به نيكي ياد نكرده باشد. اين حضور گسترده نشان ميدهد كه محبت خاندان پيامبر (ص) و ارادت به امام علي (ع)، تنها يك باور مذهبي نيست، بلكه بخشي از هويت فرهنگي ايرانيان است.ردپاي اين پيوند را حتي در نمادهاي تاريخي ايران نيز ميتوان مشاهده كرد. براي قرنها، نقش «شير و خورشيد» از شناختهشدهترين نشانهاي ايراني بود. هر چند اين نماد لايههاي گوناگون تاريخي، نجومي و فرهنگي دارد، اما در دورههاي مختلف، تصوير شير در ذهن و زبان مردم با لقب «اسدالله» يا «شير خدا» براي امام علي (ع) پيوند يافت و ذوالفقار نيز در كنار آن به عنوان نماد عدالت و شجاعت علوي به تصوير درآمد. فارغ از تفسيرهاي گوناگون تاريخي، همين همنشيني نمادهاي ايراني و علوي نشان ميدهد كه چگونه فرهنگ ايراني در طول سدهها توانسته است ميان ميراث ملي و باورهاي ديني خود پيوندي عميق و ماندگار برقرار كند.در همين چارچوب، غدير را ميتوان يكي از مهمترين جلوههاي ميراث زنده ايرانيان دانست؛ ميراثي كه نه در موزهها و بناهاي تاريخي، بلكه در جان مردم زندگي ميكند. جشنها، آيينهاي مردمي، سنتهاي اطعام، نذرها، اشعار و روايتهايي كه هر سال با فرارسيدن عيد غدير زنده ميشوند، گرامي داشت. فرزندان و نوادگان گواه آن هستند كه اين واقعه همچنان حضوري فعال و اثرگذار در زندگي اجتماعي ايرانيان دارد.اما جايگاه امام علي (ع) فراتر از مرزهاي جغرافيايي و حتي فراتر از مرزبنديهاي مذهبي است. آن حضرت از معدود شخصيتهايي است كه در ميان همه مذاهب اسلامي، جايگاهي ممتاز و مورد احترام دارد. شيعيان او را امام و پيشواي خود ميدانند و پيروان مذاهب چهارگانه اهل سنت نيز از او به عنوان يكي از بزرگترين صحابه پيامبر اكرم (ص)، سرچشمه دانش اسلامي و الگوي تقوا، شجاعت و عدالت ياد ميكنند. در سنت عرفاني و تصوف نيز كمتر طريقتي را ميتوان يافت كه سلسله معنوي خود را به امام علي (ع) نرساند. از اين منظر، علي (ع) را ميتوان يكي از بزرگترين فصلهاي مشترك جهان اسلام دانست؛ شخصيتي كه دلهاي مسلمانان را با همه تنوعهاي فكري و مذهبي به يكديگر نزديك ميكند.اين جايگاه البته به جهان اسلام محدود نميشود. نام امام علي (ع) با ارزشهايي پيوند خورده است كه براي همه انسانها، فارغ از دين، مذهب و مليت، قابل درك و ستايش است؛ عدالت، كرامت انساني، آزادگي، دفاع از مظلوم، وفاداري به حقيقت و مسووليتپذيري در برابر جامعه. از همين رو است كه بسياري از آزادمردان و آزادزنان جهان نيز در سيره و سخنان آن حضرت، الگويي براي زيست اخلاقي و انساني يافتهاند.راز ماندگاري نام امام علي (ع) در فرهنگ ايراني نيز شايد در همين جامعيت نهفته باشد. ايرانيان در طول تاريخ، او را تنها يك شخصيت تاريخي يا مذهبي ندانستهاند، بلكه تجسم آرمانهايي ديدهاند كه همواره در جستوجوي آن بودهاند؛ عدالت در كنار اقتدار، معنويت در كنار مسووليت اجتماعي و اخلاق در كنار مديريت و حكمراني.در چنين نگاهي، بيت مولانا معنايي ژرفتر پيدا ميكند. «شير خدا و رستم دستانم آرزوست» تنها يك ستايش شاعرانه نيست، بلكه بيان يك خواست تاريخي و فرهنگي است. رستم نماد توانايي و قدرت است و علي (ع) نماد جهتگيري اخلاقي آن قدرت. جامعهاي كه اين دو را در كنار هم داشته باشد، هم مقتدر خواهد بود و هم عادل؛ هم توانمند خواهد بود و هم انساني.غدير نيز يادآور همين پيوند است؛ پيوند ميان قدرت و عدالت، ميان مسووليت و اخلاق و ميان هويت فرهنگي و نيازهاي امروز جامعه. از اين منظر، غدير تنها يادبود يك واقعه تاريخي نيست، بلكه فرصتي براي بازخواني ميراثي زنده است كه قرنها در فرهنگ ايراني جريان داشته و همچنان ميتواند الهامبخش همبستگي، عدالتخواهي، جوانمردي و كرامت انساني باشد.شايد به همين دليل است كه پس از قرنها، هنوز هم آرزوي مولانا در جان ايرانيان زنده است؛ آرزوي جامعهاي كه در آن، قدرت با عدالت و دادورزي همراه باشد و شجاعت در خدمت حقيقت قرار گيرد. آرزويي كه در نام و ياد امام علي(ع) تجلي يافته و غدير هر سال فرصتي براي يادآوري و تجديد آن است؛ ميراثي زنده كه گذشته، حال و آينده اين سرزمين را به يكديگر پيوند ميدهد.