• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6338 -
  • 1405 شنبه 16 خرداد

ساده‌زيستي كافي نيست

حامد خانجاني

در بسياري از جوامع، ارزيابي شخصيت افراد به‌ ويژه صاحبان قدرت، بيش از آنكه بر كيفيت عملكرد آنان استوار باشد، بر ويژگي‌هاي فردي و اخلاق خصوصي آنان تكيه دارد. مردم درباره يك پدر، مدير يا مسوول سياسي، گاه بيش از آنكه به نتيجه تصميم‌ها و كيفيت اداره‌گري او توجه كنند، شيفته نوع زيست شخصي، نحوه سخن گفتن، ساده‌زيستي، تواضع يا رفتارهاي فردي او مي‌شوند. حال آنكه از منظر فلسفه اخلاق، ميان «فضيلت فردي» و «صلاحيت در مقام اجتماعي» تفاوتي بنيادين وجود دارد؛ تفاوتي كه ناديده گرفتن آن مي‌تواند پيامدهاي سنگيني براي خانواده، سازمان و حتي يك كشور به همراه داشته باشد. در اخلاق فردي، انسان براساس منش و نيت خود سنجيده مي‌شود. راستگويي، تواضع، مهرباني، ادب و پاكدستي، همگي فضيلت‌هايي ارزشمندند و در ساختن شخصيت اخلاقي انسان نقش دارند، اما همين انسان وقتي در جايگاه اجتماعي قرار مي‌گيرد، تنها با معيارهاي اخلاق فردي ارزيابي نمي‌شود، بلكه مسووليتي فراتر برعهده او قرار مي‌گيرد؛ مسووليتي كه مستقيما با سرنوشت ديگران گره خورده است. در اينجا ديگر صرف خوب بودن كافي نيست، بلكه توان اداره كردن، تشخيص درست، رعايت عدالت، ايجاد نظم و تامين منافع ذي‌نفعان اهميت پيدا مي‌كند. يك پدر ممكن است انساني شريف و خوش‌اخلاق باشد، اما اگر نتواند امنيت رواني، ثبات اقتصادي، آموزش و آرامش خانواده را فراهم كند، در ايفاي نقش پدري دچار ضعف شده است. در چنين وضعيتي، فضيلت فردي او لزوما به معناي موفقيت در مديريت خانواده نيست، زيرا خانواده تنها با  نيت خوب اداره نمي‌شود، بلكه نيازمند عقلانيت، مسووليت‌پذيري، انضباط و قدرت تصميم‌گيري است. همين منطق در مديريت سازماني نيز صادق است. بسياري از مديران در ارتباطات فردي، انسان‌هايي مودب و خوش‌برخورد هستند، اما مجموعه تحت مديريت آنان گرفتار بي‌نظمي، تبعيض، ناكارآمدي و فرسايش منابع انساني است. 

در اينجا مساله اصلي ديگر اخلاق خصوصي مدير نيست، بلكه كيفيت ساختار تصميم‌گيري و نحوه تحقق اهداف سازماني است. مديري كه نتواند ميان افراد انصاف برقرار كند يا مسير حركت مجموعه را با نظم و شفافيت پيش ببرد، حتي اگر در زندگي شخصي انساني نيك‌رفتار باشد، در مقام مديريت موفق تلقي نمي‌شود.
اين تمايز در سطح سياست و حكمراني اهميتي دوچندان پيدا مي‌كند. در تاريخ معاصر بارها ديده شده است كه مسوولان سياسي با تكيه بر ويژگي‌هايي چون ساده‌زيستي، زهد شخصي يا رفتارهاي نمادين اخلاقي، تصويري مثبت از خود ساخته‌اند، اما همزمان سياست‌هاي ناكارآمد آنان موجب فروپاشي اقتصادي، گسترش فقر، كاهش سرمايه اجتماعي و تضعيف آينده يك كشور شده است. در چنين شرايطي، تاكيد افراطي بر فضيلت‌هاي فردي، گاه به ابزاري براي پوشاندن ضعف‌هاي ساختاري و مديريتي تبديل مي‌شود. فلسفه اخلاق جديد نيز تا حد زيادي بر همين تمايز تاكيد دارد. در اخلاق كلاسيك، تمركز عمدتا بر فضيلت‌هاي شخصي بود، اما در جهان جديد، مفهوم «مسووليت عمومي» جايگاهي اساسي پيدا كرده است. در اين نگاه، هرچه دامنه اثرگذاري يك فرد گسترده‌تر باشد، معيار ارزيابي او بيشتر به سمت پيامدهاي تصميماتش حركت مي‌كند. به همين دليل، مسوولان و مديران نه فقط نسبت به نيت خود، بلكه نسبت به نتايج واقعي عملكردشان نيز مسوولند. البته اين سخن به معناي بي‌اهميت بودن اخلاق فردي نيست. مديري كه در درون خود فاقد صداقت، انصاف يا خويشتنداري باشد، دير يا زود اين ضعف‌ها را در تصميمات عمومي نيز آشكار خواهد كرد. اما نكته اصلي آن است كه فضيلت فردي شرط لازم براي مديريت سالم است، نه شرط كافي. جامعه زماني دچار خطا مي‌شود كه اخلاق خصوصي را جايگزين كارآمدي عمومي كند و به جاي سنجش كيفيت اداره‌گري، صرفا مجذوب سبك زندگي يا ظواهر اخلاقي افراد شود.
شايد بتوان گفت در روابط فردي، انسان‌ها بيشتر با نيت و منش خود شناخته مي‌شوند، اما در جايگاه‌هاي اجتماعي، آنچه اهميت تعيين‌كننده پيدا مي‌كند، كيفيت اداره كردن و پيامدهايي است كه تصميمات آنان بر زندگي ديگران برجاي مي‌گذارد. درنهايت، اخلاق در عرصه عمومي تنها به خوب بودن خلاصه نمي‌شود؛ بلكه به مسوولانه، عادلانه و خردمندانه عمل كردن نيز وابسته است.
دانش‌آموخته فلسفه اخلاق 

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون