بزرگداشتي براي پرويز خرسند
تكهاي از شهامت
مسعود كيميايي
در سال ۵۱ كه خرسند هابيل و قابيل را مينوشت من هم فيلم خاك را ميساختم.
قطار تاريخ، در بعضي اوقات، جا براي دوستان خودش ندارد. مسافران زيادي كه در ايام سختِ خون و حبس و تحقير نبودهاند و شناختي از آنها ندارند، كوپه مخصوص رزرو كردهاند و در انتظار ديدن مناظر خوش از پنجره هستند. پرويز خرسند، يكي از تكههاي شهامت است. اگر در يك دوره بيرحم مبارزاتي، كاملا در يكسو بيسلاح ايستاده باشي، سينهات خانه گلوله ميشود. پرويز خرسند، در ۲۲ سالگي به دليل عقيده بازداشت سياسي شد. در سال ۵۱ هابيل و قابيل را نوشت. پنهان، ميليوني تكثير شد. در همان سال من فيلم خاك را ميساختم. از نوشته دوست عزيزم، محمود دولتآبادي كه در آن روزگار، با نوشتههايش، مبارز سختي بود كه هنوز هم تحمل را تدريس ميكند. عقايد فيلم خاك، همسويي زيادي با عقايد دوست همشهريام نداشت. پرويز خرسند از راه شريعتي پدر، به حريم دكتر علي شريعتي در مشهد راهي شد؛ و همان شد كه زيرزمين آمد و اضطراب و بازجويي و...
اگر به تاريخهاي مبارزاتي نگاه كنيم، دولت پيروز پرچم اعتدال و احترامشان براي هم دورههاي مبارزاتي دوران خودش به نسيم مينشاند تا بادهاي خوشي از جانب همان تكه شهامت به بادبانهايش بوزد. اما افسوس در اين سالهاي رنج براي پرويز خرسند، نسيم و باد خوشی به بادبانهاي كشتي ساكت او نوزید. اما كشتي معرفتي او، هنوز اژدهاست كه ميگويند او متولد اين سال است: ۱۳۱۹
من همراهي زيادي با آن نگاه در آن سالها نداشتم. اما پرويز خرسند هر آنچه عدد مبارزاتي بود را با ديگراني از جنس آن روزگار رعايت ميكرد. اين روزها خرسند آرام است. با آن روح بلند و وارستهاش ميتواند زندگي را بچرخاند. تواني كه بايد از معرفتهاي دوره مقاومتش كمك شود. اكنون رسانهها سالارند. در اين دوره رسانهسالاري، رسانهها پيري و جواني اين چريك زنده را دوره كنند. براي فراموشي زود است. پرويز خرسند، مانده از تنديسي است كه فردا بايد در يك بلندي بايستد....
٭پينوشت: آنچه خوانديد يادداشت مسعود كيميايي در بزرگداشت شادروان پرويز خرسند است. در هفته پيشرو، يادداشتهاي بزرگان ديگري كه در مراسم يادبود اين روزنامهنگار قديمي حضور داشتند در همين ستون منتشر ميشود.