ارتباطات را نجات دهيد
فاطمهزهرا جامي
سه ماه سكوت. سه ماهِ تمام اينترنت، اين رگ حياتي قرن بيستويكم، به يك ابزار دستنيافتني تبديل شد. ما دانشجويانِ دانشكده ارتباطات كه تمامِ هستيمان با «ارتباط گرفتن»، «ديده شدن» و «شنيده شدن» گره خورده، در اين سه ماه در يك انزواي تحميلي غرق بوديم. اما انگار تقدير بر اين بود كه وقتي پس از ماهها تلاش براي عبور از سدهاي ديجيتالي، بالاخره به شبكههاي اجتماعي دسترسي پيدا ميكنيم، با خبري مواجه شويم كه داغِ بزرگتري بر دلمان مينشاند؛ خبري كه نشان ميدهد اين «قطع ارتباط»، تنها محدود به پهناي باند نيست؛ اينبار نوبت به «هويت» ما رسيده است. اخبارِ تغييرات ساختاري در تنها دانشكده مستقلِ ارتباطات كشور، مثل آواري بر سرِ ما خراب شد. شنيديم كه قرار است فضاهاي آموزشي و پژوهشي اين خانه، پذيراي واحدهايي باشد كه نه تنها سنخيتي با ذاتِ «ارتباطات» ندارند، بلكه حضورشان، تيشه به ريشه اين دانشكده خواهد زد. صحبت از استقرار «دانشكده بيمه» در قلبِ دانشكده ارتباطات است. سوال من به عنوان كسي كه ديوارهاي اين دانشكده را خانه خود ميداند، اين است: با كدام عقلانيت؟ با كدام منطقِ مديريتي؟ بياييد بدون تعارف و با زباني ساده حرف بزنيم. دانشكده بيمه، با تمام احترامي كه براي جايگاه علمي آن قائليم، چه قرابتي با دغدغههاي رسانهاي، روزنامهنگاري و روابط عمومي دارد؟ چرا بايد فضايي كه ميتواند كارگاههاي عملي، استوديوهاي تخصصي يا شتابدهندههاي استارتآپي بچههاي ارتباطات را در خود جاي دهد، به تصميمي اختصاص يابد كه حاصلِ آن، تنها تضعيفِ كيفيتِ آموزشي در هر دو حوزه خواهد بود؟ پارادوكسِ ماجرا در اينجاست كه محلِ استقرارِ فعلي دانشكده بيمه در ساختمان دانشكده مديريت، بسيار مجهزتر، نوسازتر و حداقل سه برابر وسيعتر از ساختمانِ فرسوده و كم امكانات ماست. سالهاست كه ما دانشجويانِ ارتباطات، با كمبودِ شديدِ زيرساختهاي كارگاهي دستوپنجه نرم ميكنيم. در حالي كه دنيا به سمتِ ادغامِ رسانه و تكنولوژيهاي نوظهور پيش ميرود، ما هنوز درگيرِ ابتداييترين چالشهاي سختافزاري مانند يك پروژكتور يا يك لپتاپ سالم هستيم.
در تمام اين سالها، به جاي آنكه فضاي محدودِ دانشكده را صرفِ ايجادِ كارگاههاي مجهز كنيم، شاهدِ تحميلِ واحدهايي مثل پژوهشكدههاي علوم شناختي يا مجموعههايي بودهايم كه گويي تنها رسالتشان، اشغالِ فضاي تنفسي دانشجويانِ ارتباطات بوده است. حالا در ادامه همان مسير، قرار است هويتِ دانشكده نيز به كما برود. واقعيت اين است كه «دانشكده ارتباطات»، تنها مجموعهاي از كلاسهاي درس و ميز و صندلي نيست؛ اينجا خانهاي است كه قرار است در آن «انديشه رسانهاي» توليد شود. چطور ميتوان از دانشجويي كه درگيرِ جنگِ فضاي فيزيكي براي برگزاري يك كارگاه ساده است يا براي يك تمرينِ استوديويي بايد روزها منتظر بماند، انتظار داشت كه «صدا»ي جامعه باشد؟ وقتي خانه، امن و پويا نباشد، وقتي ساختارها مدام در حالِ دستخوش تغييراتِ غيركارشناسي باشند، خلاقيت در نطفه خفه ميشود.
اين تصميم، بيش از آنكه يك جابهجايي ساده باشد، نشاندهنده يك «نگاهِ تقليلگرايانه» به رشته ارتباطات است. گويي در نگاهِ تصميمگيران، دانشكده ارتباطات صرفا يك «فضاي خالي اداري» است كه ميتوان هر مجموعهاي را در آن قرار داد. آنها نميدانند يا نميخواهند بدانند كه رسانه، نيازمندِ اتمسفرِ خاصِ خود است. استقرارِ واحدهاي غيرمرتبط، نه تنها از كيفيتِ آموزشي ما ميكاهد، بلكه فضاي تعاملِ حرفهاي ما را كه شالوده آموزشِ ارتباطات است، متلاشي ميكند. پرسشِ اصلي ما دانشجويان از مسوولانِ دانشگاه اين است: آيا براي اين تغييرات، پيوسته كارشناسي وجود دارد؟ آيا آثارِ منفي اين همنشيني نامتوازن را بر ظرفيتهاي پژوهشي دانشكده سنجيدهايد؟ يا قرار است هزينه تصميماتِ غيرعقلاني را دانشجو با فرسايشِ روح و روانش پرداخت كند؟ بعد از تعطيلي خانه انديشمندان علوم انساني، حالا نوبت به يگانه سنگرِ ما براي فهمِ جهانِ پيچيده و درهمتنيده رسانه و ارتباطات رسيده است. اجازه ندهيد اين سنگر با تصميماتِ پشت درهاي بسته، به يك بايگاني متروكه تبديل شود. ارتباطات را نجات دهيد؛ پيش از آنكه تنها نامي از آن بر سر درِ دانشكده باقي بماند. ما در اين خانه، چيزي جز «آيندهسازي» نميخواهيم، اما بدونِ اين خانه، ما هم براي آينده، سرگشته و بيقراريم. اميدوارم اين كلمات، پيش از آنكه جابهجاييها نهايي شوند، به گوشِ مسوولاني برسد كه شايد هنوز، «صداي دانشجو» را يكي از اصليترين ستونهاي دانشگاه ميدانند. ارتباطات را نجات دهيد، نه فقط براي ما كه براي آينده رسانهاي اين سرزمين.
دانشجوي روابط عمومي دانشكده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي