شكوهِ ايستادگي
نهادينه شدنِ قدرت در ساختار ايران باعث شد تا نه تنها فرو نريزد، بلكه مقاومت كند. با چنين نگاه تاريخي است كه ميتوان ارزش اين مقاومت را درك كرد و به عمق اين دستاورد پي برد. شكست و پيروزي در چنين جنگهايي را برخي سادهانگارانه تحليل ميكنند و با فهمي نادرست، مفهوم واقعي پيروزي را درك نميكنند.
معناي واقعي پيروزي: آنها آمده بودند نظام خود را حاكم كنند، نفت را با نفتكشهايشان ببرند و ايران را ناتوان و كوچك كنند. پيروزي، همين است كه آنها نتوانستند به اين اهدافِ حداكثري برسند. كساني كه از بيرون به ايران نگاه ميكنند، اين معنا را به خوبي درك ميكنند. براندازان جنگطلب تكليفشان روشن است، اما تاسفآور است كه عدهاي نهتنها به جشن اين پيروزي نمينشينند، بلكه همچنان بذر شك و ترديد ميپاشند.
پيوند ميدان و جامعه: با نگاهي دقيقتر ميتوان دريافت چه عامل مهمي اين مقاومت را ممكن كرد: پيوند توان نظامي، يا به تعبير ديگر «ميدان»، با جامعهاي كه از برخي مطالبات خود گذشت، زخمها را فراموش كرد و حتي بخشي از همين جامعه زير بمبها به خيابان آمد. بخش ديگري از جامعه نيز در زماني كه زير بمباران رواني رويافروشان قرار داشت و فراخوان همراهي با دشمنان داده ميشد، به خيابان نيامد و با سكوت و عدم همراهي خود، يك «نه» بزرگ به دشمنان گفت. اين انسجام، همانجايي است كه شكاف ميان مردم و حاكميت را كه دشمنان با ميلياردها دلار سرمايهگذاري روي آن حساب كرده بودند، پر كرد. يكي ديگر از عواملِ كليدي اين پايداري، نقشآفريني «دولت» به مثابه «لولاي ميدان و جامعه» بود، دولت با تلاشي خستگيناپذير، وظيفه مراقبت همزمان از «ميدان» -كه دفاع از امنيت و تماميت ارضي را برعهده داشت- با جامعه (و حفظ تابآوري آن) را به خوبي به انجام رساند.
توافقي كه حاصل انسجام ايرانيان است: آنچه را كه امروز رييسجمهور ايالاتمتحده -همان كه ميثاق قبلي را لغو و بياثر كرده بود- در كنار امضاي منتخب ملت ايران امضا كرد، نشان از هوش و انسجام ايرانيان دارد. اين دستاورد فرزندان همين سرزمين است؛ همان فرزنداني كه با نثار خون خود، با تحمل رنج و سختي و با به خطر انداختن آبروي خويش، اين پيروزي را رقم زدند.
حافظه تاريخي ملت: ارزش اين دستاورد زماني بيشتر نمود پيدا ميكند كه به ياد آوريم، چهل سال تحريمِ فلجكننده براي به سختي افكندن ايرانيان با قصد به شورش كشاندنِ اين مردم طراحي شده بود. در اين ميان، سوابق همان كساني كه امروز ارزش اين پيروزي بزرگ را ناديده ميگيرند و كام اين ملت را تلخ ميكنند نشان ميدهد كه در گذشته نيز همواره تحريم را نفي كرده و مقصران را مخالفان سياسي خود معرفي ميكردند. همه اينها در حافظه تاريخي ملت ايران ثبت خواهد شد.
چشمانداز آينده: سرآغازي براي ايران نوين: اين پيروزي، ثمره خونِ پاكترين فرزندانِ اين سرزمين و تصميمات حكيمانه رهبري است. اكنون زمانِ آن است كه اين «دفاعِ پيروزمندانه»، به يك «پيشرفتِ ملي» تبديل شود. اين توافق ميتواند سرآغازي باشد براي «ايران نوين»؛ ايراني كه تنها به فكر بازسازي اقتصادي نيست، بلكه با بازسازي اجتماعي و پيوندِ دوباره با متنِ جامعه، ميثاقهاي نوين و پايداري را بنا مينهد. تاريخ ايران، تاريخِ ايستادگي در برابرِ هجومهاست و اكنون، زمانِ آن است كه از اين خاكريزِ پيروزمندانه، به سمتِ افقهاي آباداني عبور كنيم.