شيفتي و نوبتي شدن تلويزيون
مشروط و منوط بر آنكه زنده بودن هر برنامه لحاظ شود. حب و بغضي در دعوت از كارشناسان رخ ندهد. دست برنامهسازان احتمالي باز باشد در حد خطوط قرمز موجود و تعيين شده كه براي اهالي رسانه اين امر بسيار محتمل است كه بتوانند آن را ساماندهي كنند. اين پيشنهاد اگر چوبكاري شود و ضعف و قوتش بررسي، ميتوان به دادههاي بيشماري دست يافت. منتقدان هميشگي تلويزيون از اين گلهمند بودند و هستند كه اين رسانه آنها را نميبيند و از آن طرف نيز طرفداران اين رسانه با همه دست و دلبازي مديران همسو؛ از ملاحظهكاريهايي نالانند. به راستي با كمي دورانديشي ميشود مخاطبان فراري از تلويزيون را بازگرداند. مرجعيت رسانهاي كه هماره در كلام بزرگان عرصه ارتباطات از آن نام برده ميشود را ميتوان احيا كرد. نمونه دمدستي اين پيشنهاد برنامه شيوه شبكه چهار بود كه در دورهاي با همه قهر مخاطب؛ توانست جايگاه قابل قبولي كسب كند. بين اهالي رسانه در دو طيف مدعي سياستورزي در ايران؛ كم نيستند افرادي كه توان برنامهسازي داشته باشند. توان جذب مخاطب گريزپا از رسانه ملي. نامهايي كه در دورههاي مختلف در روزنامههاي گوناگون با شمارگان تكرار ناشدني؛ پرونده حرفهاي و كاريشان مشخص است. هم در گروههاي تحولخواه و هم در سمت اصولگرايان سنتي و ميانهرو هستند افرادي كه ذيل خطوط ترسيم شده مرجعيت از دست رفته رسانه ملي را احيا كنند. اين روزها كه طنين وحدت مردم با دسيسههايي نشانه ميرود بد نيست ميداني هم به ديگران در تلويزيون داد. ديگراني كه طي يك سال گذشته نشان دادهاند دستكمي در وطنپرستي و ايراندوستي از هموطنان داراي تريبون ندارند. با اين توفير كه رسانه و مرجعي براي بيان ديدگاهها ندارند. شيفتي و نوبتي شدن تلويزيون شايد در نگاه اول شدني نباشد ولي مگر ميتوان كتمان كرد كه هر ناشدنياي در ابتداي امر مخالفاني دارد؟ اگر همزمان موافق و مخالف در يك بستر توان واگويه داشته باشند، بسياري از ناشدنها شدني ميشود كه مفهوم رسانه ملي هم جز اين نيست... .