دونالد ترامپ و بناي «دولتِ دروغ» بر ويرانههاي اخلاق
عبدالناصر سعيد
در تئاترِ پردهدري سياستِ مدرن، هيچ صحنهاي مضحكتر از اين نيست كه «دونالد ترامپ»، به عنوان نماد زوال اخلاقي و نهادي، بر مسندِ موعظه بنشيند. هنگامي كه او با استفاده از واژه «تفاله» براي توصيف ملتها، رداي واعظ بر تن ميكند، در واقع در اوجِ «سقوطِ رواني و سياسي» قرار دارد. وقتي در آنكارا از او درباره علت توصيف ايرانيان به اين واژه پرسيدند، پاسخ او غرق در غروري بود كه حتي ابتداييترين قواعد حقيقت را ناديده ميگرفت. لذا، بر ما واجب است كه «آينه» را در برابر چهره او بگيريم؛ تا ببيند كه «تفاله» كسي نيست كه از حاكميت خود دفاع ميكند، بلكه كسي است كه 30 هزار و ۵۷۳ دروغ گفته، در پروندههاي كيفري تجاوز جنسي و حلقههاي مشكوك سوءاستفاده از كودكان درگير بوده و معاملاتِ رشوهآميزي انجام داده كه در شأن رييس يك دولت نيست. اين مقاله تنها يك نوشتار انتقادي نيست، بلكه كالبدشكافي پديدهاي از انحطاط است كه در كالبد او تجسم يافته است.
۱. «جامعهشناسي دروغ»؛ چگونه فريب به يك عقيده حكومتي بدل شد؟ تاريخ رياستجمهوري امريكا هرگز شاهد چنين سقوطِ اعتباري در كاخ سفيد نبوده است. بر اساس دادههاي تيم راستيآزمايي «واشنگتنپست» به رهبري گلن كيسلر، ۳۰,۵۷۳ ادعاي دروغين يا گمراهكننده در دوره نخست او ثبت شده است؛ يعني با معدل فاجعهبار ۲۱ دروغ در هر روز. ترامپ با تكرار ۳۶۰ باره دروغِ «بهترين اقتصاد تاريخ» و ۲۵۵ بار فريب درباره «پرونده روسيه» جهاني موازي ساخت كه در آن حقيقت، نخستين قرباني بود. اين فرسايش اخلاقي در دوره دوم نيز ادامه يافت؛ از ۳۲ دروغ در مصاحبه با مجله «تايم» گرفته تا بيانيههاي پوچ در «نيويوركپست» (ژوئن ۲۰۲۶) . در دوران او، دروغ از يك ابزار سياسي به يك «ساختار بنيادين» براي اداره كشور بدل گشت.
۲. اختاپوسِ كلاهبرداري؛ وقتي اقتصاد به «لانه دزدان» تبديل ميشود- پشت نقاب «ميلياردر خودساخته» هيولايي از كلاهبرداري نهفته بود.
در اوت ۲۰۲۵، محكوميت تاريخي او در پي شكايت لتيشا جيمز، دادستان كل نيويورك، از يك «روش چپاولگرايانه» پرده برداشت كه ترامپ و فرزندانش با دستكاري مداوم ارزش داراييها انجام ميدادند. او براي دستيابي به وامهاي غيرقانوني، ارزش املاك خود را ۳ برابر و ثروت شخصياش را تا ۳.۶ ميليارد دلار بهشكلي كاذب بزرگنمايي كرد. ساختار قضايي دريافت كه سبك زندگي او «كلاهبرداري» است و او را به مدت ۳ سال از فعاليت تجاري در نيويورك منع كرد.
۳. رييسجمهور «بيپرداخت»؛ پارادوكس ۷۵۰ دلار!- در حالي كه شهروندان عادي زير بار ماليات ميسوزند، ترامپ با سوءاستفاده از حفرههاي قانوني، در سالهاي ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ تنها ۷۵۰ دلار ماليات پرداخت كرد و در سال ۲۰۲۰ اين رقم را به «صفر» رساند.
در صحنهاي كه تجسم استيصالِ نهادهاست، او در مه ۲۰۲۶ سازمان مالياتي (IRS) را مجبور كرد تا هرگونه تحقيق درباره ثروت او را متوقف كند. كاهش ۶۳ درصدي «پيگردِ» متخلفان مالياتي ثروتمند در دوران او، اتفاقي نبود؛ بلكه تثبيتِ فرهنگ «مصونيت از مجازات» براي طبقه حاكم بود.
۴. در قعرِ انحطاط؛ سايههاي سياهِ اپستين- سوابق اخلاقي ترامپ فصلي از منزجركنندهترين تاريخ را نمايان ميكند. محكوميت او به پرداخت ۸۳.۳ ميليون دلار غرامت به «اي. جين كارول» تنها نوك كوهيخ است؛ دادگاه تجديدنظر در سپتامبر ۲۰۲۵ رفتار او را «در بالاترين سطح انحطاط و بيسابقه» توصيف كرد. اما تاريكترين بخش، پيوند ناگسستني او با جفري اپستين است؛ جايي كه ۸ سفر هوايي با هواپيماي اختصاصي اپستين، حضور «گيسلين ماكسول» در اين پروازها و ذكر نام ترامپ به دفعات ۱,۸۰۰ بار در پروندههاي اپستين، از غرق شدن او در مرداب فساد اخلاقي هيچ شك و ترديدي باقي نميگذارد.
۵. «بازار مكاره» كاخ سفيد؛ قدرت در مزايده عرضه و تقاضا- ترامپ سياستورزي را به «كالا» تبديل كرد. در جولاي ۲۰۲۶، افشاگريها نشان داد كه او ۱.۴ ميليارد دلار از طريق ارزهاي ديجيتال ($TRUMP) به جيب زده است. ثروت او در دو سال (۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶) از ۲.۳ به ۶.۵ ميليارد دلار جهش كرد؛ چيزي كه كميته نظارتي كنگره آن را «بالاترين سطح فساد در تاريخ» ناميد. همچنين پذيرش هديه ۴۰۰ ميليون دلاري (هواپيماي بوئينگ ۷۴۷-۸) از سوي قطر در مه ۲۰۲۵، بزرگترين نقض قانون اساسي در تاريخ مدرن امريكا بود، جايي كه شكوه دولت در برابر طمع فردي قرباني شد.
۶. ويرانگري سيستماتيك؛ خرد كردنِ ستونهاي نظم بينالمللي- طبق گزارش سال ۲۰۲۶ «هيومن رايتس واچ»، ترامپ معمار فروپاشي نظام جهاني حقوق بشر است. خروج او از ۶۶ سازمان بينالمللي (از جمله WHO، يونسكو و UNRWA) يك گام سياسي نبود، بلكه تلاشي براي بازگرداندن جهان به عصر استبداد بود. او همچنين با بركناري بازرسان كل، تلاش كرد تا مانع از نظارت بر «صندوق ۱.۷۷ ميليارد دلاري» مرتبط با پروندههاي فساد خود شود.
۷. شريك جنايت؛ غزه به مثابه الگوي وحشيگري- اوج سقوط ارزشهاي انساني در حمايت ترامپ از جنايات در غزه تجلي مييابد. او تنها يك متحد نيست، بلكه محرك اصلي ماشين كشتار اسراييل است. ارسال ۲۱ ميليارد دلار كمك نظامي، استفاده از ۶ حق وتو عليه آتشبس و افتخار به محمولههاي مرگبار در سخنراني ژوئن ۲۰۲۶، او را شريك مستقيم در خونِ ريختهشده ۷۳ هزار شهيد و ۱۸۰ هزار مجروح غزه ميكند. توصيف قربانيان به عنوان «تفاله»، در حالي كه او هزينه تخريب سيستماتيك يك ملت را تأمين ميكند، نشاندهنده ذهنيتي است كه از تمام مرزهاي انساني عبور كرده است.
فرجام: آينهاي كه سازش نميكند- هرگاه ترامپ دهان به تحقير ديگران ميگشايد، در واقع در حال توصيف دقيق خويشتن است. ارقام دروغناپذير، جرايم مالي و اخلاقي مستند، و خونهاي ريخته شده در غزه، همگي تأييد ميكنند كه ما با پديدهاي روبهرو هستيم كه «منحطترين» چهره قرن بيست و يكم است. ترامپ تنها يك سياستمدار نيست، بلكه بازتاب زماني است كه در آن انحطاط، كت و شلوار رسمي به تن كرده است. هرچند او بخواهد واقعيت را جعل كند، حقيقت ثابت ميماند: او همان «تفالهاي» است كه جهان را به مرداب فساد خود ميخواند، اما تاريخ - و تنها تاريخ - كفايت ميكند تا اين آوار را از خود دور كند.