ادامه از صفحه اول
امريكا و پارادوكس «مذاكره-جنگ»
حال، پرسش حياتي اين است كه در برابر چنين قدرت جهاني «تفاهمشكني» چه بايد كرد؟ آيا ميتوان با خوشبيني به آتشبسي نگريست كه تنها پلي به سوي جنگي ديگر است؟ ما نبايد پرچم مذاكره را پايين بكشيم؛ اما اين ديپلماسي بايد در امتدادِ مقاومت و دفاع از تماميت ارضي باشد. بايد بپذيريم كه با طرفي طرف هستيم كه مذاكره را با آتش گلوله پاسخ ميدهد. بنابراين، اولويت اول، آمادهسازي براي يك تقابل طولانيمدت است.
ما بايد با تمام ظرفيت، نظام تبليغاتي امريكا را در سطح جهاني افشا كنيم. دنيا بايد بداند كه عامل اصلي تكرار جنگ و شكست تفاهمنامهها، سياستِ «مذاكره- جنگ» واشنگتن است. اگر اين راهبردِ تزويرآميز براي افكار عمومي جهان شفاف شود، مشروعيتِ حضورِ امريكا در منطقه بيش از پيش زير سوال خواهد رفت. مسيرِ ديپلماسي نبايد مسدود شود، اما اين مسير نبايد راه را بر هوشياري ما در برابر دسيسههاي تكراري دشمن ببندد.
رويابافي و خوشخيالي ترامپ
در چنين حالتي اگر شوراي امنيت سازمان ملل ناتوان از بيرون كردن دشمن باشد كشوري كه با ورود دشمن روبهرو شده ميتواند از توان نظامي خود با تمركز بر جنگ نامتقارن، موشك و پهپاد و تاكتيكهاي جنگ توسط نيروهاي نظامي و چريكي بهره بگيرد و دشمن را در خاك خود نابود كند. مسلما ترامپ كه در داخل امريكا با مشكلات و مخالفتهاي بسيار روبهرو است به هيچوجه نميتواند در جنگي طولاني با استفاده از سربازاني كه در خطر كشته شدن قرار ميگيرند وارد شود. در نتيجه بايد پذيرفت كه هر نوع تلاش رييسجمهور امريكا براي رويارويي با ايران در خليج فارس قماري بزرگ به حساب ميآيد كه باعث شكست و سرافكندگي امريكا ميشود.
البته ايرانیها با تمثيلها و ضربالمثلهاي غني خود از هماكنون پيشبيني اين شكست را براي رييسجمهور امريكا كردهاند كه ميگويند: «شتر در خواب بيند پنبه دانه، گهي لپ لپ خورد گهي دانه دانه».