• 1405 چهارشنبه 11 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6374 -
  • 1405 سه‌شنبه 30 تير

«اعتماد» در گفت‌وگو با سيدجلال ساداتيان بررسي می‌کند

ميدان و ديپلماسي؛ دو بال بازدارندگي

نوشين محجوب

 در ميانه تنش‌هاي فزاينده و تبادل آتش ميان ايران و امريكا، وزير خارجه قطر اعلام كرد كه اين كشور بسته پيشنهادي جديدي را براي آتش‌بس و كاهش تنش‌ها دراختيار طرفين قرار داده است. براساس اين طرح، پيشنهاد مي‌شود كه ايالات‌متحده حملات خود را متوقف كرده و در مقابل، جمهوري اسلامي ايران متعهد خواهد شد تا به مدت ۱۰ روز دو مسير كشتيراني در تنگه هرمز را مفتوح نگه دارد. تاكنون مقامات رسمي جمهوري اسلامي ايران و ايالات‌متحده امريكا واكنش علني به اين موضع‌گيري نشان نداده‌اند، اما اسماعيل بقايي، سخنگوي دستگاه ديپلماسي كشورمان در اين باره گفت كه ميانجي‌ها كماكان براي كاهش تنش‌ها فعاليت دارند با اين حال ايران در ميدان براي توقف جنايات امريكا فعاليت دارد و در حوزه ديپلماسي نيز از هيچ تلاشي فروگذار نمي‌كند، از همين رو به نظر مي‌رسد تحركات ديپلماتيك همزمان با كنش‌هاي نظامي در منطقه به سطحي كم‌سابقه ارتقا يافته است. در همين راستا، رسانه‌ها از سفر قريب‌الوقوع علي الزيدي، نخست‌وزير عراق به تهران خبر مي‌دهند. برخي ناظران بر اين باورند كه اين سفر در ادامه سفر اخير نخست‌وزير عراق به واشنگتن و حصول توافقاتي با اين كشور مي‌تواند در ميانه بحران حاكم حامل سيگنالي باشد، از همين رو گروهي از ناظران زيدي را حامل پيام امريكا براي ايران قلمداد مي‌كنند؛ فرضيه‌اي كه هنوز تاييد نشده است. همزمان، تحولات ميداني تداوم يافته است. بامداد يكشنبه، نيروهاي امريكايي به سايت هسته‌اي در حال احداث دارخوين (واقع در شادگان، استان خوزستان) حمله كردند؛ اقدامي كه ازسوي سازمان انرژي اتمي ايران مغاير با موازين حقوق بين‌الملل ارزيابي شده و كاظم غريب‌آبادي، معاون وزير امور خارجه نيز با تاكيد بر حق پاسخ، اعلام كرد كه جمهوري اسلامي ايران «اقدام مقتضي» را به انجام خواهد رساند. آژانس بين‌المللي انرژي اتمي نيز بررسي ابعاد اين حمله و ميزان خسارات وارده را در دستور كار قرار داده است. در همين راستا رافائل گروسي، مديركل آژانس نيز در واكنش به اين رويداد تصريح كرده كه در زمان وقوع حمله، هيچ‌گونه مواد هسته‌اي در اين سايت وجود نداشته و در نتيجه خطري از حيث آلودگي راديولوژيك گزارش نشده است؛ با اين حال، او بر ضرورت پايبندي به قواعد و مقررات بين‌المللي در زمينه حفاظت از تاسيسات هسته‌اي صلح‌آميز تاكيد كرده است. از منظري ديگر و در شرايطي كه بسياري از ناظران به دنبال روزنه‌اي براي پايان يا كاهش تنش در منطقه هستند، روزنامه واشنگتن‌پست نيز به نقل از مقامات و كارشناسان امريكايي آشنا با مباحث داخلي دولت دونالد ترامپ گزارش داده كه ايالات‌متحده در حال برنامه‌ريزي براي سناريوهاي تقابل گسترده‌تر با جمهوري اسلامي ايران است و پنتاگون به ‌طور همزمان بر شمار و استقرار هواپيماهاي نظامي خود در منطقه افزوده است. اين درحالي است كه برخي كارشناسان نظامي، ازجمله ست جونز از مركز مطالعات استراتژيك و بين‌المللي، نسبت به محدوديت‌هاي امريكا براي ورود به يك عمليات زميني گسترده در خاك ايران و مخاطرات ناشي از واكنش‌هاي متقابل هشدار داده‌اند. در همين حال، ماركو روبيو، وزير امور خارجه امريكا تاكيد كرده كه واشنگتن با وجود تداوم حملات (براي نهمين شب متوالي)، همچنان از راه‌حل‌هاي ديپلماتيك استقبال مي‌كند. اما از طرفي در صحنه ديگري از ماجرا، ائتلاف گروه‌هاي همسو با جمهوري اسلامي در عراق (معروف به مقاومت اسلامي عراق) هشدار داده كه در صورت گسترش حملات امريكا، منافع و پايگاه‌هاي اين كشور در عراق و سطح منطقه را هدف قرار خواهد داد.‌اين موضع‌گيري در‌حالي اتخاذ شد كه پيش‌تر برخي تحليلگران نسبت به كنش محور مقاومت بالاخص حوثي‌ها در يمن در برابر جاه طلبي‌هاي امريكا در برابر ايران هشدار داده و تاكيد داشتند كه بعد از تنگه هرمز، باب‌المندب نيز ممكن است توسط انصار‌الله مسدود شود و اقتصاد جهاني را بيش از اين به لرزه در آورد. حال با توجه به تحولات پيچيده و در عين حال پرشتاب هم در ميدان و هم در عرصه ديپلماسي روزنامه اعتماد با هدف بررسي آخرين تحولات و سناريوهاي پيش‌رو با سيد جلال ساداتيان، سفير پيشين ايران در بريتانيا، ديپلمات باسابقه و كارشناس روابط بين‌الملل، گفت‌وگو كرده است.

جلال ساداتيان، سفير سابق ايران در بريتانيا و تحليلگر مسائل بين‌الملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره خبر پيشنهاد آتش‌بس تازه ازسوي قطر به تهران و واشنگتن، در شرايطي كه حضور جنگنده‌ها و سوخت‌رسان‌هاي امريكايي در منطقه و كشته شدن چند نظامي امريكايي هزينه سياسي سنگيني براي ترامپ ايجاد كرده، توضيح داد كه «بهترين زمان براي ورود به توافق، زماني است كه دستاوردي در ميدان حاصل شده و طرف مقابل در موقعيت دشوار قرار دارد.»
 به گفته او، در بسياري از تجربه‌هاي تاريخي، جنگ و ديپلماسي همزمان يا پشت سر هم پيش رفته و براي ايران نيز باتوجه به شرايط خاص خود، بايد چنين باشد؛ يعني استفاده حداكثري از دستاوردهاي ميداني براي تثبيت منافع در ميز مذاكره، بدون توهم درباره تسليم كامل امريكا.
اين كارشناس در ادامه يادآور مي‌شود كه سابقه عدم پايبندي واشنگتن به تعهدات و «عدول پس از امضا» باعث شده اعتماد به امريكا عملا موضوعيتي نداشته باشد؛ به ‌ويژه آنكه ترامپ همچنان به قدرت سخت خود اتكا دارد و هر توافقي را فرصتي براي نفس گرفتن و تجديد قوا مي‌بيند. 
ساداتيان با اشاره به نقش قطر -و پيش‌تر پاكستان- به عنوان ميانجي مي‌گويد: اين كشورها عمدتا براي امنيت و منافع خود وارد ميدان شده‌اند، اما اگر اين‌بار بتوانند توافقي «بدون قصد فريب» و همراه با ضمانت‌هاي مشخص براي كاهش تنش و بازگرداندن شرايط منطقه به وضعيتي قابل‌قبول فراهم كنند، مي‌توان از اين ابتكار استفاده كرد؛ مشروط بر آنكه توافق صرفا به ابزاري براي نمايش پيروزي ترامپ در آستانه انتخابات تبديل نشود.
ساداتيان با اشاره به وضعيت داخلي امريكا و انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره ادامه مي‌دهد كه جمهوري‌خواهان «در موقعيت خوبي نيستند» و محبوبيت ترامپ و حزب او «به ‌طور قابل‌توجهي كاهش يافته» است؛ اختلاف آرا با دموكرات‌ها بيشتر شده و اين شرايط براي او مطلوب نيست، از همين رو خطر آن وجود دارد كه دولت امريكا از هر آتش‌بسي صرفا براي خريد زمان استفاده كند و پس از تغيير شرايط، به «تهاجم جديد و نقض عهد مجدد» روي آورد. 
به گفته او، اين تجربه‌ها حكم مي‌كند كه مساله اعتماد كنار گذاشته شود و تمركز بر «تضمين‌هاي قابل اتكا» باشد؛ يعني توافقي كه امكان نقض يك‌جانبه و بازگشت سريع به تشديد تنش را براي واشنگتن كاهش دهد.
اين تحليلگر با تاكيد بر اينكه ايران نيز «همواره تمايل نداشته در وضعيت تنش دايم» بماند و از نظر اصولي خواهان جلوگيري از تخريب‌هاي بيشتر است، اضافه مي‌كند: اگر توافقي با همان شرايط اوليه مطرح‌ شده، يعني كاهش واقعي حملات و تضمين‌هاي روشن، امكان‌پذير باشد، حركت به سمت آن «اشكالي ندارد» و مي‌تواند از آسيب‌هاي بيشتر به كشور و منطقه جلوگيري كند. در عين حال ساداتيان هشدار مي‌دهد حضور سوخت‌رسان‌هاي بيشتر و احتمال هماهنگي‌هاي گسترده‌تر امريكا با اسراييل براي حملات سنگين نشان مي‌دهد خطر تشديد جنگ پابرجاست و هر توافقي اگر به‌ درستي طراحي نشود، ممكن است صرفا تعويق كوتاه‌مدت درگيري باشد، نه راه‌حلي پايدار. ساداتيان در ادامه با اشاره به برخي مخالفت‌هاي داخلي با ديپلماسي مي‌گويد: در داخل ايران نيز «جريان‌هايي دايما سر و صدا و جنجال مي‌كنند» و مي‌گويند نبايد به ديپلماسي اعتنا كرد، در حالي كه رهبري بر ضرورت حفظ وحدت و اجازه دادن به دستگاه ديپلماسي براي انجام كار خود تاكيد كرده‌اند. به باور او، در چنين شرايطي، تركيب هوشمندانه مقاومت در ميدان و استفاده سنجيده از فرصت‌هاي آتش‌بس -با تضمين‌هاي جدي- مي‌تواند هم فشارهاي نظامي را كاهش دهد و هم امكان تثبيت دستاوردهاي ايران را در سطح سياسي و حقوقي فراهم كند.  جلال ساداتيان، سفير سابق ايران در بريتانيا و تحليلگر مسائل بين‌الملل، در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره نقش اسراييل در تشديد بحران و گزارش‌هاي رسانه‌هاي غربي از آمادگي تل‌آويو براي رويارويي تمام‌عيار، تاكيد مي‌كند: بايد اين متغير را «جدي و در عين حال واقع‌بينانه» ديد. 
به گفته او، امريكا امكانات قابل‌توجهي دراختيار اسراييل قرار داده؛ از هواپيماهاي اف-۳۵ گرفته تا سامانه‌هاي سوخت‌رسان و پشتيباني‌هاي اطلاعاتي و اگر اين مجموعه در كنار شبكه عمليات مشتركي كه امروز امريكا در منطقه فعال كرده قرار بگيرد، ظرفيت تحريم‌ها، حملات و حتي ترور چهره‌هاي سياسي و نظامي ايران مي‌تواند به‌ طور قابل‌توجهي افزايش يابد. اين كارشناس با توصيف اسراييل به عنوان «يك موجوديت خبيث كه به هيچ معيار و قاعده‌اي پايبند نيست» يادآور مي‌شود: بخش مهمي از اين رفتار، محصول حمايت‌هاي گسترده واشنگتن است و هرقدر بتوان اين بازيگر را از درگيري مستقيم در جنگ جاري دور نگه داشت، به نفع كاهش دامنه تخريب‌ها خواهد بود. 
ساداتيان مي‌گويد: اخبار موجود نشان مي‌دهد هنوز به اسراييل به‌ طور رسمي «اجازه ورود كامل» به اين رويارويي داده نشده يا دست‌كم تل‌آويو آمادگي‌هاي لازم براي ورود مستقيم را ندارد؛ خود اسراييل نيز درگير بحران‌هاي داخلي است، ازجمله پرونده‌هاي قضايي، اختلافات سياسي و انحلال كنست و برگزاري انتخابات جديد، كه بخشي از انرژي و تمركزش را مصرف مي‌كند.
او با هشدار نسبت به «ساده‌انگاري» درباره نيت‌هاي تل‌آويو تاكيد كرد كه اسراييل همواره در پي فرصت‌هاي تازه براي گسترش ميدان فشار عليه ايران بوده و اين واقعيت بايد ايران را هوشيارتر كند؛ اما در عين حال، ساداتيان مي‌گويد عقلانيت سالم حكم مي‌كند هر فرصتي كه بتواند جلوي تخريب‌هاي بيشتر را بگيرد، جدي گرفته شود. به تعبير او، سياست معقول اين است كه ايران همزمان با رصد و مهار تلاش‌هاي امريكا و اسراييل براي تجهيز مجدد و آغاز حملات در يك فرصت بهتر، از هر سازوكار كاهش تنش كه بتواند مانع «دوباره تجهيز شدن و آغاز موج جديد حملات» شود، بهره ببرد؛ يعني تركيب هوشياري امنيتي با استفاده حداكثري از فرصت‌هاي ديپلماتيك براي محدود كردن نقش تل‌آويو در صحنه درگيري.
جلال ساداتيان، سفير سابق ايران در بريتانيا در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره سفر پيش‌روي نخست‌وزير عراق به تهران، درحالي كه او پيش‌تر سفري به امريكا داشته است، اين رفت‌وآمد را «داراي اهميت جدي» مي‌داند و مي‌گويد: باتوجه به روابط همسايگي و نفوذ گسترده ايران در عراق، طبيعي است كه چنين سفري به چشم تهران و واشنگتن هر دو مهم باشد. به گفته او، عراق از يك‌سو به دليل نقش امريكا در سرنگوني رژيم صدام نوعي «بدهكاري سياسي» نسبت به واشنگتن دارد و امريكايي‌ها از اين زاويه و از طريق نفوذ اقتصادي، تلاش مي‌كنند بغداد را در مدار خود نگه دارند؛ ازسوي ديگر، ايران نيز در ابعاد مختلف سياسي، امنيتي، فرهنگي و مذهبي در عراق نفوذ عميقي دارد و اين كشور را صرفا يك شريك اقتصادي نمي‌بيند، بلكه يك همسايه استراتژيك در قلب معادلات منطقه‌اي تلقي مي‌كند.اين كارشناس با اشاره به قراردادهاي انرژي و خطوط لوله، ازجمله توافق‌هايي كه نخست‌وزير عراق براي فعال‌سازي خط لوله‌ها و مسيرهاي دورزننده تنگه هرمز با سوريه پيگيري كرده، يادآور مي‌شود كه اين طرح‌ها بخشي از تلاش گسترده‌تر برخي كشورها - ازجمله امريكا و دولت‌هاي عربي- براي كاهش اهميت ژئوپليتيك هرمز است و ايران «كاملا متوجه اين قضايا»ست. در عين حال، او تاكيد مي‌كند روابط تهران و بغداد را نبايد به يك بعد اقتصادي يا صرفا فرهنگي تقليل داد؛ اين روابط ابعاد استراتژيك و امنيتي جدي دارد و هر تغييري در موضع بغداد، مي‌تواند بر جايگاه ايران در معادلات خليج‌فارس و عراق اثر بگذارد. ساداتيان در ارزيابي امكان انتقال پيام توسط بغداد به تهران به «اعتماد» گفت: امريكا تاكنون پيام‌هاي خود را از كانال‌هاي مختلفي مانند پاكستان، قطر، مصر و حتي تركيه به ايران منتقل كرده و عراق نيز پيش‌تر آمادگي خود را براي ايفاي نقش ميانجي اعلام كرده بود؛ بنابراين بعيد نيست نخست‌وزير عراق «حامل پيامي تازه ازسوي واشنگتن» باشد، به‌ ويژه پس از ديدار اخيرش با دونالد ترامپ در امريكا. با اين حال، او اضافه مي‌كند هنوز نشانه قطعي براي انتقال پيام به تهران در دست نيست، اما با توجه به پيچيدگي روابط سه‌جانبه ايران، عراق و امريكا، اين احتمال را نمي‌توان ناديده گرفت و سفر پيشِ‌رو را بايد در چارچوب تلاش‌ها براي مديريت بحران و بازآرايي موازنه‌ها در منطقه ديد. اين تحليلگر مسائل بين‌الملل، در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره سناريوهاي ناشي از دور تازه تنش ميان تهران و واشنگتن و اهداف واقعي دونالد ترامپ توضيح داد كه رويكرد فعلي امريكا را بايد در چارچوب شعار «اول امريكا» و تلاش براي كاهش هزينه‌ها، افزايش درآمدها و مهار رقبا براي حفظ برتري مطلق ايالات‌متحده فهميد. به گفته او، ترامپ مي‌پندارد مي‌تواند پرونده ايران را مانند برخي موارد ديگر - از ونزوئلا تا غزه و اوكراين- در يك فضاي دستوري حل كند؛ يعني تصور دارد كافي است دستور بدهد تا صحنه تغيير كند، در حالي كه شرايط ايران و نوع برخورد تهران با بحران، با آن نمونه‌ها كاملا متفاوت است.ساداتيان با اشاره به اهداف اعلام ‌نشده واشنگتن اضافه مي‌كند كه امريكا و متحدانش در آغاز رويارويي به ‌دنبال براندازي حاكميت ايران و جايگزيني آن با نيرويي بوده‌اند كه «پشت فرمان آنها» بنشيند؛ ذهنيتي كه گويي هنوز در فضاي كودتاهايي مانند ۲۸ مرداد و تغييرات از بيرون حركت مي‌كند. 
او در ادامه تاكيد مي‌كند: ارزيابي‌هاي آنها از ساختار و مقاومت جامعه و حاكميت ايران نادرست بوده و تهران براساس «حقوق حقه خود» ايستادگي جدي نشان داده است؛ هر چند خساراتي را متحمل شده، اما برخلاف تصور اوليه واشنگتن، توانسته دستاوردهاي مهمي -از‌جمله در كنترل بر تنگه هرمز و اعمال فشار بر شريان‌هاي انرژي- به دست بياورد و همين ناكامي‌ها، عصبانيت و خشونت بيشتر امريكا را دامن زده است. اين عضو پيشين دستگاه ديپلماسي ايران ادامه مي‌دهد: حملات امريكا به زيرساخت‌هاي آموزشي، خوابگاه‌ها و اهداف غيرنظامي، همراه با حملات به مراكز نظامي، مصداق نقض قواعد جنگ و بسياري معيارهاي حقوق بشري است؛ در نتيجه، در حالي كه واشنگتن مدعي دفاع از مردم ايران و حقوق بشر است، خود به عنوان عامل «جنايت‌هاي جنگي» معرفي مي‌شود. 
او يادآور مي‌شود: در مقابل، ايران نيز اعلام كرده هر پايگاه و كشوري كه از خاك آن حمله‌اي به ايران صورت گيرد، هدف مشروع خواهد بود و بر همين اساس، برخي پايگاه‌هاي امريكا در كشورهاي همسايه را در تيررس قرار داده و پيام‌هاي مستقيمي به دولت‌هاي منطقه فرستاده است تا به واشنگتن فشار بياورند و مانع تداوم اين روند شوند.
ساداتيان با تاكيد بر محدوديت‌هاي داخلي و خارجي ترامپ مي‌گويد: رييس‌جمهور امريكا علاوه بر مخالفت‌ها و مقاومت كنگره، با فشارهاي فزاينده بين‌المللي و نگراني اقتصاد جهاني از افزايش بهاي انرژي روبه‌رو است؛ نه ناتو و نه بسياري از كشورهاي آسيايي همراهي كامل با او نكرده‌اند و حتي بخشي از اروپا، ازجمله فرانسه، نسبت به مشاركت در برخي طرح‌هاي پرهزينه او ترديد جدي نشان داده‌اند؛ پيام آشكار اين رفتارها آن است كه «اين حركت، حركت جهان نيست» و درنهايت راه‌حل، بازگشت به ميز مذاكره و توافق‌هاي سياسي است. ‌اين ديپلمات پيشين مي‌افزايد: تجربه تلاش‌هاي قبلي، ازجمله ابتكارهايي مانند نقش‌آفريني پاكستان در برخي توافق‌هاي جزيي، نشان داده مسير پايدار نه در تشديد جنگ كه در گشودن كانال‌هاي جداگانه براي توافق و كاهش تنش است؛ مسيري كه اگر واشنگتن به آن تن ندهد، به تعبير او، تنها بر حجم اشتباهات استراتژيك خود در قبال ايران خواهد افزود. جلال ساداتيان، سفير سابق ايران در بريتانيا و تحليلگر مسائل بين‌الملل، در توضيح سناريوي فرضي «ورود زميني امريكا به خاك ايران» و گسترش دامنه درگيري مي‌گويد: واشنگتن با تجمع گسترده نيرو در منطقه، ازجمله در شرق ايران و محورهاي شمالي، براي فشار حداكثري آماده شده بود، اما با مقاومت جدي تهران و مخالفت برخي بازيگران كليدي، ازجمله پاكستان، نتوانست طرح‌هاي اوليه خود را پيش ببرد.  به گفته او، ايران در چنين وضعيتي علاوه بر توان دفاع مستقيم، از «اهرم‌هاي محور مقاومت» برخوردار است؛ ازجمله ظرفيت حوثي‌ها و انصارالله يمن براي تهديد يا حتي بستن باب‌المندب در صورت عبور امريكا از خطوط قرمز و حمله به زيرساخت‌هاي انرژي ايران، گزينه‌اي كه به‌ گفته ساداتيان «كاملا محتمل» است و در محاسبات واشنگتن و كشورهاي خليج‌فارس حضور دارد.
اين ديپلمات پيشين كشورمان درباره كنش احتمالي كشورهاي حاشيه خليج‌فارس و ساير بازيگران منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي تاكيد مي‌كند: اين دولت‌ها بين ترس از بسته شدن تنگه هرمز و نگراني از تبديل شدن به ميدان تلافي ايران در رفت‌وآمدند. از يك‌سو تحت فشار امريكا هستند تا در ائتلاف‌هاي نمادين يا عملي عليه ايران مشاركت كنند و مسيرهاي جايگزين براي هرمز -از خطوط لوله تا بنادر جديد- را فعال سازند؛ از سوي ديگر مي‌دانند هرگونه ورود يك‌جانبه به جنگ، آنها را در معرض پاسخ مستقيم تهران و محور مقاومت قرار مي‌دهد و اقتصاد نفتي‌شان را با ريسك‌هاي بلندمدت روبه‌رو مي‌كند. ساداتيان مي‌گويد: در چنين شرايطي، ايران بايد علاوه بر استفاده از اهرم‌هاي سخت، ديپلماسي فعال منطقه‌اي را جدي بگيرد تا هم مانع شكل‌گيري اجماع كامل عليه خود شود و هم نشان دهد راه‌حل واقعي، ايجاد سازوكار مشترك براي مديريت هرمز است، نه حذف ايران از معادلات امنيتي.
او با اشاره به چندپارگي داخلي امريكا و وضعيت ترامپ در آستانه انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره، توضيح مي‌دهد كه رييس‌جمهور امريكا در داخل با «چالش‌هاي جدي» مواجه است؛ محبوبيتش در حزب جمهوري‌خواه كاهش يافته، بخشي از سناتورها و چهره‌هاي محافظه‌كار از او فاصله گرفته‌اند و دموكرات‌ها اميدوارند در صورت شكست جمهوري‌خواهان، زمينه را براي فشارهاي حقوقي و حتي استيضاح فراهم كنند. در چنين فضايي، هرگونه تشديد جنگ با ايران نه‌فقط يك ريسك خارجي، بلكه يك موضوع مناقشه‌انگيز داخلي است كه مي‌تواند شكاف در واشنگتن را عميق‌تر كند و هزينه‌هاي سياسي ترامپ را بالا ببرد؛ به همين دليل، به‌گفته ساداتيان، تهديد حمله زميني بيشتر نقش اهرم فشار دارد تا يك طرح عملياتي قطعي.
در جمع‌بندي، اين كارشناس تاكيد مي‌كند: ايران بايد همزمان سه مسير را پيش ببرد: تقويت توان دفاعي و بازدارندگي در برابر سناريوهاي زميني و دريايي؛ استفاده هوشمندانه از ظرفيت محور مقاومت، به ‌ويژه در هرمز و باب‌المندب، بدون افراطي كه اجماع جهاني عليه ايران بسازد و فعال نگه ‌داشتن ديپلماسي براي تبديل قدرت ميداني به امتيازات پايدار در ميز مذاكره. به باور او، اگر تهران نتواند از اين برگ‌هاي ژئوپليتيكي براي تثبيت جايگاه خود در نظم انرژي خليج‌فارس بهره ببرد، خطر آن وجود دارد كه در بلندمدت مسيرهاي جايگزين و ائتلاف‌هاي محدود، كارايي اين ابزارها را كاهش دهند؛ اما هنوز فضا براي طراحي يك سازوكار مشترك و بازگشت مرحله‌اي به مذاكره «كاملا بسته نشده است.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون