خشونتي كه فقط يك قرباني ندارد
مطهره واعظيپور
اين روزها خبر دستگيري مردي كه در لايو اينستاگرام زنان را مورد ضرب و شتم قرار ميداد، به سرعت در فضاي مجازي منتشر شده است. تصاوير لايوها، لحظه دستگيري و مصاحبه او پس از بازداشت، بارها و بارها دست به دست ميشود؛ تصاويري كه دل بسياري را به درد آورده، اما در كنار اين شوك، پرسشهاي مهمتري نيز مطرح ميشود.نخست اينكه اين فرد تا پيش از دستگيري چند زن را در فضاي مجازي و خارج از آن مورد آزار و خشونت قرار داده بود؟ دوم اينكه سرنوشت زناني كه قرباني او شدهاند چه خواهد شد؟ آيا براي درمان آسيبهاي روحي و جسمي آنها برنامهاي وجود دارد؟ و سوم اينكه اگر پليس فضاي مجازي وظيفه رصد چنين جرايمي را بر عهده دارد، چرا اين روند تا جايي ادامه پيدا كرد كه افكار عمومي و كاربران شبكههاي اجتماعي به موضوع واكنش گسترده نشان دادند و پس از آن شاهد بازداشت اين فرد بوديم؟ تصاوير منتشر شده نشان ميدهد مردي روبهروي دوربين لايو اينستاگرام نشسته و زني كه با تمام توان تلاش ميكند چهرهاش ديده نشود، در كنار او قرار دارد. ناگهان مرد بدون هيچ دليلي شروع به ضرب و شتم زن ميكند و همزمان با استفاده از الفاظ ركيك، او را تحقير ميكند. اينكه اين فرد دچار چه اختلال يا آسيب رواني است، موضوعي است كه بايد متخصصان درباره آن اظهارنظر كنند؛ اما هيچ اختلالي نميتواند توجيه كننده خشونت عليه انسان ديگري باشد و نبايد به ابزاري براي فرار از مسووليت و مجازات قانوني تبديل شود. اما مساله اصلي فقط اين مرد نيست؛ مساله، زناني هستند كه قرباني اين خشونت شدهاند و شايد سالها آثار آن را با خود حمل كنند.بدون ترديد، وقتي اين تصاوير منتشر شد، تن بسياري از زنان از ترس و خشم لرزيد. جامعه زنان بيش از هميشه با اين پرسش روبهرو شد كه اگر چنين خشونتي ميتواند با اين صراحت مقابل دوربين و در برابر هزاران بيننده رخ بدهد، پس پشت درهاي بسته چه اتفاقاتي ميافتد كه هرگز ديده نميشود؟ سالهاست زنان به دليل ترس از قضاوت، حفظ آبرو، فشار خانواده يا بياعتمادي به روند رسيدگي، از شكايت صرفنظر كردهاند. بارها شنيدهايم يا ديدهايم زني مورد آزار قرار گرفته اما سكوت كرده است؛ نه به اين دليل كه حقي نداشته، بلكه چون احساس كرده هزينه مطالبه حقش از خود خشونت كمتر نيست. جامعه زنان در اين پرونده بيش از هر زمان ديگري منتظر يك پيام روشن است؛ اينكه قانون در كنار قرباني ميايستد، نه اينكه تنها پس از وايرال شدن يك ويدیو وارد عمل شود. عدالت زماني معنا پيدا ميكند كه قرباني براي ديده شدن مجبور نباشد رنج خود را در معرض ديد ميليونها نفر قرار بدهد. اين پرونده نبايد با صدور يك حكم و چند خبر رسانهاي به پايان برسد. لازم است ابعاد ديگر آن نيز بررسي شود؛ از شناسايي تمام قربانيان احتمالي گرفته تا ارائه حمايتهاي رواني، حقوقي و اجتماعي براي زناني كه آسيب ديدهاند. همچنين بايد مشخص شود چه خلأهايي در نظارت، آموزش و پيشگيري وجود داشته كه چنين فردي توانسته بارها خشونت خود را به نمايش بگذارد. امروز جامعه تنها خواهان مجازات يك متهم نيست؛ جامعه انتظار دارد اين پرونده به نقطهاي براي بازنگري در برخورد با خشونت عليه زنان تبديل شود. اگر اين اتفاق رخ ندهد، فردا ممكن است نام ديگري جايگزين اين نام شود و باز هم شاهد تكرار همان تصاوير تلخ باشيم. خشونت عليه زنان يك مساله شخصي يا خانوادگي نيست؛ زخمي است بر پيكر جامعه. سكوت در برابر آن، تنها به خشونت فرصت تكرار ميدهد و مسووليت همه ماست كه اجازه ندهيم چنين رفتارهايي عادي، قابل تحمل يا فراموششدني شوند.